امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

سکوت

 حبیب خبر- منوچهر برون:

 "وحید کیانی" از آن چهره‌هایی است که باغ اندیشه‌اش در میان اجتماع و فرهنگ و ادبیات گل کرده است. او از دیار بلوط‌های سرافراز ایذه برخاست و با نفس‌کشیدن در هوای شعر، روح خود را در دامان واژه ها پرورش داد.

 تجربه‌های مدیریتی و اجتماعی او در پهنه‌های گوناگون، همواره در سایه‌سار دلبستگی ژرف به ادبیات و شعر بوده؛ گرایشی که نه یک تفنن، که یک هویت شخصی و زیستی برای اوست.

 کیانی از سال‌های پایانی دهه هفتاد به جرگه شاعران پیوست و به‌واسطه شاگردی در پیشگاه بزرگانی چون "قیصر امین‌پور"، نگاهش به شعر، ژرف و اندیشمندانه شد.

 او از همان آغاز نشان داد که شعر برایش نه تنها بازی با واژه‌ها که ابزاری برای بیان ژرف‌ترین لایه‌های تجربه انسانی است: تنهایی، مرگ، عشق، اندوه و امید....

 شعرهای او کوتاه‌اند، ولی در همان کوتاهی، جهانی وسیع را در خود پنهان کرده‌اند. در واژه هایش، تنهایی همچون سایه‌ای بزرگ بر روح شاعر گسترده شده، ولی این تنهایی، تنها حسرت و اندوه نیست؛ که بذر تأملی است که شاعر را به کشف حقیقت وجود وادار می‌کند.

منوچهر برون

 او در سطرهای کوتاه خود، توانسته تنهایی را از یک تجربه فردی به یک حقیقت همگانی و انسانی برساند؛ تجربه‌ای که هر خواننده شعر با آن آشناست و در آیینه سروده های او خود را بازمی‌یابد.

کتاب "پنهان در سکوت بلوط" چرخشگاهی در کارنامه کیانی است. انتخاب بلوط، نماد استقامت و اصالت زاگرس، نشان از پیوند ژرف او با ریشه‌ها و زادگاهش دارد. در این اثر، هم سکوت و هم بلوط، استعاره‌ای از زیستن در جهانی پرهیاهوست؛ جهانی که شاعر در آن به دنبال پناهگاهی برای اندیشه و معنا می‌گردد.

آنچه شعر "وحید کیانی" را جدا می‌کند، شفافیت و روراستی آن است. او بی‌آنکه در پیچیدگی‌های زبانی گرفتار شود، با واژه‌های ساده اما ژرف، مخاطب را درگیر می‌کند. اشعارش به گونه‌ای است که خواننده در همان نگاه نخست حس می‌کند با زبان دل و تجربه زیسته روبه‌روست، نه با صنعت ادبی.

در کنار کارنامه اجتماعی و فرهنگی، حضور او در پهنه شعر گواه آن است که می‌توان در میان کاروبار‌ اداری و مسوولیت‌های اجتماعی، چراغ شعر را روشن نگاه داشت.

"کیانی" نمونه‌ای است از شاعری که زندگی‌اش درهم‌تنیدگی مسوولیت اجتماعی و تعهد ادبی است و همین آمیزه، به شعرش ژرفایی دوچندان بخشیده است.

او بانگ بلوط است، آوای تنهایی‌های انسانی و پژواک اندوه‌ها و امیدهایی که در دل مردم این سرزمین جاری است. شعرش کوتاه است ولی مانند تیشه‌ای بر سنگ، ردی ژرف و ماندگار به جای می‌گذارد.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید