امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

دکتر حسن دادخواه

 حبیب خبر- دکتر حسن دادخواه:

 در فرهنگ سنتی و کلاسیک ما، فرزندان چه پسر و چه دختر، نماد و نمونه بی تجربگی، خامی، مهیای فریب و گمراهی اند؛ اگر چه در دهه های اخیر، این نگاه تا حدودی تعدیل و متعادل شده است.

 این نگاه سنتی البته به نوع و چگونگی فرهنگ رایج در ایران قدیم، وابسته است تا آنجا که  نگاه و سفارش های خام و ابتدایی تربیتی در کلام بزرگان دینی نتوانست در این تعدیل، موثر شود ‌یا تنها نقش اندکی در این باره داشته است!

 از سوی دیگر، امروزه در علوم تربیتی و روان‌شناسی و مشاوره ویژه نوجوانان و جوانان و کودکان مباحث گسترده ای برای شخصیت بخشیدن و سازگار کردن و توانبخشی به پاره ای عقب افتادگی های ذهنی و رفتاری و آموزشی و تحصیلی این رده سنی، تدوین و مورد استفاده قرار گرفته است و دیدگاه های منفی و غیر علمی و رفتارهای زیان بخش با نوجوانان و جوانان و کودکان را تا حدود زیادی، برطرف و جایگزین های بهتری را عرضه کرده است!

 نسل جدید از فرزندان ما، به کمک وسایل مدرن ارتباطی، امروزه با همگروه های سنی خود در سده گذشته البته بسیار متفاوت شده است. توانایی در درک پیچیدگی های علمی، آشنایی با فرهنگ های دیگر ملل، مطالبه و درخواست های نو و متفاوت با پدران و مادران خویش، تفاوت در تلقی ها و خوانش های دینی و فرهنگی و انسانی، اعتنای بیشتر به حقوق زیستی و بی تعهدی به مرام ها و آیین های سنتی و کهن شاید از برجسته ترین زمینه های تفاوت فرزندانِ ما با پدران و مادران خویش است.

 این تفاوت، در دنیای امروز که با سرعت هر چه تمام‌تر در حال پوست اندازی و دیگرگونی است، موجب شده که فرزندان ما، بتوانند به عنوان یک مشاور امین در کنار پدر و مادران خویش ظاهر شوند.

 فرزندان ما با اطلاع وسیع از پیچیدگی های اقتصاد جهانی حتا در حوزه های مالی و سرمایه گذاری و کسب و کار چه بسا بیش از پدران خود که متعلق به جامعه سنتی هستند، از آگاهی برخوردار باشند!

 بی میلی و دوری گزینی فرزندان ما از نظام کنونی آموزشی و تعلیم و تربیتی در مدارس حتا مراکز آموزش عالی ایران دقیقا به این علت است که این نظام آموزشی و پرورشی، پاسخگوی نیازها و نگرانی ها و اولویت های نسل نو از فرزندان ما نیست و ظرفیت محدود و سنتی آن گنجایش بالندگی و تجارب زیسته نوجوانان و جوانان ایرانی را ندارد!

 بی میلی و دوری گزینی فرزندان ما از آنچه امور سیاسی و حکمرانی ایدئولوژیک می نامیم به گونه دقیق شباهت فراوانی با امور تربیتی و پرورشی در مراکز تعلیم و تربیت ما دارد. در نگاه آنان، هر دو نظام، بدون سیالیت، آزادی‌های فردی و همنوایی با جهان، نوآورانه و کارآمدی است!

 بر پایه آن‌چه گذشت لزوم پذیرفتن فرزندان، اعتماد به آنان، واگذاری مسوولیت به ایشان و اعتنا به خواسته های جمعی آنان، بیش از هر زمان دیگری به نظر می آید.

 آن چه امروز با نام آسیب هائی چون فاجعه کاهش جمعیت، گریز نخبگان از کشور، شرکت نکردن جمعیت دارای حق رای در انتخابات (ها)، بی شغلی و افزایش دانش آموختگان بدون شغل و... در بخش مسایل جوانان است که همچنان با دیدگاه های سنتی به آنها نگاه می شود!

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید