امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

هنر ناب شعر برابر طراشعر!

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:

گفته می شود: "طراشعر" یک شیوه خلاقانه برای بیان هنری است که به دنبال کشف ظرفیت‌های زیبایی‌شناختی جدید در زبان فارسی و ترکیب آن با هنر طراحی است. یا اینکه آمیزه ای از یک ژانر هنری و ادبی است که مرز میان شعر و هنر تجسمی را کمرنگ می‌کند." ولی...

نمی دانم چرا با نگاه و کاوش در این شیوه یاد کتاب های دبستانی و "تصمیم کبری" می افتم. یا کتاب هایی که با نقاشی و قصه هایی ساده کودکان را جذب خود می کرد ولی کودکان زمانی که نوجوان و جوان شدند دیگر تصاویر برای شان جالب نبود چرا که با بهره‌گیری از خیال نیاز به عکس و نقاسی نداشتند....

مدتی است سبک تازه ای از شعر ابراز وجود کرده و فردی خود را بنیانگزار آن می داند و درصدد تبلیغ این شیوه و حتا بازتاب مانیفست یا مرام نامه آن است. او کتابی هم چاپ کرده و دیدگاه های چند تن از شاعران را گرفته و در کتاب "طراشعر" درج کرده است. آنانی که شیفته این سبک شعر هستند می توانند در برخی کتابفروشی این کتاب را خریداری کنند.

اکنون می پردازیم به طراشعر: از دیدگاه نگارنده شاید بشود طراشعر را لقمه جویده‌ای دانست که تخیل شاعر را تنبل می‌کند! ولی در اینجا چند پرسش ابراز وجود می کنند:

 در طراشعر، آیا نقاشی با واژگان، لذت شعر را از میان می‌برد؟ زمانی که تصاویر به کمک شعر می‌آیند، آیا اندیشه می‌میرد؟ آیا مرز باریک طراشعر و هنر تجاری را شعر بنامیم یا تبلیغ؟! بی گمان این پرسش ها را تنها خوانندگان طراشعر می توانند پاسخ بگویند نه فردی که می خواهد این سبک را جهانی کند! 

 "طراشعر"؛ شعر یا تبلیغ

 *اهمیت تخیل و کنشگری اندیشه: یکی از بزرگ‌ترین لذت‌های خواندن شعر، درگیر شدن اندیشه و قدرت تخیل خواننده است. در شعر کلاسیک، استعاره‌ها، تشبیه‌ها و ایهام‌ها مانند پازلی هستند که خواننده باید آن‌ها را حل کند تا به لایه‌های عمیق‌تری از معنا برسد.

طراشعر با ارایه تصاویر بصری آماده، این فرآیند ذهنی را نادیده می‌گیرد و به نوعی لقمه جویده‌شده‌ای را ارایه می‌دهد که دیگر نیازی به تلاش برای درک ندارد!

*مقایسه با روش‌های آموزشی ابتدایی: روش‌های آموزشی در دبستان که از عکس برای فهم بهتر استفاده می‌شود، بسیار هوشمندانه است زمانی که اندیشه به بلوغ می‌رسد و به درک انتزاعی می‌رسد، دیگر نیازی به این ابزارهای کمکی نیست. این نشان می‌دهد که شعر راستین، برخلاف طراشعر، مخاطب خود را بزرگسال و دارای قدرت تخیل می‌بیند.

*حفظ اصالت و جوهر شعر: باور دارم که بزرگان شعر فارسی مانند حافظ و مولانا، با استفاده از واژه ها، موسیقی، و عواطف ناب، اثری خلق کرده‌اند که تنها با خواندن به جان می‌نشیند. افزودن تصاویر، از اصالت و غنای این آثار می‌کاهد.

"شراب شعر" را باید با ذهن نوشید، نه با چشم دید. این نکته به تمایز اساسی میان شعر به عنوان یک هنر شنیداری/خواندنی و هنرهای تجسمی اشاره دارد.

*تفاوت بنیادین شعر و هوش مصنوعی: هوش مصنوعی شاید بتواند بر اساس الگوها، شعر بسازد و نقد کند، ولی قادر به درک و بیان عاطفه، خیال، و جوهر وجودی که در شعر واقعی وجود دارد، نیست.

 این جوهر انسانی است که شعر را ارزشمند می‌کند و طراشعر با تمرکز بر ظاهر، از این جوهر دور می‌شود.

نتیجه‌: طراشعر نه یک شعر، بلکه یک هنر تلفیقی است که در آن عنصر طراحی بر عنصر شعر چیره شده است. باور دارم که شعر باید ذهن را به چالش بکشد و مخاطب را از راه واژگان به کشف معنا و لذت برساند، نه اینکه همه چیز را از پیش آماده کند و ارایه دهد. این یک نگاه ژرف و راستین به هنر شعر است که آن را از سایر هنرها متمایز می‌کند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید