نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
آمدن برخی از انسانها به یک دستگاه، صرفاً یک رخداد نیست؛ انتخاب تاریخاست. مانند نسیمی که بههنگام میوزد، مانند درختی که ریشهاش را در خاک فرهنگ و اندیشه فرو میبرد و آرامآرام، میوههایش را به تماشای مردم میگذارد.
"کیوان لطفی" یکی از آن چهرههاست؛ نام اش برای بسیاری از مردمان فرهنگ و رسانه، یادآور روراستی در بیان، شادابی در اندیشه، مردمی در رفتار و نگرانی در کار رسانهای است.
آشنایی من با کیوان، برمیگردد به سالهایی که هوای ادبیات و فرهنگ در دانشگاههای جنوب کشور، به ویژه در دانشکده ادبیات سهگوش اهواز طنینانداز بود.
آن روزها جوان بودیم و سیفته واژگان، تشنه چکامه و در جستوجوی ماناک. شب شعرها، حلقههای نقد و بحثهای ادبی، فضای آن سالها را به رنگ اندیشه و احساس درمیآورد. دانشجوی ادبیات فارسی بودم و کیوان زبان انگلیسی میخواند؛ ولی آنچه ما را به هم پیوند داد، نه رشه دانشگاهی، که شور مشترک به فرهنگ، شعر و رسانه بود.
همان جا، نخستین نشانههای توانش گوهری "کیوان لطفی" در بیان و ارتباط با دیگران نمایان شد. روزی یکی از دوستان برنامهساز رسانهای، دوربین را برای آزمایش اجرا به دانشگاه آورد. میان شماری از دانشجویان که آزمایش دادند، چهره و صدای کیوان لطفی برجستهتر از بقیه بود. آرام، مسلط، خوشبیان و مهمتر از همه درستکار. بعدها این آوا و این حضور، بهدرستی جایگاه خود را در قاب رسانه پیدا کرد.
کیوان لطفی تنها یک مجری خوشصدا نبود و نیست. او یک آموزگار است، اندیشمند مردمی. کسی که نگاهش به رسانه، برای شهرت و اعتبار نبود؛ بلکه رسانه را پهنه ای برای خدمت فرهنگی میدانست. تفاوت آدمهای ساده با چهرههای ماندگار در همین جاست: آدمهای ساده به رسانه میآیند برای دیده شدن، آدمهای ماندگار به رسانه میآیند برای دیدن و شنیدنِ مردم.
سالها در کنار هم کار کردیم؛ من بیشتر در بخش تهیهکنندگی و کیوان در اجرا و گفتوگو. آنچه همیشه از او دیدم، غیرت فرهنگی، دغدغه اجتماعی، حساسیت بر کیفیت درونمایه و بزرگداری شنونده بود.

او هیچگاه نمی خواست برای جلب نظر سرسری شنونده، از شأن رسانه و فرهنگ پایین بیاید. کار رسانهای برای او نه وسیله نان بود، نه ابزار شهرت؛ بلکه راهی برای اثرگذاری بر ذهنها و دلها بود.
"کیوان" در کنار رسانه، معلمی را هیچگاه ترک نکرد. نسلهای بسیاری از دانشآموزان، امروز کیوان لطفی را بهعنوان معلمی شریف، باسواد و دلسوز به یاد میآورند. همین ترکیب معلمی و رسانه است که کیوان را به چهرهای ممتاز در پهنه فرهنگ جنوب تبدیل کرده است. نه تنها دانا، بلکه دغدغهمند. نه تنها گویا، بلکه درستکار.
امروز خبر رسید که "کیوان لطفی" مدیریت روابط عمومی منطقه آزاد اروند را پذیرفته است. این خبر را باید به فال نیک گرفت. در کشوری که گاهی روابط عمومیها به جولانگاه افراد غیرمتخصص بدل میشوند، گُمارش یک چهره فرهنگی و رسانهای در این جایگاه، نشانه شعور مدیریتی و درک درست از نیازهای ارتباطی مردم است.
روابط عمومی یعنی بانگ مردم بودن. حرف دلها را شنیدن و بیان کردن. چه کسی شایستهتر از یک رسانهگر تبارمند و آموزگاری شریف برای این رسالت؟
من به آینده کاری کیوان لطفی امیدوارم؛ نه تنها به دلیل دوستی و پیشینهمان، بلکه به دلیل شایستگیهای شخصی او. امیدوارم این مسیر جدید، فرصتی باشد برای آنکه فرهنگ و ادب و اخلاق، بار دیگر در قامت رسانه و ارتباطات بدرخشد.
بگذارید روشن بگویم: امروز بیش از همیشه، جامعه ما به آواهایی پاکدل و راستگو، چهرههایی مردمی و زبانهایی آموزنده نیاز دارد. کیوان لطفی از این گونه آدمهاست.
برای او آرزوی بهروزی دارم؛ چرا که کامیابی او، پیشرفت فرهنگ است.
* تهیهکننده ارشد رسانه
ارسال نظر به عنوان مهمان