امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

استاد محمد نوروزی بابادی و فرزند برومندش/ نگاره از: بچه نفتون

با حالی غمگین

نشسته است

کنار پنجره ای که

تارهای غروب را

شمارش می کند

این لحظه ها

 همیشگی ست

و خلوتی که

رفته ها را

نظاره گر است

و دل پیچه ای که

ناله ها را ممیزی می کند

شوری که آن روزگار

لبخند هارا به صف می کرد

و ردیف ها را

گام می بخشید

اینک مفلوک

تنها مویه می کند

و سپیده دمی که

در ابرهای تیره

پنهان است

این زخم های دل

که کهنه مانده اند

میراثی ماندگار

برای افسردگی ست

و شکوهی که در سراب

مدفون است

عازم صحرا که می شوی

آواز دردمند

در نگاه های به‌جا مانده

گوش ها را آزرده می کند

نشسته کنار پنجره

تابلوی نهال تشنه را

برانداز می کند

همراه سرنوشتی

که آگاهانه

سریال می نویسد.

*محمد نوروزی بابادی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید