امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

ارتباط مولانا و سرقت در تاریکی!

 یک شهروندن خوزستانی- که برادر شهید غلامپور هم هست- از کارگزاران یک دستگاه گله کرده که چرا خیابان شهید غلامپور را- که از محله خیابان زندوکیلی اهواز عبور می‌کند- از گستره تاریکی بیرون نمی آورند تا سارقان نتوانند با استفاده از این سیاهی به سرقت از اهالی خیابان بپردازند.

 او خواستار درج گله اش از کارگزاران مربوط، در پایگاه حبیب خبر شده است؛ در حالی که نگارنده برای درج خبر یا گزارش و گله و زاری و از این جور چیزها سیاست ها و نگاه های ویژه خود را دارد که البته به مرز خط قرمز هم نرسیده باشد!

 آری! از آنجا که به روشنی گفته اند:"صلاح کار خویش خسروان دانند" حتمن دولت مردان بهتر از نگارنده و جناب غلامپور- همکار پیشین مان- می دانند که چه باید بکنند و چه کارهایی نباید انجام دهند و تنها نظارت کنند!

 ولی به گمان نگارنده از آنجا که دولت برای اشتغال همه بیکاران به دلایل گوناگون برنامه و بودجه مصوبی ندارد؛ هر آدم بیکاری باید از مثنوی "رنج و گنج" ملک‌الشعرا بهار که فرموده است:"بروکار می کن مگو چیست کار/ که سرمایه جاودانی است کار" درس عبرت بگیرد و برود دنبال کار. البته کار هم داریم تا کار. حالا اگر یک عده در وادی سرقت به کار شریف(!) دزدی روی می آورند تا بتوانند فرش خود را در تاریکی خیابان از دیوار همسایه بیرون بکشند؛ نباید ایراد گرفت!

ارتباط مولانا و سرقت در تاریکی!

 سرقت یا دزدی هم نوعی شغل است و به اشتغال سارقان می انجامد! در حقیقت دست سارقان در جیب مردم است و گمان نکنم چیزی غیر عادی هم باشد. سال ها است که دست های عالم و آدم چه قانونی و چه غیرقانونی در جیب مردمان است و خوش بختانه(!) کسی هم با کسی کاری ندارد و دست ها و جیب ها با هم آشنایند!

از آنجا که گفته اند: دل به دل راه دارد و جیب هم به جیب؛ بنابراین می توان حکایت شماره سیزده گلستان حضرت سعدی را- که در باب سوم و در فضیلت قناعت می گوید:" هر‌که نان از عملِ خویش خورَد/ منّتِ حاتمِ طایی نبَرَد"- سرمشق خود قرار دهیم! حالا عمل ما هرچه می خواهد باشد، باشد؛ اصل کاری حاتمان طایی هستند که باید از آنها دوری کرد. اگرچه خود آنها هم از ما دوری می کنند ولی به اگر هنگام نیاز به میهمانی فراخوانده شدیم باید با سر برویم!

ای بابا! ما می خواستیم از همان ابتدای کلام بگوییم که چراغانی کردن خیابان ها از جمله همین خیابان گفته شده جزو خطوط قرمز ما است! چرا که شب خدا را نباید با چراغ روشن کرد و مزاحم کار سارقان گران قدر شد که در پی اشتغال اند!!

بله برادر غلامپور، همکار پیشین! بهترین راه این است که صورت مساله را پاک کنیم و بگوییم:"خانه تان را عوض کنید!" چون همیشه در تاریکی چیزی دیده می شود که با چراغ هم دیده نمی شود!  

البته این کلام را می توانید در غزل ۴۴۱ مولانا در دیوان شمس- که می فرماید:" دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر/کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست/گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما/گفت آن که یافت می‌نشود، آنم آرزوست" بخوانید و بعد هم اگر خواستید بخندید یا گریه کنید؛ به خودتان مربوط است!

*چارتیه  

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید