نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

در خوزستان، همیشه چیزهایی هستند که دیده نمیشوند.
صدای ساز در خیابانهای اهواز، لهجههای درهمتنیده و البته تیاتری که برخلاف بسیاری از استانها، تنها هنر نیست، بخشی از زیست اجتماعی مردم است.
آیین پایانی سیوهفتمین جشنواره تیاتر خوزستان، بیش از آنکه یک رویداد هنری باشد، نمایشی از یک درخواست بزرگ بود:
اینکه تیاتر دیگر نمیتواند با حمایتهای مناسبتی یا دورهای زنده بماند.
این هنر، برای نفسکشیدن، سیاست فرهنگی پایدار، بودجه کافی و چشمانداز روشن میخواهد.
استاندار خوزستان با طرح مفهوم «نرمافزار توسعه» سخن مهمی گفت؛ سخنی که اگر از حد شعار عبور کند، میتواند نقطه آغاز یک تغییر باشد.
توسعه بدون فرهنگ، ساختمان بیفونداسیون است. آنچه استان را از وضعیت موجود به آینده مطلوب میرساند، تنها بتن و آسفالت نیست؛ سرمایه اجتماعی است و تیاتر یکی از مهمترین کارخانههای تولید سرمایه اجتماعی به شمار میرود.
اما پرسش راهبردی اینجاست:
آیا خوزستان ساختار لازم برای تبدیل این شعار به برنامه دارد؟
"رضا مردانی" به درستی از نبود «نقشه راه» سخن گفت.
تیاتر خوزستان در سالهای اخیر، میان جشنوارههای دوره ای، تغییر مدیران، نبود سازوکار مالی پایدار و فرسایش زیرساختها گرفتار بوده است.
زمانی که یک جامعه هنری دههها تنها با غیرت و تعهد شخصی زنده مانده باشد، زمان آن رسیده که غیرت تبدیل به سیاست عمومی شود.

در خواست "حسین براتی" برای احیای جشنواره تیاتر عربی و جشنواره ملی فتح خرمشهر نیز تنها مطالبه صنفی نیست؛ یک ضرورت راهبردی است.
اگر خوزستان قرار است به مرکز دیپلماسی فرهنگی و هنری در منطقه تبدیل شود، این دو جشنواره بهترین فرصتاند:
یکی برای ارتباط با همسایگان عرب، دیگری برای بازآفرینی روایت مقاومت در چارچوبی تازه و جهانی.
ولی توسعه تیاتر با سخنرانی و سپاسگزاری از پیشکسوتان انجام نمیشود که نیازمند چهار کار آنی است:
۱) تدوین نقشه راه فرهنگی با مشارکت هنرمندان راستین، نه تنها مدیران.
تیاتر باید در سیاستهای استان جایگاه رسمی و الزامآور داشته باشد.
۲) ایجاد صندوق حمایت مالی برای تولید و آموزش تیاتر.
خوزستان استعداد دارد، اما چراغ سالنها با استعداد روشن نمیماند با بودجه میماند.
۳) فعالسازی دیپلماسی هنری با عراق و کشورهای خلیج فارس.
این ظرفیت، از اهواز تا بصره، یک فرصت تاریخی است که هنوز بهکار گرفته نشده است.
۴) احیای جشنوارههای متوقفشده و تثبیت دبیرخانه دایمی برای آنها.
جشنوارهای که هر سال بلاتکلیف باشد، نمیتواند نقش ملی پیدا کند.
*برداشت پایانی:
تیاتر خوزستان تنها نیازمند پشتیبانی نیست؛ نیازمند درک شدن است.
چون این هنر، ستون فرعی فرهنگ نیست که بخشی از امنیت اجتماعی، هویت محلی و حتا دیپلماسی منطقهای است.
اگر این حقیقت درک شود، جشنواره سیوهفتم نه پایان یک دوره که آغاز دوران جدیدی خواهد بود؛ دورانی که در آن صحنههای تیاتر، موتور توسعه فرهنگی و اجتماعی استان میشوند.
* حبیب خبر- علی حمید
ارسال نظر به عنوان مهمان