بگذارید نبض زندگی در خوزستانِ گرم بزند؛

بانگ بی نای رنج را بشنوید!

منوچهر برون

 حبیب خبر- منوچهر برون:

 در خوزستان، تابستان تنها یک فصل نیست؛ یک امتحان است، یک چالش بی‌پایان. گرمایی که گاهی از ۵۰ درجه می‌گذرد، نه تنها هوا را بلکه تمام زیست مردم را دربرمی‌گیرد. در چنین جغرافیای سوزانی، برق تنها یک خدمت شهری یا یک امکان رفاهی نیست؛ برق، ضرورت است؛ اکسیژن زندگی است.

 زمانی که برق می‌رود، صدای زندگی خاموش می‌شود. صدای کولرهایی که قلبِ خانه‌اند، پمپ‌هایی که نفسِ آپارتمان‌ها هستند، یخچال‌هایی که داروی سالمند و غذای کودک را حفظ می‌کنند، خاموش می‌شوند. آسانسورها می‌ایستند و بیمار سالخورده در طبقه‌ی پنجم تنها می‌ماند. درب‌های برقی بسته می‌مانند و مسیر نجات در زمان بحران به بن‌بست می‌رسد. برق که نباشد، روزمره‌ترین کارها، به کابوسی عذاب‌آور بدل می‌شوند.

 ولی ماجرا تنها به گرما و خاموشی به پایان نمی رسد؛ که با هر رفت‌وبرگشت برق، وسایل خانه از پا می‌افتند. تلویزیون، یخچال، کولر، کامپیوتر، و دیگر دستگاه‌هایی که با زحمت بسیار خریده شده‌اند، قربانی نوسان برق می‌شوند. خانواده‌ای که برای خرید یک کولر ماه‌ها کار کرده، با یک جرقه، سرمای خانه‌اش را از دست می‌دهد و باید دوباره با گرمای سوزان تنها بماند.

 در خوزستان، برق چیزی فراتر از یک زیرساخت صنعتی است؛ برق، بافت اجتماعی و روانی جامعه را نگه می‌دارد. نوجوانی که شب باید درس بخواند، کودکی که به خواب خنک نیاز دارد، بیماری که نیازمند دستگاه تنفس است، همه به جریان برق بسته‌اند. خاموشی در خوزستان، فقط تاریکی نیست؛ یعنی ایستادن زندگی در لحظه‌ای که باید ادامه پیدا کند.

با این همه، عجیب نیست اگر مردم خوزستان، بیش از دیگر نقاط کشور، نسبت به برق حساس‌اند. این حساسیت، حاصل زیستن در اقلیم تاب‌آوری و رنج است. آن‌ها که در زمستان، در گرمای بخاری می‌نشینند، شاید هیچ‌گاه ندانند قطع برق در ۵۲ درجه چه معنایی دارد. اما در خوزستان، گرما تنها هوا نیست، گاهی خودش یک بحران است، و برق تنها پناه آدمی‌ست.

با این شرایط، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های برق، تنها یک برنامه‌ی فنی نیست؛ یک وظیفه ملی و انسانی است. باید شبکه‌های انتقال تقویت شوند، منابع جدید انرژی وارد مدار شوند، و نوسازی اساسی در تجهیزات فرسوده انجام گیرد. همچنین، مردمی که بیش از دیگران، گرما را تحمل می‌کنند، سزاوار برق پایدارتر و مطمین‌ترند.

امروز، برق در خوزستان، به سان رود کارون است؛ اگر نباشد، زندگی از جریان بازمی‌ماند. بیاییم خوزستان را نه تنها به خاطر منابعش، که به‌خاطر مردمانی که در خط مقدم تاب‌آوری ایستاده‌اند، قدر بدانیم. برق را چون آب، چون نان، چون حق، برای آنان تضمین کنیم. چرا که در این خطه‌ی داغ، هر لحظه‌ای که برق می‌رود، تکه‌ای از جان مردم خاموش می‌شود.

خاموشی در خوزستان، تنها یک خبر ساده نیست؛ بانگ بی نای رنجی‌ست که باید شنیده شود.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsحبیب خبر, منوچهر برون, خوزستان, تابستان, برق, خاموشی, قطع برق, گرمای ۵۰ درجه, نفسِ آپارتمان‌ها, نبض زندگی, برق حیات آدمی