امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

شعری از رضا بختیاری اصل

 بیست بیست و پنج

 در جست و جوی گنج

 هزارتوی آبی را

 فرانوشتیم

 و گذشتیم

 از صبح های نیامده.

- با بوسه ها اما

قراری دیگر بود.

جهان

میلاد خود را

جشن می گیرد

و انسان

همچنان

به ستایش خویش

مشغول است.

-شادا خداوند !

که از باریکه های نور

گذشته بود.

دور

اما نزدیک

دست ها

تردید را

به یک سو می افکنند

و در روز نیک

شراب و شرر

شاهد حضور تماشاست.

- می رویم در دهلیزهای دربدر

با عشق بی مرتبت

پروانگی کنیم .

- دیوارها در اورشلیم

دسته ها در اهواز

تهران لابد مدار معماست!

- با اویس قرن

در یمن

روبه رو پیدا نیست.

لیکن حکم

حکم سپید ستاره هاست.

بیست بیست و پنج

خنده، گریه، بوسه، رنج.

*رضا بختیاری اصل
۱۱ / دی ماه / ۱۴۰۳

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

  • Mohammadi.s

    شنبه 15 دی 1403 - شنبه, ژانویه 4 2025 11:48:13pm

    باسلام

    بی نظیر هم شعر هم تاریخ .....

    ارادت

    همکلاسی ??