امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

استاد هرمز فرهادی بابادی

 حال مرا مپرس که حالم نگفتنی ست/آیینه در قضاوت آهن شکستنی ست

 چشمی مرا ندید که بالم شکسته است/حال عقاب در تب پرواز دیدنی ست

 وقتی پرنده ای به قفس خو گرفته است/حرف از پرنده نیست که پرواز مردنی ست

 فریاد در سکوت به طغیان  نمی رسد/بر چله ی سکوت نسیمی وزیدنی ست

 گل را گلاب نیست که خون گریه ی گل ست/فتوا که داده است که هر غنچه چیدنی ست؟

 پرگار فهم عشق به سرگیجه آمده ست/اندیشه اش ز مرکز دل پاکشیدنی ست

 جای گلایه نیست که تقدیرم آتش است/اینجا درخت خشک بر آتش نهادنی ست

 هر لحظه ای ز عمر که رهن نفس شده ست/تکرار قصه ای ست که تلخ و شنیدنی ست

 رو بر نماز شعر به دیدار من بیا/امشب دو باره طبع خیالم شکفتنی ست

 *هرمز فرهادی بابادی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید