نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

استاد "هادی نیزن حسینی" شاعر بروجردی درگذشت.
استاد نیزن، فرزند "محمدحسین" شاعر و روزنامهنگار لرستانی بود، که در نهم فروردین ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در بروجرد دیده به جهان گشود.
او پس از گذراندن دوران كودكی و نوجوانی و پشتسر گذاشتن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی در سال ۱۳۴۳، به خدمت ارتش درآمد و در كنار خدمت، موفق به گرفتن دیپلم شد. با توجه به اینكه محل خدمت او در لشكر زرهی اهواز بود؛ تا سال ۱۳۵۸، در دزفول اقامت داشت. در زمان جنگ تحمیلی، به مدت ۶۰ ماه از خدمت خود را در جبههها سپری كرد و به درجه جانبازی ۲۵درصد رسید.
"نیزن حسینی" از اعضای کنشگر انجمنهای ادبی استاد مهرداد اوستا، عصر آدینه و انجمن ادبی كتابخانههای عمومی شهرستان بروجرد بود و در برگزاری نشست های این انجمنها نقش پر رنگی دارد.
او با هفتهنامههای بسیاری در بروجرد از جمله بهار بروجرد، پیغام بروجرد، فرهنگ، و... همكاری داشت.
زندهیاد نیزن، پس از بازنشستگی بیشتر به كار سرودن شعر پرداخت و در سال ۱۳۸۲ موفق به چاپ نخستین کتاب شعر خود (چلچراغ سقف باران خورده) با همکاری نشر ثالث شد. اشعار و سرودههای این دفتر به شیوه کلاسیک و با مضامین اغلب عاشقانه به چاپ رسیده است.
او سرانجام آخرین نغمهاش را در ۱۸ آبان ماه ۱۴۰۳ سرود و پر کشید.
شعری از استاد "هادی نیزن حسینی" را- که برای همسر جوانمرگشان "نسرین فلامرزی" سروده بود- می خوانیم:
گلی كه فصل خزان نیز در كنارم بود
قرار لحظهی شب های بیقرارم بود
به یك نسیم ملایم، چگونه پرپر شد
همو كه سایه مهرش، به اقتدارم بود
به جبهه بودم و او در تمام وقت فصول
خیال و خاطره هایش، طلایه دارم بود
به پشت جبهه، پدر بود بهر فرزندان
و مادرانه غرورش، به انتظارم بود
چو غنچه، چهره ماهش همیشه خندان بود
به فصل سرخ عطش نیز، سایه سارم بود
ز حسن او چه بگویم كه حسن یوسف داشت
ز عشق او چه بگویم كه گلعذارم بود
درخت زرد و خزان دیدهای اگر بودم
همیشه سبزه نگارم، چو برگ و بارم بود.
ارسال نظر به عنوان مهمان