نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

"شاهین نعمتی" باور دارد: بیشتر برگرداننده های ادبی ما، در هر زبانی، شناخت دقیقی از ادبیات ندارند.
به گزارش حبیب خبر، یک برگرداننده ادبی در گفتوگو با ایسنا، بازگو کرد: شمار برگرداننده های ادبی که ادبیات را خوب میشناسند و در مقام پژوهشگر به دنبال کتاب میگردند خیلی کم است. ترجمان باید بخشی از زمان خود را به جستوجو و آشنایی با کتابها بگذراند.
او گفت: شماری از ترجمان به این دلیل کتاب جدیدی را انتخاب میکنند که از کشور مبدا امتیازهایی بگیرند. این در حالی است که کتاب مورد نظر هیچ نسبتی با جامعه ما ندارد و از ابتدا پیداست که در بازار هم موفق نخواهد بود و فارغ از اینها اصلا کتاب مهمی نیست و نویسنده هم جایگاهی در ادبیات جهان ندارد.
او با تاکید بر اینکه کتابهای جدید باید با دقت دوچندان انتخاب شوند خاطرنشان کرد: ادبیات باید مشمول زمان شود تا عیارش را نشان دهد. مگر اینکه کتابی واقعا شاهکار باشد و مترجم هم داستانشناس خوبی باشد. باید این را در نظر داشت که کتاب مهم ترجمه نشده، در هر زبانی، آنقدر زیاد است که باید ابتدا به آنها سری زد.
برگرداننده مجموعه داستان "حضور سوزان"نوشته کورمک مککارتی با بیان اینکه ترجمه مکرر در ذات خود محل ایراد نیست گفت: اما چند نکته در این زمینه باید در نظر گرفته شود؛ اول اینکه رویکردمان به ترجمه دوباره چیست؟ آیا اثری که پیشتر ترجمه شده نیاز به ترجمه مجدد دارد؟ ترجمه قدیمی شده یا اساسا ترجمه اشتباه و بدی است؟
دوم اینکه با پیشفرض اینکه شرایط بالا وجود دارد، آیا ترجمه من ترجمه بهتری میتواند باشد؟ یا صرفا به خاطر شهرت کتاب و اطمینان از فروشش دست به ترجمه میزنم.
او در ادامه توضیح داد: اگر برای پرسشهای ذکر شده پاسخهای روشن و درستی داشته باشیم، ترجمه مجدد خالی از ایراد است. کما اینکه آثار بزرگ زیادی به دلیل ترجمه بد به شکل درستی در اختیار مخاطب ایرانی قرار نگرفتهاند.
نعمتی گفت: اگر کتاب خوبی انتخاب شود و ترجمه دقیق و تمیزی داشته باشد و تبلیغات خوبی برایش در نظر گرفته شود، کتاب دیده میشود.

برگرداننده رمانک "هیچگاه با همه وجودت اینجا نبودی" نوشته جاناتان ایمز با بیان اینکه دلیل اصلیای که اقبال بیشتری به کتابهای کلاسیک میشود این است که بخش بزرگی از جامعه آنها را نخواندهاند و وقتی میخواهند کتابخوانی را شروع کنند سراغ این کتابها میروند اظهار کرد: مساله اندکی پیچیده است. مثلا در نظر بگیرید کسی تصمیم میگیرد برای اولین بار در زندگیاش کتاب جدی بخواند و سراغ کتابهای زرد نرود. در این حالت مثلا «جنایت و مکافات» را انتخاب میکند و میخرد و تا نصفه میخواند و بعد کنارش میگذارد. حالا فروش این کتاب بالا رفته، اما خوانده نشده است.
او ادامه داد: این حرفم را میشود تعمیم داد و به جمعیتی درخور توجه رسید که کتاب کلاسیکی را میخرند اما نمیخوانند و فروش کتاب بالا میرود و ما گمان میکنیم اقبال به آن کتاب بیشتر است. در صورتی که اقبال را باید با «خوانده شدن» در نظر گرفت. مثلا «در جستوجوی زمان از دست رفته» شاید فروش خوبی داشته اما چند نفر آن را خواندهاند؟
برگرداننده رمان "لولیتای ویتگنشتاین" نوشته ویلیام گی با تاکید بر اینکه باید بدانیم ناشر یک بنگاه فرهنگی ـ اقتصادی است که وجه اقتصادیاش میچربد گفت: ارایه ترجمه و پذیرش آن توسط ناشر یک بازی فشار است. درست مانند هر بازی اقتصادی دیگری. مترجم باید بداند کتابش را چهگونه به ناشر بدهد تا پذیرفته شود.
او افزود: مرحله نخست ترجمه انتخاب اثر درست، با توجه به شناخت جامعه، است. مرحله دوم ترجمه دقیق و تمیز و کمنقص ـ بینقص است؛ این موضوع اعتبار مترجم را بالا میبرد و ناشر با اعمال فشار کمتری کتاب را میپذیرد. مرحله سوم مذاکره و ارایه است که اگر دو مورد بالا لحاظ شود در این بخش نیاز به تلاش چندانی نیست.
نعمتی متذکر شد: مترجم حرفهای باید بداند که چهطور کارش را عرضه کند و در نظر داشته باشد این حرفهای است که قرار است از آن ارتزاق کند. به شخصه تابهحال مشکل چندانی با ناشرها در این زمینه نداشتهام.
ارسال نظر به عنوان مهمان