نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
در تاریخ ادبیات فارسی، اگر بخواهیم کسی را کوشش کننده زبان بنامیم، بیهیچ گمانی سعدی شیرازی شایسته این مقام است.
او نهتنها در معنا، که در آهنگ و ظرافت بیان، معیارسنج زبان فارسی است. واژهها زیر قلم او جان میگیرند، جملهها در ترازوی آهنگ و نرمی تراش میخورند، و فارسی، در قالب نهاییاش، از گذر سعدی میگذرد.
خواندن سعدی تنها آموختن واژهها نیست، بلکه تمرینیست برای آموختن «چگونه گفتن».
او خوشآوازی را ارج مینهد، نه به معنای صرف آواز، که به معنای درست ادا کردن واژهها، دقیق چیدن جملهها و هنرمندانه رساندن معنا.
سعدی از قرن هفتم، ما را به دوراندیشی در بیان دعوت میکند؛ هشدار میدهد که صدای نازیبا در خوانش متنی مقدس میتواند از معنا بکاهد و آن را از تأثیر تهی کند.
او پیشتر از بسیاری اندیشمندان نوین، جایگاه فرم را در کنار درونمایه پایدار میکند: آنچه میگویی مهم است، اما چگونه گفتن آن، گاه مهمتر.
زبان امروز، اگرچه فارسی است، اما از تبار زبان درخشان هزارساله دور شده است. سادگی بیش از حد، روانی بیحساب، و زدایش زیرکیهای نحوی و موسیقایی، ما را به خوانندگان خسته و ناآشنا بدل کرده است.
امروز نوشتار دیرینه چون «گلستان» یا «تاریخ بیهقی»، برای بسیاری از خوانندگان دشوار است؛ ولی مشکل در متن نیست؛ فاصله از سنت زبانی، ما را بیگانه کرده است.
برای بازگشت به آن زبان ارزشمند، نیاز به شتاب نیست. کافیست با صبر و لذت، چند خط بخوانیم. با هر بار خواندن، جان کلام اندک اندک در دل مینشیند. کتابهایی چون گلستان، همانند شرابهای کهنهو عرفانی اند؛ باید جرعهجرعه نوشید، نه یکباره سر کشید.
در جهانی که به سطحینگری و سرعت خو گرفته، زبان سعدی نوعی ایستادن است؛ درنگی برای تأمل در گفتار، نگاهی دوباره به ریشهی واژگان، بازگشتی به جایی که زبان، همزمان وزن دارد، معنا دارد و موسیقی. سخن در دهان سعدی، نه تنها حامل پیام، بلکه چون آینهایست که جان گویا را نمایان میسازد.
این زبان، زبان تربیتیافتههاست؛ زبان آنان که قدر واژه را میدانند، جمله را میچشند، و موسیقی جمله را میشنوند. آنان که سعدی میخوانند، آهستهتر مینویسند، دقیقتر میگویند، و کمکم یاد میگیرند که واژه، تنها ابزار نیست؛ بخشی از شخصیت ماست.
اگرچه زندگی امروز، شتابان و آمیخته به هزار تصویر و واژهی بیریشه است، اما هنوز میتوان زمان هایی پیدا کرد برای ایستادن، خواندن، شنیدن.
سعدی، نهتنها شاعر یا نویسندهای دیرینه، که نگهبان یک تمدن است؛ تمدنی که در زبان نمایان شد و در پیکر به کمال رسید.
خواندن سعدی، بازگشت به اصل است؛ بازگشت به فارسیِ ژرفبین، نرم، پرهیخته و زیبا. چنین بازگشتی، نه تنها به سود ادبیات است که به بازدهی اندیشه، فرهنگ و حتا اخلاق می انجامد.
ارسال نظر به عنوان مهمان