نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

آن چنان با دیدنت محو تماشا می شوم/خویش را می بینم و دیوار حاشا می شوم
تا که شاید وارهم از برزخ تردید خویش/ایستاده همچنان این پا و آن پا می شوم
صبد مروارید از اعماق چشمت مشکل است/ بی سبب غرق تلاطم های دریا می شوم
گرچه دردم را درون سینه پنهان می کنم/مثل راز سربه مهری باز افشا می شوم
در خیال پرده هایی از محاق آبرو/گاه پنهانم به سایه گاه پیدا می شوم
فرض کن عکس مرا از آینه خط می زنی/کی؟ کجا؟ از قاب عکس عشق منها می شوم؟
حسن من در طول عمرم همچنان این بود و هست/با همه غیر از خودم اهل مدارا می شوم
(هرمزم) آن شاعری که گاه در وهم خودم/خالق تصویرهای ناب و زیبا می شوم
گاه اما نام خاص شاهراه آبی و/گاه نام اول هرماه معنا می شوم
ارسال نظر به عنوان مهمان