نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

نشست «قصههای آسیهآباد» با حضور رضا فیاضی (بازیگر، نویسنده، شاعر و کارگردان) در روز پنجم آذرماه در تالار شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در اهواز برگزار شد.
این برنامه بخشی از رویدادهای سومین جشنواره ادبی شکرستان بود.
*سخنان مجری:
فردین کوراوند، مجری برنامه، با خوشامدگویی به رضا فیاضی، از شرکت توسعه نیشکر برای برگزاری رویداد شکرستان در بخشهای گوناگون (از جمله رسانه، ادبی، عکاسی و نقاشی) در پنج سال گذشته و اضافه شدن بخش ادبی در سه سال اخیر تشکر کرد.
او همچنین از مدیر روابط عمومی شرکت توسعه نیشکر و دبیر جایزه ملی شکرستان، و داوران و فرهیختگان بخش ادبیات مانند دکتر بهمن ساکی و دکتر محمدرضا شکاری قدردانی کرد.
* وظیفه صنعت، تنها فعالیتهای عمرانی نیست

مدیر روابط عمومی شرکت توسعه نیشکر، در سخنانی بر لزوم انجام مسوولیتهای اجتماعی این شرکت تأکید کرد و گفت: وظیفه صنعت، تنها فعالیتهای عمرانی مانند مدرسهسازی و جادهسازی نیست، بلکه باید در بخش علوم انسانی نیز به مسوولیتهای خود عمل کند.
اهمیت جشنواره: برگزاری این جشنوارهها خدمتی اندک به جامعه هنری و شهروندان پیرامون شرکت است.
مساله آلایندگی: دکتر "ولید آلبوناصر ناصر"، در پاسخ به نگرانی آلایندگی شرکت، یادآور شد: در سال جاری صد در صد برداشت نیشکر بهصورت سبز انجام شده و شرکت هیچ سهمی در آلودگی هوا نداشته است.
تولید: شرکت توسعه نیشکر سالانه حدود ۴۵ درصد از شکر مورد نیاز کشور (با رکورد ۸۰۰ هزار تن امسال)، ۸۰ درصد الکل طبی و ۱۰۰ درصد شکر دارویی را تولید میکند.
تولید MDF از باگاس: او گفت: شرکت توسعه نیشکر تنها شرکتی است در جهان که MDF را از باگاس (تفاله نیشکر) تولید و سالانه از قطع شش میلیون درخت جلوگیری میکند.
*شناساندن و داستانخوانی "رضا فیاضی"
نشست «قصههای آسیهآباد» به مناسبت مجموعه داستانهایی از استاد "رضا فیاضی" با همین نام برگزار شد.
شناساندن: رضا فیاضی به دلیل زاده شدن در سال ملی شدن نفت، تا مدتها «ملی» نامیده میشد؛ اهواز، آسیابآباد، محل زندگی کودکیاش (لین پنج، پلاک بیست و سه)، خاطره های بسیاری در دل خود دارد و با دیدن دوباره استاد فیاضی گل از رویش می شکفد.
رونمایی: در این نشست، از مجموعه نمایشنامه جدید فیاضی با عنوان «کابوسهای شبانه م. ثریا» رونمایی شد. او این کتاب را تلنگری به نویسندگان و شاعرانی دانست که «قلم شان را میفروشند».
داستانخوانی: فیاضی داستانی از مجموعه «قصههای آسیهآباد» درباره نداشتن تلویزیون و ماجراهای خانوادهاش با تلویزیون آقای «سیاه پلو» (صاحبخانه) را خواند که مورد توجه باشندگان در نشست قرار گرفت و آنان را به شور آورد.
داستان با شور و هیجان توصیف میشود و در نهایت با ایثار مادر فیاضی (که النگوهایش را میفروشد تا قسطی تلویزیونی کوچک برای بچهها بخرند) و تبدیل حیاط کوچک آنها به محلی برای تماشای جمعی همسایهها پایان مییابد.
*شعرخوانی شاعران خوزستانی
در این نشست دو تن از استادان پیشکسوت به شعرخوانی پرداختند:
دکتر بهمن ساکی: دو قطعه شعر خواند؛ یکی به نام «ایران من» در وصف میهن، و دیگری به نام «بیش بادا» که به زحمتکشان صنعت نیشکر تقدیم شده است.
جان منی رخصت بده تا من تنت باشم/ پیراهنم باشی و من پیراهنت باشم/ گاهی تو تن باشی و من پیراهنت گاهی/ گاهی تو پیراهن شوی من هم تنت باشم/ من شانه باشم غصه های بی کرانت را/ در وقت غم امید صبح روشنت باشم/ تو شانه باشی گریه های بی شکیبم را/ مادر پدر باشی و من بر دامنت باشم/ می خواهم ای بالا بلند ای خانه ی گلگون/ پروانه ای گرد چراغ روشنت باشم/ یک عمر بودی مامنم ای سرزمین من/ یک چند هم بگذار تا من مامنت باشم/ ای ساکن جان و دلم ای میهنم ایران/ بگذار تا از جان و از دل میهن ات باشم/ ای ایستاده در غبار غم مرا این بس/ مثل غباری شهروند دامنت باشم/ با نغمه زاینده رود و غرش کارون/ همراه تو سرمست شور خواندنت باشم/ در لحظه همخوانی آواز ای ایران/ من همنوا با نغمه مرد و زنت باشم/ ای مرزهایت پر گهر وقت خطر/ باید من جلوه ای از هیبت مرد افکنت باشم/ کوشیده ام باری به دوش تو نیندازم/ حاشا اگر دستی و بال گردنت باشم/ آرش! اگر می خواهی اینک جان اینک تن/ تیری اگر باشم به چشم دشمنت باشم/ من قله زادم در مصاف دشمنان تو/ غران و پیچان آمدم تا بهمن ات باشم "
«بیش بادا»
این شعر به تولید نیشکر و اهمیت آن برای خوزستان و ایران میپردازد و زحمتکشان این صنعت را میستاید.
" بیش بادا خاک خوزستان شکرباری کند/ رونق این خطه را از جان شکرباری کند/ گر بسنجی خاک خوزستان چه بینی غیر زر/ در ترازو خاک این سامان شکرباری کند/ کفه ی انصاف را میزان کند شاهین عدل/ با زر و شکر اگر میزان شکر باری کند/ نیشکر بندد کمر تا کام جان شیرین شود/ رگ رگش از ریشه تا شریان شکرباری کند/ قد فرازد نیشکر کاواز شادی سر دهد/ بند بندش از بن دندان شکرباری کند/ گوییا بسته است قامت تا به جای آرد نماز/ صف به صف شام و سحرگاهان شکرباری کند/ بر زبان دارد شکر از شکر نعمت کردنش/ هر زمان با ذکر یا من نان شکر کند/ چای گیلان را گوارا می کند با لطف خویش/ شکر خوزی چو در فنجان شکر باری کند/ از کمال همنشین نامش بلند آوازه است/ گرچه ندان چون شکر طبع آن شکر باری کند/ ظرف از مظروف خود این شهرت شیرین گرفت/ هر کجا قندان دو صد چندان شکرباری کند/ بیش بادا رونق این سفره تا عالم بجاست/ نیشکر بر سفره ایران شکرباری کند/ کاغذی که از نیشکر بر کف نویسد شعر من/ تا ابد آن کاغذ زرسان شکرباری کند/ کلک زرینش سزا آن کلک شیرین که نوشت/ بیش بادا خاک خوزستان شکرباری کند "
در ادامه استاد "سید لطفالله ناصری"، شعری با نام «زن امرو» به گویش بهبهانی خواند.
فردین کوراوند (مجری): شعر اهوازی خود را با نام «خوشا اهواز» خواند که در پاسخ به دغدغه نداشتن شعری مشابه «خوشا شیراز» برای اهواز سروده است.
"خوشا اهواز و خلق و خوی بیمانند اهوازی/ خوشا اردی بهشت خفته در اسفند اهوازی/ ببین در آسمان مردمان رنگ در رنگش/ چه گونه میدرخشد بیرق پیوند اهوازی/ سپر کردند سینه در بلا یک عمر و خرسندند/ تبار عاشقان تا ابد خرسند اهوازی/ میان ترکش و خمپاره ها خوردند سوگندی/ به سختی و درستی شهره شد سوگند اهوازی/ سلام ما به نخلستان میان هُرم تابستان/ به شیرینی خرماهای همچون قند اهوازی/ به مهر مهران و خاک باران خورده پاییز/ به شب های بلند و روشن و دلبند اهوازی/ اگرچه خاک ایران یک سره شیرین گشادی است/ ندیدم شادتر شیرین تر از لبخند اهوازی/ سلام و صد دعا از من نثار مادرم ایران/ سلام صد دعا از من از این فرزند اهوازی"
گفتنی است شعرهای هر سه شاعر خوزستانی مورد تشویق های بی امان باشندگان در نشست قرار گرفت.
در پایان، شاعران و نویسندگان خوزستانی با استاد رضا فیاضی عکس یادگاری گرفتند.
ارسال نظر به عنوان مهمان