نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
در دنیایی که واژه ها گاه رنگ هیاهو میگیرند و در انبوه رسانهای بیهویت میشوند، هنوز کسانی هستند که «نوشتن» را نه برای فریاد که برای دریافت و آرامش انتخاب کردهاند.
یکی از این چهرههای خموشفریاد، "محمدعلی بهوند یوسفی" است؛ روزنامهنگاری آرام، باوقار، خردورز و مانا که در سایهسار سالها تجربه، برای رامهرمز نه تنها خبر، که خاطره و فرهنگ ساخته است.
دهه شصت و هفتاد، سالهایی بود که صدای شهر در بلندگوها نهفته نبود؛ در دفترهایی کوچک، در میان کاغذهایی نازک و روزنامههایی که از پایتخت میرسید. در یکی از همین دفاتر، در گوشهای از بازار روز رامهرمز، پناه گاهی بود برای اهل اندیشه و گفتوگو. آنجا، بیش از آنکه توزیع روزنامه باشد، پخش روشنگری بود. ایستگاهی برای درنگ شتاب، برای ایستادن در میان حروف.
"بهوند یوسفی"، از همان سالها، نهتنها دیدهبان خبرها، که سایهبان بزرگداری و همکنش فرهنگی بود.
او خبرنگار بود، ولی بیش از آن، راوی روزگار مردم. از عشایر تا روستاییان، از فرهنگ تا جغرافیا، از طبیعت تا مناسبات اجتماعی، در کارنامه او چیزی هست که کمتر روزنامهنگاری امروز بدان وفادار مانده: "زیستن در دل مردم، نه بر حاشیه خبرها".
او تنها به انتشار بسنده نکرد؛ بلکه با راهاندازی هفتهنامه، ماهنامهو پایگاه خبری، کوشید روح نوشتار را در شهرش زنده نگه دارد.
رامهرمزنامه نیوز، کارون فردا، و دیگر رسانههای او، بیش از آنکه صرفاً خبررسانی باشند، جریانسازی فرهنگی بودهاند. بانگ او آرام بود، ولی بردی ژرف داشت. چرا که او میدانست رسانه اگر ریشه نداشته باشد، تنها پژواک است نه فریاد.
"بهوند یوسفی"، رسانه را میدان رقابت و هیاهو ندانست؛ آن را سکویی برای گفت و گو، تداوم هویت و ثبت خاطرهها دید. چه بسیار قلمهایی که به یاری او جان گرفتند، و چه نسلهایی که با نوشتههایش به آگاهی رسیدند.
اکنون که در دهه ششم زندگی، هنوز حضوری زلال دارد، میتوان او را یکی از ستونهای فراموشنشدنی رسانه و فرهنگ محلی دانست. ستونهایی که هرچه بیادعاتر، ماندگارترند.
درود بر او که در عصر سرعت، به کندیِ اندیشگرانه وفادار ماند؛ درود بر قلمی که بهجای ترسیم تیترهای جنجالی، به بافتن تار و پود تاریخ شفاهی یک شهر پرداخت.
باشد که تبار امروز و فردا، از او بیاموزند که شرافت رسانه، در نجابت وازه ها است، نه در حجم شنونده و خواننده.
ارسال نظر به عنوان مهمان