امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

 شعر تازه ای از «منوچهر برون»+ خوانش «هوشیارزاده»

 هیچ‌کس

 زندگی‌اش را

 در یک قاب جا نمی‌دهد

 

 عکس‌ها

 فقط لحظه‌هایی‌اند

 که غم‌ها پیش از ثبت شدن،

 از کادر کنار رفته‌اند

 مانند مهمان‌های ناخوانده

 که همیشه

 یک قدم دیرتر می‌رسند.

 

مردم

بهترین نور را پیدا می‌کنند،

لبخند را صاف

دل‌شکستگی را پشتِ پرده پنهان

و بعد

جهان را دعوت می‌کنند

به دیدن چیزی

که «همه» آن‌ها نیست.

 

پس حسرت نخور

رفیق

هر قاب

یک «انتخاب» است

نه «حقیقت».

 

زندگی واقعی

میان عکس‌ها نمی‌ماند

میان نفس‌هاست

میان دو ضربانِ خاموش

جایی که هیچ دوربینی

نمی‌بیند

ولی خدا

می‌شنود.

*منوچهر برون

*****

زندگی فراتر از قاب‌ها؛

نگاهی شاعرانه به جهان منوچهر برون

شعر منوچهر برون، شاعر خوزستانی، با یک تصویر آغازین قدرتمند و استعاری، توجه خواننده را به واقعیت‌های پنهان زندگی جلب می‌کند:

«هیچ‌کس/ زندگی‌اش را / در یک قاب جا نمی‌دهد؛»

این مصرع، هم به معنای واقعی و هم به معنای استعاری عمل می‌کند؛ واقعیت زندگی را فراتر از ثبت تصاویر و لحظات محدود نشان می‌دهد و تأکیدی بر عمق و پیچیدگی تجربه انسانی است. انتخاب کلمه «قاب» برای تصویر کردن محدودیت‌های ثبت لحظه‌ها، با شیوه‌ای مدرن و تصویری، یکی از نقاط قوت شعر است.

شاعر در ادامه، تضاد میان واقعیت و ثبت آن را با ظرافت به تصویر می‌کشد:

«عکس‌ها / فقط لحظه‌هایی‌اند/ که غم‌ها پیش از ثبت شدن/ از کادر کنار رفته‌اند»

اینجا «مهمانی‌های ناخوانده» استعاره‌ای است برای وقایعی که پیش‌بینی‌ناپذیر و از قلم افتاده‌اند، و شاعر توانسته است با بیانی ساده و در عین حال شاعرانه، حس غفلت یا گذر لحظه‌ها را منتقل کند.

بخش سوم شعر، نگاه اجتماعی و روانشناختی شاعر را نشان می‌دهد:

«مردم / بهترین نور را پیدا می‌کنند/ لبخند را صاف/ دل‌شکستگی را پشتِ پرده پنهان»

این ابیات بیانگر نوعی «نمایش زندگی»ست؛ مردم آنچه را نشان می‌دهند که قابل تحمل یا پذیرفته شده است، و در پس پرده واقعیت دیگری وجود دارد. در اینجا، برون با زبانی ملایم و بدون تحمیل، نقد اجتماعی مختصری را هم در دل شعر جای داده است.

پایان شعر، با بازگشت به تجربه انسانی و معنوی، اثری شاعرانه و در عین حال فلسفی ایجاد می‌کند:

«زندگی واقعی/ میان عکس‌ها نمی‌ماند/ میان نفس‌هاست/ میان دو ضربانِ خاموش/ جایی که هیچ دوربینی نمی‌بیند/ ولی خدا/ می‌شنود

این بندها، شعر را از سطح تصویر و روایت بصری فراتر می‌برد و به «لحظه‌های نادیدنی» و تجربه درونی انسان اشاره می‌کند. تقارن میان ملموس و غیرملموس، تصویری و معنوی، حس لطیف و عاطفی را در ذهن خواننده تثبیت می‌کند.

**همآوری

*قوت‌ها:

استفاده از استعاره‌های تصویری قوی («قاب»، «عکس‌ها»، «مهمانی‌های ناخوانده»).

لحن انسانی و احساسی که همدلی ایجاد می‌کند.

ترکیب هنر بصری و تجربه فلسفی در انتهای شعر.

زبان ساده اما عمیق، قابل فهم برای طیف وسیعی از مخاطبان.

*نقاط قابل توجه برای توسعه:

در برخی بخش‌ها، جریان اندیشه کمی پراکنده می‌شود؛ مانند «قاب» به «مردم» و سپس به «خدا»؛ با کمی پیوند و علامت‌گذاری می‌توان انسجام بیشتری ایجاد کرد.

گاهی واژه‌ها می‌توانند کمی جایگزین شوند تا ریتم و موسیقی داخلی شعر روان‌تر شود.

*برداشت پایانی

شعر منوچهر برون، اثری است احساسی و فلسفی که با ظرافت تصویری و زبان ساده، تجربه راستین زندگی و فاصله میان ظاهر و حقیقت را به خواننده منتقل می‌کند. این اثر، هم به عنوان یک شعر فردی و احساسی و هم به عنوان یک نقد اجتماعی ظریف، ارزشمند است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید