امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

 امتداد این خیابان تا بیابان می رسد

بوی غربت از مسیر این خیابان می رسد

 آنقدر دلواپس تنهایی خویشم که باز/در کنارم سایه ای سر در گریبان می رسد

 چتر گسترده ست  ابری بر گدار خاطرم/ احتمال ریزش سنگین باران می رسد

 رازرقص نا به هنگام کلاغ پیر چیست؟باز دارد برف و سرمای زمستان  می رسد؟

 آاااه می بینم: پرستو- قاصد فصل بهار-

 از جنوب سرزمینی خشک و عریان می رسد

 اتفاقی در حلول فصل ها افتاده است؟/از دل خرداد وقتی ماه آبان می رسد؟

 آفتاب از مغرب چشمم گربزان گشته و/سایه روشن های مشرق  رو به پایان می رسد

 دل که روزی در قمار عشق خود را باخته ست/باورش گردیده این که نوبت جان  می رسد

 از تماشای  خیالم   واژه  خالی گشته و

 امتداد این غزل  دارد  به هذیان می رسد

 * هرمز فرهادی بابادی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید