امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

راندن بهترین‌ها؛ درد دیرینهِ مدیریت ایران

 حبیب خبر- عبدالحمید گل افشان:

 در گوشه و کنار این سرزمین گاهی شاهد خداحافظی مدیرانی هستیم که گویی از جنس دیگری ساخته شده‌اند!

 مدیرانی که با شور و اشتیاق وصف‌ناشدنی با تعهد و تخصص مثال‌زدنی در مدت زمان کوتاهی چنان تحولی در سازمان خود ایجاد می‌کنند که همگان را به حیرت وامی دارند.

 ولی افسوس که این ستودن‌ها دیری نمی‌پاید و ناگهان خبر برکناری آنها مانند بمبی صدا می‌کند!

 در آیین های بدرود آنچنان از فضایل و توانایی‌های این مدیران سخن گفته می‌شود که شنونده را به این فکر فرو می‌برد: "اگر این همه ویژگی خوب در او جمع بود چرا باید برکنار شود؟!"

 این پرسشی است که نه تنها در ذهن کارشناسان که دردل مردم این مرز و بوم نقش بسته است:

 چرا مدیران شایسته قربانی می‌شوند؟!

 به عنوان کسی که این گزارش را می‌نویسد باور دارم: سیستم اداری ما گاهی مانند موجودی است که اعضای سالم خود را پس می‌زند!

 مدیران کارآمد و پرتلاش با استانداردهای بالایی که تعریف می‌کنند با فسادستیزی که پیشه می‌کنند و با کارآمدی که به نمایش می‌گذارند ناخواسته خطری برای منافع گروه‌هایی خاص محسوب می‌شوند.

 این مدیران با شفافیتی که ایجاد می‌کنند راه فساد را می‌بندند.

 با سخت‌گیری بر خود و همکاران سطح انتظارها را بالا می‌برند.

 با پاسخگویی که نشان می‌دهند دیگران را نیز ناچار به پاسخگویی می‌کنند.

 این ویژگی‌ها برای کسانی که سال‌ها در آرامش و بی‌دردسر به منافع شخصی خود فکر کرده‌اند قابل تحمل نیست.

 دکتر "محمدرضا فرجی" کارشناس مدیریت دولتی در این زمینه می‌گوید: "در بسیاری از سازمان‌ها سیستم به گونه‌ای است که مدیران متوسط و بی‌آزار را برتری می‌دهد."

مدیران کارآمد باتغییرهایی که ایجاد می‌کنند آرامش سیستم را برهم می‌زنند و همین بهانه‌ای می‌شود برای راندن آنان.

دکتر "فاطمه السادات موسوی"، جامعه‌شناس سازمانی نیز باور دارد: "وقتی مدیر کارآمدی وارد سیستمی می‌شود ناخواسته آینه‌ای در برابر چهره سایرین می‌گیرد."

عملکرد درخشان او ضعف دیگران را آشکارمی‌کند و این آغاز دشمنی هایی است که در پایان به برکناری او می‌انجامد.

*نقش نمایندگان مجلس در این تراژدی

یکی ازعوامل کارساز و بیشتر تعیین کننده در عزل و نصب مدیران دخالت برخی نمایندگان مجلس است.

شوربختانه باید پذیرفت که در بسیاری از موارد این دخالت‌ها نه بر اساس مصلحت عمومی که بر پایه منافع شخصی و گروهی صورت می‌گیرد.

نمایندگانی که برای کسب رای به وعده‌های استخدام و انتصاب متوسل می‌شوند. نمایندگانی که دوستان و آشنایان خود را در پست‌های مدیریتی می‌گنجانند.

نمایندگانی که مدیران مستقل و قوی را برنمی‌تابند چرا که چنین مدیرانی در برابر خواسته‌های غیرقانونی و غیرکارشناسی آنها مقاومت می‌کنند.

این دخالت‌ها گاهی چنان آشکار است که مردم شهرها به خوبی می‌دانند فلان مدیر به توصیه کدام نماینده برکنار یا منصوب شده است.

این واقعیتی تلخ است که باید با شجاعت به آن اعتراف کنیم.

*معضل ماندگاری مدیران ناکارآمد

در سوی دیگر این ماجرا پدیده عجیب ماندگاری مدیران ناکارآمد قرار دارد.

این مدیران که تنها نام مدیر را با خود یدک می‌کشند سال‌ها در پست خود باقی می‌مانند!گویی به صندلی اداره چسبیده‌اند!

این مدیران کم‌اثر حتا به اندازه حقوقی که از بیت‌المال دریافت می‌کنند کار نمی‌کنند.

حضورشان برای سیستم زیان‌بار است اما برای برخی افراد سودمند !

چرا که این مدیران ضعیف هیچ تغییری ایجاد نمی‌کنند، هیچ پرسش سختی نمی‌پرسند و هیچ مشکلی را برای کسانی که منافع شخصی دارند به وجود نمی‌آورند.

آنها مانند میزی هستند که سال‌ها در اداره می‌ماند و کسی کاری به کارش ندارد.

کارمندان با آنها سازش می‌کنند سیستم آنها را تحمل می‌کند و در پایان مردم هستند که از خدمات ضعیف آنها آسیب می‌بینند!

از ژرفای وجود باور دارم که این روند خیانت به اعتماد مردم است. هر مدیر کارآمدی که قربانی می‌شود تنها یک فرد نیست که حذف می‌شود بلکه امیدهای جامعه است که نابود می‌شود.

وقتی جوانان پرانگیزه می‌بینند که شایستگی و تلاش پاداشی ندارد، انگیزه خود را از دست می‌دهند. زمانی که مردم شاهد هستند که مدیران لایق برکنار می‌شوند اعتمادشان به سیستم اداری از میان می‌رود. این آسیب‌ها جبران‌ناپذیر هستند.

ما نیازمند سیستمی هستیم که شایسته‌سالاری را بر رابطه‌سالاری برتر بداند.

نیازمند نمایندگانی هستیم که به جای منافع شخصی در اندیشه مصالح عمومی باشند. نیازمند مدیریتی هستیم که پاسدار منافع مردم باشد نه ابزاری برای فشار بر مدیران آزاد.

برای خروج از این بحران نیازمند عزمی ملی هستیم. ایجاد سیستم ارزیابی شفاف و مستقل از مدیران تضمین استقلال عمل مدیران در چارچوب قانون، برخورد قاطع با دخالت‌های غیرقانونی در امور مدیریتی و فرهنگ‌سازی برای تقدیر از شایستگی به جای روابط، گام‌های اساسی در این راه هستند.

مدیران کارآمد سرمایه‌های ملی هستندکه راندن آنها خسارتی جبران‌ناپذیربه توسعه کشور وارد می‌کند.

زمان آن رسیده که به جای زدایش بهترین‌ها سیستم را اصلاح کنیم .

وقت آن رسیده که به جای تن دادن به رابطه‌سالاری شایسته‌سالاری را نهادینه کنیم.

آینده این سرزمین در گرو مدیریت کارآمد و عادلانه است. آینده‌ای که در آن مدیران لایق نه تنها رانده نشوند که الگو و اسوه قرار گیرند.این آرزویی نیست که نشدنی باشد تنها اراده‌ای می‌طلبد که درد مردم را درد خود بداند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید