امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

 اشک در کاشان چشمانم گلاب قمصر است/قطره قطره داغ خون غنچه های پرپر است

 زخم آن داغی که داس باغبان بر باغ زد

 از هجوم آفت پاییز هم کاری تر است

 چیدن گل فارغ از احساس انگشت من است/ گرچه زخم خار گل زیبا و لذت آور است

 شور احساسی که دارد در دلم گل  می کند

 چون بلوغ رقص اسپندی به روی مجمر است

 دامگاه عشق چشم انداز نازیبایی ست/چون عقابی روی صید خویش سایه گستر است

 عشق و دل زوج جدایی ناپذیر هستی اند

 در مرام مذهب دل عشق پیغمبر است

 باچه شاهین ترازویی بسنجم درد را؟/ آنچه بر من می رود خارج ز حد باور است

 من دلی دارم لطیف و تردتر از برگ گل

 گرچه شکل  ظاهرش مانند سنگ مرمر است

 شعر هرمز هم اگر همپای شعر خواجه نیست/حاصل فرزند آتش توده ی خاکستر است

 *هرمز فرهادی بابادی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید