آیا حق با "وارش" وه بید!!

شرکت های هواپیمایی که سوار مسافران می شوند

یک زمانی شعار "حق با مشتری است" در کوچه و بازار توی گوش شهروندان زمزمه می شد اما مدت ها است در شرکت های هواپیمایی هیچ وقت حق با مشتری نیست و همیشه حق با مسوولان دفاتر هواپیمایی است که نه برای وقت تلف شده مسافران به خاطر تاخیرهای پرواز اهمیت قایل می شوند و نه وقتی که مسافران دو سه دقیقه تاخیر می کنند و هنور هم هواپیما نیم ساعت مانده تا پرواز کند دیگر حاضر به صدور کارت پرواز برای مسافران نمی شوند و برخوردشان هم آن چنان طلبکارانه و تلخ است که با هیچ شکلاتی یا قند و عسلی شیرین نمی شود!

چه هواپیما تاخیرهای چند ساعته داشته باشد و مسافران علاف  و سردرگم در فرودگاه ها در بن بست استرس و چه کنم چه نکنم گیر افتاده باشند و چه مسافرانی که برای گرفتن کارت پرواز که حداکثر سی دقیقه به زمان پرواز هواپیما وقت تعیین شده 5 دقیقه دیرتر برسند؛ که دیگر نه کارتی به آن ها تعلق می گیرد و نه جواب منطقی می شنوند و چنان باید به مسوولان دفاتر هواپیمایی برای گرفتن کارت پرواز التماس کنند که آدم را یاد سریال روزی روزگاری می اندازد که در آن "محمو پاک نیت" با حالت صریح کلمه "التماس نکن" را بیان می کرد!

در حقیقت، مسافران از این که به ناچار با حالت زار و نزار درخواست شان را برای گرفتن کارت پرواز مطرح می کنند خجالت می کشند در حالی که خانم ها و آقایان مسوول دفاتر آنچنان با قیافه های حق به جانب و با سینه های سپر کرده و سرهای بالا گرفته و گردن های افراشته در مقابل مسافران می ایستند و پاسخ منفی می دهند که انگاری سال های سال است مسافران حق شان را خورده اند و حالا نوبت آن ها است که تلافی کنند و از قضا تلافی هم می کنند و به هیچ صراطی هم مستقیم نمی شوند که کارت پرواز برای مسافران صادر کنند در حالی که به پرواز هواپیما برای مثال: از فرودگاه اهواز به تهران هنوز 25 دقیقه مانده است و اگر کارت صادر شود در مدت یکی دو دقیقه می توانند بروند و سوار هواپیما شوند اما از آنجا که خارجی های منتظر بلیت و نیز آشنایان سفارش کرده آماده گرفتن بلیت هستند قبل از آن که نیم ساعت مانده پرواز فرا برسد، شروع می کنند به فروش بلیت هایی که مسافران قبلن خریده اند! اما وقتی مسافران چند دقیقه دیر می رسند با قیافه های حق به جانب می گویند: لیست پرواز بسته شده و دیگر نمی توانیم کارت پرواز صادر کنیم چرا که از بالا دستور رسیده است!

لذا به ناچار مسافران باید دست از پا درازتر به سراغ ذفاتر دیگر شرکت های هواپیمایی بروند. هر چند که آن ها هم از آنجا که مشغول صدور بلیت پرواز برای خارجی ها و ایرانی ها دیگر هستند وقت دادن جواب سلام هم پیدا نمی کنند حتا اگر پاسخ سلام واجب باشد که هست.

این عزیزان صادر کننده بلیت- که انگاری مشغول کشف هسته مسایل هسته ای هستند آن چنان چپ چپ نگاه ات می کنند که انگاری سال های سال بدهی ات را به خاندان اش پرداخت نکرده ای!

اگر هم چند بار دیگر سلام و حال و احوال کنی و خواستار بلیت شوی یکی دو نفری را که ایستاده و نشسته اند نشان ات می دهند و با زبان بی زبانی شیرفهم ات می کنند که بایست در نوبت بایستی و صدایت هم درنیاید تا نوبتت شود؛ آن هم اگر بلیتی باقی بماند با قیمت های گزاف- که دود از کله بلند خواهد کرد- برایت صادر می کنند در غیر این صورت باید چند ساعتی صبر کنی تا نوبت پرواز دیگری فراهم شود چرا که ده ها نفر افراد خارجی که در حقیقت همان برادران و خواهران عراقی هستند با کمال احترام نه تنها دفتر فلان شرکت مشغول رتق و فتق امورشان هستند که دیگر شرکت ها از جمله همین شرکت "وارش"- که سه ماهی است ظهور کرده و مسولان دفاتر هواپیمایی شان حاضر نشدند کارت پرواز برای استادان دانشگاه و میهمانان خانه مطبوعات خوزستان صادر کنند که برای آموزش دوره گزارش نویسی به خبرنگاران خوزستانی به اهواز آمده بودند.

دو خانم و آقای دفتر "وارش" آنچنان اعلام می کردند که لیست پرواز بسته شده و کاری نمی شود کرد و بلیتی هم که خریده اید سوخته شده و باید برای رسیدن به مقصد دوباره بلیت خریداری کنند که متقاضی می ترسید اگر حرف دیگری بزند ممکن است مورد تحریم آن ها قرار گیرد و مجبور شود تا صبح روز بعد در فرودگاه بماند!

جالب تر این که شرکت کارون که تا پنج دقیقه پیش بلیت اهواز- تهران را سیصد و چند هزار تومان می فروخت یک مرتبه قیمت 524 هزار تومان را برای صدور هر بلیت صادر کرد و یکی دو مسافر از جمله ما را مات و مبهوت کرد اما زود متوجه شدیم که این چیزها در دولت تدبیر و امید عادی است که اگر این گونه نباشد باید تعیجب کرد!!

آری! نه تنها امروزه که مدت ها است شرکت های هواپیمایی با استقبال برادران و خواهران کشورهای همسایه از پروازهای هوایی دارند پادشاهی می کنند و به جای این که برخی مسافران سوار هواپیما شوند آن ها سوار مسافران می شوند و هر چه قدر هم بخواهند آن ها را سرکیسه می کنند و تازه طلبکار هم می شوند هر چند اگر چندین ساعت هم هواپیماهای شان تاخیر داشته باشند؛ کک شان نمی گزد و به هیچ کس هم پاسخ گو نیستند اما اگر یک مسافر 25 دقیقه قبل از پرواز به فرودگاه برسد و بخواهد کارت پرواز بگیرد به صرف این که 5 دقیقه تاخیر کرده است دیگر نه خبری از صدور کارت پرواز برای او است و نه هزینه ی بلیت را به او می پردازند و تازه به دروغ هم اعلام می کنند که لیست بسته شده آن هم بدون سوار کردن مسافر به جای جا ماندگان!

به راستی این چه وضعی است که برخی شرکت های هوایی به ویژه آن هایی که دو سه ماهه آمده اند و هنوز تمبر آمدن شان خشک نشده می خواهند ره ده یا شاید هم صد ساله را چند ماهه بروند؟!

مسوولان شرکت های هواپیمایی استان و اهواز و کلن مدیریت های اجرایی استان به ویژه برخی نمایندگان و سرمایه دارانی که زمانی هواپیماهای در حال پرواز را برای سوار شدن در فرودگاه می نشاندند تا از پرواز جا نمانند یا برخی نمایندگان که خود شاهد بودم هواپیمای نشسته در فرودگاه های تهران را بعد از یک ساعت علافی در حالی که چند صد مسافر همراه داشت بعد از سوار کردن فلان نماینده شروع به حرکت کرد و تهران را به مقصد اهواز ترک کرد! چه جوابی برای خدای خود دارند ما را که قابل نمی دانند که بخواهند پاسخ بدهند!

به راستی برخی مسوولان چه فرقی با مردم عادی دارند که یک نفر یک ساعت هواپیما را در فرودگاه نگه می دارد تا بتواند سوار شود اما برای دو استاد دانشگاه در حالی که 25 دقیقه مانده به پرواز هواپیما، کارت پرواز صادر نمی کنند و گفته می شود: پنج دقیقه دیر آمده اید کارت پرواز بگیرید! حالا آن کسی که هواپیمای در حال پرواز را از وسط آسمان برمی گرداند بماند!

نگارنده اگرچه به ضرب المثل:"در ناامیدی بسی امید است / پایان شب سیاه سپید است" اعتقاد دارد اما در دولتی که 6 سال است شعار "تدبیر و امید" را یدک می کشد اما زمام امور جاری مملکت را یا در دست ندارد یا فقط در ظاهر سکان کشتی شکسته هیات دولت را به دست گرفته و می راند بی آن که بداند به کجا می خواهد برود؛  نمی تواند امیدوار باشد و همان بهتر که به ضرب المثل :"کس نخارد پشت من / جز ناخت انگشت من" ایمان داشته باشد و به آن عمل کند.

ح.ب. بیرگانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsآیا حق با وارش وه بید!!