نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/حبیب خبر- منوچهر برون:
خوزستان را بیشتر با نفت میشناسند؛ ولی این خاک گرم و صبور، تنها بر شانههای طلای سیاه استوار نیست. جغرافیای ناهموار، کوههای کمارتفاع، دشتهای گسترده، و رودهایی که همچون رگهای جان جاریاند، بستری فراهم آوردهاند برای زایش گنجینههایی پنهان در دل زمین.
دههی پنجاه شمسی، کارخانهی گچ صنعتی خوزستان در رامهرمز با رویکرد بهرهبرداری از ذخایر طبیعی پیرامون برپا شد. این کارخانه نه تنها یادگار یک تصمیم هوشمندانه در بهرهبرداری از منابع معدنی بومیست، بلکه گواهیست بر آنکه رامهرمز و مناطق پیرامونش، بر ذخایری ایستادهاند که اگر بهدرستی پردازش شوند، میتوانند اقتصاد خوزستان و حتا کشور را دگرگون سازند.
سنگ گچ، شن، ماسه، سنگ لاشه، خاک رس، سنگهای ساختمانی و مواد معدنی دیگر، چون خطوطی نامریی در زیر پوست زمین خوزستان گستردهاند.
معادنی که سالهاست تنها به شکل خام استخراج میشوند و سهم چندانی از ارزشافزودهی فرآوری ندارند. حال آنکه هر گام در مسیر فرآوری این منابع، گامیست در راه اشتغال، صادرات، و ارزآوری.
ولی داستان خوزستان، همچون بیشتر خردهروایتهای توسعه در ایران، ناتمام است. زیرساختهایی که آغاز شدهاند ولی به فرجام نرسیدهاند، طرحهایی که در میانهی راه جا ماندهاند و فرصتهایی که زیر غبار بیبرنامگی پنهان شدهاند.
این سرزمین، شایستگی آن را دارد که از دل سنگ، نان برآورد؛ نه تنها برای خود که برای ایران. کافیست نگاهها از نفت به افقهای تازهتر چرخانده شود. کافیست تصمیمگیران، گامهایی استوارتر در مسیر صنایع معدنی بردارند و خوزستان را نه تنها به قطب تولید گچ و مصالح ساختمانی، که به مرکزی برای صدور فرآوردههای معدنی دگرگون کنند.
خاک این استان، چشم به راه دستانیست که رگههایش را بشناسند، صبوریاش را ارزش بدانند و خاموشیِ ظرفیتهایش را جایگزین فریادی از توسعه کنند.
ارسال نظر به عنوان مهمان