نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/حبیب خبر- منوچهر برون:
در دل آتش و خاکستر، در کوچههایی که هنوز بوی باروت و اشک از دیوارهایشان به مشام میرسد، مردی ایستاده بود با چهرهای آرام، نگاهی عمیق و دلی که هر تپش اش، فریادی از وطن بود.
شهید "بهروز مرادی"، فرزند خرمشهر، هنرمند بیادعای جبهه، راوی حماسهای شد که امروز در قابها، در خطوط یک تابلو، در سطرهای کتاب و در چارچوب های یک فیلم زنده است.
او زاده ۱۳۳۵ خرمشهری بود که در تب شکوه و سادگی میتپید و دانشجوی صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان. هنرش را پیش از آنکه در گالریها برپا کند، بر خاکریزها فریاد زد.
نخستین روزهای جنگ، او نه تنها یک رزمنده بود، که چشم و گوش و وجدان بیدار میدان نبردی بود که باید در تاریخ ثبت کرد. ۶۰۰ عکس ناب از جبهه، که هر کدام سندی است بر حماسهای بزرگ.
"بهروز" تنها با دوربینش نمیجنگید. با قلم هم مینوشت، با بوم میکشید و با دل میزیست. نقاش، خطاط، نویسنده و ورزشکاری توانا بود. تابلو معروفش ـ که بر دیوارهای شهر هنوز دیده میشود ـ این جمله جاودان را فریاد میزند:
«کوچههای این شهر به خون شهیدان آغشته است، با وضو وارد شوید.»
و نیز آن تابلوی فراموشناشدنی:
«به خرمشهر خوش آمدید؛ جمعیت ۳۶ میلیون نفر» که نه یک شعار، که شعریست از جان یک ملت.
پس از آزادی خرمشهر، بهروز از نخستین کسانی بود که برای شناسایی پیکر شهیدان، بار دیگر پا در کوچههایی گذاشت که با نام تکتک شهیدان گره خورده بود. به همان عهدی که با جهانآرا بسته بود: (تا خرمشهر را پس نگیریم، به مرخصی نمیرویم) تا پایان وفادار ماند.
سرانجام، در چهارم خرداد ۱۳۶۷، در آستانه پایان جنگ، در شلمچه پر کشید؛ همانجا که بارها از آن عکس گرفته بود.
زندگی و شخصیت این شهید بزرگوار، الهامبخش بسیاری از آثار فرهنگی و هنری بوده است. فیلم معروف «سفر به چزابه» ساخته رسول ملاقلیپور، از شخصیت و زیست هنری- جهادی او الهام گرفته شد.
همچنین قسمت ششم «روایت فتح» و قسمت سوم مجموعه مستند «حقیقت» با محوریت زندگی و مجاهدتهای او ساخته شدهاند.

تا امروز، سه کتاب درباره او به نگارش درآمده است:
۱. «بهروز» نوشته محسن مطلق
۲. «به خرمشهر خوش آمدید» نوشته محسن مطلق
۳. «خرمشهر، پایتخت جنگ» به کوشش آقای یاحسینی.
این آثار بخشی از حقیقت روحی و هنری مردی را بازگو میکنند که هم شمشیر بر دست داشت و هم قلم بر دل.
بهروز، فرزند شهید قربانعلی مرادی، برادر شهید فرزاد مرادی و سومین شهید این خانواده بود؛ خانوادهای که خرمشهر را با گوشت و استخوانشان زیستند. برادر دیگرشان نیز جانباز سرافراز دفاع مقدس است.
تمبر یادبود این شهید بزرگوار با فرنام «راوی حماسه خرمشهر» در سال ۱۳۹۰ در آیینی رسمی رونمایی شد؛ ولی این کمترین کاری است برای مردی که هنر و ایثار را در اوج به هم رساند.
اکنون زمان آن است که نه تنها از او یاد کنیم، بلکه نامش را بر کوچهها، سالنها، مراکز هنری و حتی مدرسههای این مرز و بوم حک کنیم.
خرمشهر، اهواز، تهران، هر کجای ایران، شایسته است نام «بهروز مرادی» را با افتخار بر پیشانی مکانها و یادمانها بنویسند.
او اهل عکس بود، اما خود به قاب رفت. اهل نوشتن بود، اما نامش در تاریخ نگاشته شد. اهل نقاشی بود، اما چهرهاش، نگاره های یک ملت شد.
یادش زنده، راهش روشن و نامش بر دلها سبز شده است.
ارسال نظر به عنوان مهمان