نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:
استاد "سیروس شجاعی فر" نامور به (منشط اهوازی) شاعری است که زنده یاد استاد "شهریار" از او به نیکویی یاد کرده است.
"شجاعی فر" شبی در انجمن "خروش کارون" اهواز شعر خواند و استاد "بقالان" شعر زیر را تقدیم اش کرد و او هم پاسخ داد:
غزلی از استاد "محمد بقالان" تقدیم به "منشط" شعر خوزستان
"از نی ی نغمه اش، شکر میریخت
چون گل صبح، عطرِتر میریخت
از لبش شهدِ شعر، جاری گشت
کَز نی ی بوریا شکر میریخت
مِثلِ سلطان، که بارعام دهد
از لبش واژه چون گُهَر میریخت
گاهی او، از زمان جلو می زد
گه: به ذِهنِ زمان، اَثر میریخت
انجمن ماتِ شعر"منشط"بود...
کَز دُرّ واژه، سیم و زر میریخت
خواب دیدم دوباره آمده است
دلم اسپند بر شرر میریخت
باغِ رویایِ من، شکوفه گرفت
اشک شوقم، زِچشمِ تَر می ریخت "
*****
پاسخِ استاد "منشط اهوازی" به استاد "بقالان":
"من کجا وّ جنابِ بقالان
او همه لطف و من، همه خذلان
شعر اگر هست، شعر او باشد
شعر من، کس نمیخرد چندان
گاه یادی کند به مهر از ما...
گرمتر از هوای خوزستان
دور دیدم پیامکت ور نه
زود می دادمی جواب به آن
بعد از این حرفا سلامم را
خدمت خانواده ات برسان"
*****
انجمن «خروش کارون»؛ بستری برای گفتوگوی ادبی و همافزایی شاعران؛
گفتوگوی شاعرانه "بقالان" و "منشط اهوازی" در قلب خوزستان
شعر همیشه پلی بوده است میان دلها و ذهنها؛ در خوزستان این پل گاه در انجمنهای ادبی و دیدارگاه هایی چون «خروش کارون» استوار می شود؛ جایی که شاعران، هم چون نغمهسازان روح، واژههای خود را نه برای همگان، که برای همنسلان و شیفتگان شعر هویدا می شود.
در این میان، دو نام برجسته، استاد "محمد بقالان" و استاد "سیروس شجاعی فر"، متخلص یا نامور به «منشط اهوازی»، نمایانگر روح آفرینشگر و دوسویه این پهنهاند.
غزل تقدیمی استاد "بقالان" به استاد"منشط"، همانند نغمهای است که از نی بیرون میآید و شکر میریزد؛ او با تصاویری زنده و ملموس، شعر را همچون شهد جاری از لب شاعر جاری میکند و واژهها را همچون گوهر در بارگاه ادب تقدیم میکند.
ترکیب استعاری «از نی ی نغمه اش، شکر میریخت / چون گل صبح، عطرِتر میریخت» نه تنها تصویر زیبایی از لطافت واژهها ایجاد میکند، که حس سرشار از شوق و احترام را نیز منتقل میسازد.
بقالان در این غزل، منشط را چون سلطان ادب معرفی میکند که در بارگاه واژهها، کرامت و سخاوت به خرج میدهد.
شعر بقالان با مهارت خود در همآمیزی حس و تصویر، هم زمان جلوهای از قدرت واژه و هم لذت معنایی شعر را به نمایش میگذارد.
گزارههایی چون «گاهی او، از زمان جلو می زد / گه: به ذهنِ زمان، اثر میریخت» شاعر را فراتر از زمان روزمره مینشاند و او را در قامت آفرینشگر و نوکار مینشاند که میتواند بر زمان و اثرگذاری واژهها فرمان براند.
همزمان، بقالان با تصویر «باغ رویای من، شکوفه گرفت / اشک شوقم، زِ چشمِ تر می ریخت» تجربهای شخصی و عاطفی را نیز به این تقدیم اضافه میکند، به گونهای که شنونده و خواننده نه تنها به عظمت شاعر پی میبرد، بلکه درگیر احساسات شاعر میشود.
و اما پاسخ "منشط اهوازی"، با فروتنی، نقطه مقابل غزل ستایشگرانه بقالان است و نشان میدهد که حتا شاعران بزرگ نیز از فروتنی و احترام متقابل بهره میجویند.
او خود را در مقام خذلان میبیند و بقالان را مالک شعر و هنر میشناسد؛ «شعر اگر هست، شعر او باشد / شعر من، کس نمیخرد چندان» بیانگر فروتنی منشط و تمرکز بر ارزش والای هنر دیگران است. این پاسخ نه تنها یک تکریم به بقالان، که جلوهای از اخلاق و روحیه نیکوی ادبی در خوزستان است.
در لایهای دیگر، این تبادل شعری بیانگر گفتوگویی میان دو نسل یا دو نگاه ادبی است: بقالان با ستایش و ارادت و منشط با فروتنی و بازگشت سلام و مهر.
این همکنش، بیش از آنکه رقابت باشد، نشانه همافزایی و روح همگانی انجمنهای شعری است که خوزستان را از دیرباز سرزمین شاعران و آفرینشگران فرهنگی نام نهاده اند.
نکته قابل اندیشه، توجه هر دو شاعر به فضایی انسانی و بومی است؛ بقالان با «گرمتر از هوای خوزستان» و منشط با «خدمت خانوادهات برسان» پیوندی محکم میان هنر و زندگی روزمره برقرار میکنند. در اینجا شعر نه تنها بیانگر زیبایی واژه، بل رسانهای برای انتقال ارزشهای اخلاقی و فرهنگی است.
این دو غزل، افزون بر جنبههای ادبی، بازتابی از فرهنگ خوزستان و احترامی است که در میان اصحاب ادب وجود دارد. احترام به استاد، توجه به همنسلان، و همزمان نشان دادن لطافت واژه و قدرت تصویر، همه مؤلفههایی هستند که این تبادل شعری را فراتر از یک تقدیم معمولی میبرد و به اثری ماندگار در در دل حافظه ادبی استان می نشاند.
در پایان، این ژرف نگری میتواند الگویی برای جوانترها و علاقهمندان به شعر باشد: ادب، فروتنی و در همان سان، جسارت در بیان و آفرینش تصویر، ترکیبی است که هم در زندگی و هم در شعر، اثرگذار و ارزشمند است.
غزل بقالان، درخشانی و شکوه واژهها را مینمایاند و پاسخ منشط، فروتنی و منش ادبی را برجسته میسازد و این، همان چیزی است که خوزستان و فرهنگ شعر این سرزمین را زنده نگه میدارد.
ارسال نظر به عنوان مهمان