نخش شعر در گهواره‌ تربیت کودک

 حبیب خبر- منوچهر برون:

 کودکی، باغی‌ست که نخستین بذرهای اندیشه در آن کاشته می‌شود. اگر این بذرها از خاک فرهنگ و زبان بومی رویش نکنند، ریشه‌های هویت در مردمان آینده سست خواهد شد. شعرهای کوچه و بازار، لالایی‌ها، بازی‌های گفتاری و ضرب‌المثل‌های کهن، قرن‌هاست که نگهبان ویر همگانی و جهان‌بینی ایرانی بوده‌اند.

 در دل هر زبانزد(ضرب‌المثل)، چکیده ای از تجربه‌ی هزاران زندگی پنهان است و در هر بیت ساده‌ی کودکانه، پیشه ای برای بیدار کردن پنداشت و زبان.

 پژوهش‌های روان‌رشدی تأکید می‌کنند که آشنایی کودک با زبان مانندگویی و رخشاره، نه‌تنها دامنه‌ی واژگان او را گسترش می‌دهد، بلکه به تقویت توان حل مساله، فرنایش و همدلی نیز می‌انجامد. کودکی که در بازی «قافیه‌بازی» یا شنیدن افسانه‌ای تودگانه، مزه نویابی و ساخت ماناک را تجربه می‌کند، در بزرگسالی ویری پویا و کشسان خواهد داشت.

 با این حال، دنیای امروز کودک ایرانی بیش از پیش در پرچین بن‌مایه تصویری سریع و تکراری قرار گرفته است؛ برنامه‌هایی که به‌جای پرورش ذهن، او را به مصرف‌کننده‌ی منفعل داستان‌ها و تصاویر آماده بدل می‌کنند.

 نظام آموزشی رسمی نیز که باید پاسدار زبان فرهنگی باشد، کمتر از این گنجینه‌ها بهره می‌گیرد و کتاب‌های درسی کودک را از ضرب‌المثل و عبارت محلی تهی گذاشته است.

این غفلت، هزینه‌ای فراتر از فراموشی یک ترانه یا یک جمله‌ی حکیمانه دارد؛ ما با دست خود پلی را که گذشته را به آینده پیوند می‌دهد، ویران می‌کنیم. احیای شعر و ضرب‌المثل برای کودکان، صرفاً یک حرکت نوستالژیک نیست؛ بلکه ضرورتی استراتژیک برای ساختن جامعه‌ای با سواد فرهنگی و حقوقی بالاست.

اگر می‌خواهیم کودکان فردا، نه صرفاً خوانندگان و شنوندگان که اندیشمندان و آفرینشگران باشند، باید از امروز زبان آنان را با ریشه‌های فرهنگ پیوند بزنیم؛ همان‌گونه که مادربزرگ‌ها با یک لالایی ساده، پلی از عشق، خرد و امید برای فردای ما ساخته بودند.

حبیب خبر: نخش همان نقش است. فارسی را پاس بداریم.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsنخش شعر, گهواره‌, تربیت کودک, حبیب خبر, منوچهر برون, نظام آموزشی