نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

امتداد این خیابان تا بیابان می رسد
بوی غربت از مسیر این خیابان می رسد
آنقدر دلواپس تنهایی خویشم که باز/در کنارم سایه ای سر در گریبان می رسد
چتر گسترده ست ابری بر گدار خاطرم/ احتمال ریزش سنگین باران می رسد
رازرقص نا به هنگام کلاغ پیر چیست؟باز دارد برف و سرمای زمستان می رسد؟
آاااه می بینم: پرستو- قاصد فصل بهار-
از جنوب سرزمینی خشک و عریان می رسد
اتفاقی در حلول فصل ها افتاده است؟/از دل خرداد وقتی ماه آبان می رسد؟
آفتاب از مغرب چشمم گربزان گشته و/سایه روشن های مشرق رو به پایان می رسد
دل که روزی در قمار عشق خود را باخته ست/باورش گردیده این که نوبت جان می رسد
از تماشای خیالم واژه خالی گشته و
امتداد این غزل دارد به هذیان می رسد
ارسال نظر به عنوان مهمان