امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

رؤیافروشی با پورشه اجاره‌ای

 «لابد وضع بابات خیلی خوبه که همچین ماشینی داری؟»

جوان لبخند می‌زند، دستش را طوری بالا می‌آورد که ساعت برند و آیفونش در قاب دیده شود. با اعتمادبه‌نفس می‌گوید: «نه، این خونه هم مال خودمه، با پول خودم خریدم. فقط کافیه کلمه فلان رو کامنت کنین تا منم بهتون یاد بدم چطوری.»

چند هزار نفر همان لحظه کامنت می‌گذارند، در حالی که ماشین پورشه اجاره‌ای است، آیفون ماکت، و خانه متعلق به کسی دیگر. آن جوان نه «نماد موفقیت»، بلکه بازیگر یک صحنه از پروژه بزرگ «رؤیافروشی» است.

از شبکه‌های بازاریابی تا پکیج‌های دلاری

بعد از تب بازاریابی شبکه‌ای و سایت‌های شرط‌بندی، حالا پدیده‌ای تازه در فضای مجازی رواج یافته است؛ فروش رؤیای «درآمد دلاری بدون زحمت». این تبلیغات بیش از آنکه درباره‌ی آموزش باشد، درباره‌ی اثرگذاری است.

لبخندهای محاسبه‌شده، نور آفتاب بر کاپوت ماشین‌های لوکس، خانه‌های بزرگ با قاب‌بندی حرفه‌ای و دیالوگ‌های کوتاه، همه برای تحریک ذهن مخاطب طراحی شده‌اند.

الگوریتم‌ها نیز به کمک می‌آیند؛ چون نرخ تعامل بالا دارند، این ویدئوها مدام در اکسپلور پخش می‌شوند و هیچ‌کس هم صحت‌سنجی نمی‌کند. ماشین‌ها اجاره‌ای‌اند، لباس‌ها قرضی و موفقیت‌ها خیالی. اینجا دوربین ابزار فریب است نه آموزش.

چرا ذهن‌های خسته راحت‌تر فریب می‌خورند؟

قربانیان رؤیافروشی معمولاً ساده‌لوح نیستند؛ بلکه خسته‌اند. خسته از کار بی‌ثمر، حقوق ناکافی و احساس بن‌بست. در چنین وضعی وعده‌ی درآمد دلاری و آزادی مالی، مثل نوری در تاریکی است.

جامعه‌شناسان می‌گویند این مدل فریب‌ها بر بستر ناامیدی اقتصادی و عطش دیده‌شدن رشد می‌کند. جوان امروز در رقابتی پرتنش برای نمایش موفقیت ظاهری قرار دارد؛ جایی که ماشین، موبایل و سفر خارجی معیار «ارزش» شده‌اند. رؤیافروشان دقیقاً همین میل به تمایز و فرار از بی‌قدرتی را هدف می‌گیرند.

اما این امید کوتاه است؛ کسی که پکیج می‌خرد برای مدتی احساس «در مسیر موفقیت بودن» دارد، تا وقتی بفهمد هیچ درآمدی در کار نیست. رؤیافروشی اقتصادی است که بر روان خسته‌ی جامعه بنا شده — جایی که پول و منزلت هم‌زمان وعده داده می‌شوند و هم‌زمان از دست می‌روند.

تشخیص رؤیای واقعی از فریب مجازی

میان رؤیا و فریب، مرز باریکی وجود دارد. شناخت این مرز، نخستین گام نجات است:

کسب‌وکار واقعی هیچ‌وقت وعده‌ی ثروت فوری نمی‌دهد و از نمایش زرق‌وبرق می‌پرهیزد.

اگر دوره یا پکیجی، سود بالا را بدون توضیح فرآیند وعده می‌دهد، همان لحظه باید چراغ هشدار روشن شود.

هویت و سابقه مدرسان باید قابل‌پیگیری باشد: مجوز، شماره ثبت، سوابق حرفه‌ای و نمونه‌کار.

مؤسسه‌های آموزشی معتبر نام مدرس، سرفصل‌ها و منبع علمی را اعلام می‌کنند، نه «راز شخصی موفقیت».

اصل ساده است: هرجا رؤیا زیاد و پاسخ شفاف کم است، فریب نزدیک است.

دنیای واقعی ثروت از تلاش، آموزش و زمان ساخته می‌شود؛ نه از پورشه اجاره‌ای، آیفون ماکت و وعده‌ی «درآمد دلاری فوری».

منبع: روزنامه خراسان

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید