نظرات
- اولین نظر را شما بدهید
حبیب خبر- دکتر حسن دادخواه:
روح زمانه، یک دریافت و استنباط کلی و ذهنی از مجموعه شرایط، وضعیت، ذایقه، سلیقه و سبک زندگی مردمان در یک برش تاریخی در یک جامعه است.
روح زمانه را البته می توان در قالب یک سنجش و آمارگیری در پرسشنامه هایی که نمونه هایی از مردمان تکمیل می کنند، در قالب عدد و رقم نشان داد و به آن هویتی علمی و مستند بخشید
روح زمانه، مجموعه ای از گزینش ها و انتخاب هاست که نشان دهنده میزان و اندازه توجه و پایبندی مردمان یک جامعه در یک برش تاریخی، نسبت به آداب و رسوم و جشن ها و مناسک مذهبی است.
روح زمانه، همان روح جمعی و الگوی ذهنی اعضای یک جامعه است که حتا به گونه نانوشته مورد اهتمام قرار دارد.
روح زمانه و روح جمعی بطور تدریجی و خزنده و آهسته تولید می گردد و شکل می گیرد و هویت آن جامعه را تشکیل می دهد.
روح زمانه در بستر گذرِ زمان و بسا ناخودآگاه در ضمیر جامعه جای می گیرد.
در فرآیند شکل گیری روح جمعی و روح زمانه، بسیاری از آداب و سنن، فرهنگ و اخلاق و مناسک و اعیاد و جشن ها دستخوش تغییر در شکل و محتوا و دگرگونی و نیستی و زایش می شوند!
در رشته های تحصیلی و دانشگاهی مانند مردم شناسی، بوم شناسی، اسطوره شناسی و قوم شناسی، پژوهشگران به زایش و میرایی و فراز و فرود روح زمانه و روح جمعی جوامع و قبایل در گذر تاریخ می پردازند و نشانه های زایش و میرایی و تغییرات باورها و سنتهای جوامع را تشریح می کنند.
بی گمان پافشردن بر استمرار وجود یک آیین و سنت و مناسک مذهبی، در گرو روزآمد کردن و چه بسا اصلاح و تغییر در شکل و محتوای آن است تا از این رهگذر موجب جلب توجه مردم به آن فراهم شود.
تربیت فرزندان و نسل آینده از سوی بزرگسالان با هدف دلبسته کردن آنان به انجام آیین ها و سنت ها، می تواند تا حدودی، عمر و دوام نشانه های فرهنگی و مذهبی و اسطوره ای را در جامعه پایدار و ماندنی کند.
با پیشرفت وسائل ارتباط جمعی و نزدیک شدن ملل و نحل و آشنایی مردمان با فرهنگ و سبک زندگی جوامع دوردست، تداخل روح زمانه و تلفیق روح جمعی ملت ها موجب همامیزی فرهنگی را میان ملت ها و فرهنگ ها فراهم کرده است و از سویی مناسک بومی و سنتی جوامع را دستخوش میرایی و ایستایی و سستی کرده است.
جامعه امروز ایرانی نیز از اصل کلی تغییر و تحول در سبک زندگی و فراز و نشیب های سنت ها و مناسک دینی استثنا نمانده است. دسته هایی پر جمعیت از نسل جوان بلکه نسل میانسالان از زنان و مردان به ویژه در شهرهای بزرگ به ویژه تحصیلکردگان و دانش آموختگان، در تعلق خاطر به میراث دینی و ملی و فرهنگ نوین و قدیم، دچار دگردیسی فکری شده اند و به جهت گستردگی دامنه این تغییرات، نمی توان آن را نادیده گرفت.
سیستم های حکمرانی مبتنی بر ایدئولوژی و تئوری های سیاسی، به رغم تاکید دستگاه رسمی تبلیغی آنها در ترویج مناسک مذهبی و بعضا ملی با هدف جلب نظر شهروندان به فرهنگ و گفتمان رسمی، ولی از مهندسی روح زمانه و روح جمعی ملت ها ناتوان اند.
روح زمانه و روح جمعی تحت تاثیر اجبار و تکالیف دستوری نمی تواند قرار گیرد و راه حرکت و فراگیری خود را از میان الزامات رسمی، پیدا می کند!
در این میان، پاره ای مناسک مذهبی که در باورمندان سنتی جامعه، رسوخ عمیقی دارد و از این رو، چه بسا با امکانات دولت ها حمایت شود و با هدف بهرهجویی به سود گفتمان سیاسی و فرهنگی دولتی، مصادره شود.
ارسال نظر به عنوان مهمان