امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

سواد را تعطيل نكنيد! حبیب خبر- هوشنگ نوبخت:

 بى مقدمه می روم سراغ اصل ماجرا، حتما هم نسلان من يادشان هست كه حرمت معلم معادل نفس کشيدن لازم بود و تخته هاى سياه را هر ساعت با گچ سفيد پر مى کردند از واژه و ما دفترمان شبيه به رد پاى يك گله مورچه بود که گويى روى کاغذهاى کاهى رژه رفته اند.

 خاطرمان هست که هر هفته جوهر خودکارمان ته می کشید و با حرارت علاالدين، ته مانده هايش را به نوک خودکار هدايت مى کرديم که چند کلمه بيشتر بنويسد!

 دهقان فداکار را يادمان هست و چوپان دروغگويى كه رسواى عالم شده بود.

 مدرسه حرمت داشت و خط كش ها فقط كشيدن خط راست را به ما مى آموختند.

 باران هم مى آمد و گاهى چكمه هامان هم پر از آب مى شد ولى تعليم ادامه داشت و تعلم هم بود.

 گاهى از روى سادگى نمره هاى پايين مان را گوشه ى زمين خاكى ميدان فوتبال خاک مى کرديم كه كسى نبيند ولى براى نمره هاى بالا هم كسى براي مان دوچرخه نمى خريد.

 گاهى ناظم مدرسه دهان مان را بى دليل سرويس مى كرد ولى خدا وكيلى خبرى از سرويس مدرسه و آهنگ هاى تتلو هم نبود و پسر وزير و نجار با هم روى يک ميز رياضى حل مى کردند.

 معلم، معلم بود، دانش آموز هم دانش آموز و آن قدر مشق مى نوشتيم زير نور چراغ تورى هاى نفتى که هم دستخط مان خوب شد و هم كمى با حافظ و مصطفى رحماندوست آشنا شديم.

 همان نسل با همه سختى ها، درس خواندند, شماری پزشك شدند و شدند مسعود پزشكيان که اينک به هر دليل ریيس جمهور است و مى خواهد به خوزستان هم بيايد.

 هر كس از او چيزى مى خواهد.

 يكى وام بلاعوض مى خواهد؛ ديگرى پست سازمانى، يكى از هوا مى گويد؛ ديگرى از کارون و من تنها از او مى خواهم كه اين همه نسل فردا را تعطيل نكند و اندکی سواد را به مدارس برگرداند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید