امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

 به پیش حضرت چشمت غزل چگونه بخوانم؟

 که در حضور تو افتاده لکنتی به زبانم

 مرا ز مطلع شعرم شناختی و نگفتی:

 - که از کدام خیالی که من هنوز ندانم؟

 طلسم قفل سکوتم چگونه لب بگشاید؟

 که خورده مهرسکوتی به گفت و گوی لبانم

 مگر که بال دو پلکت ز خواب عشق برآید؟

 که صبح سرد دلم را به آفتاب برسانم

 به گرگ و میش تماشا تو را چگونه ببینم؟

 که خورده سرمه ی غیبت به‌ چشم آینه سانم

 گمان آمدنت را به قاب پنجره بردم

 کشید پرده‌ی شک را بر ارتفاع گمانم

 صدای زمزمه ی دل ز غار سینه بر آمد

  نشسته ( غار حرایی) به صحن غار دهانم

  مرا به صورت باران ز ابر عشق بباران

  که در کویر جدایی سراب تشنه نمانم

  به خواب غفلت صبحم دل نماز ندارم

  مگر دوباره بخواند ( بلال) عشق اذانم

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید