قوانین نجات‌بخشی میراث فرهنگی بر کاغذ، جایگاه‌ها فرو رفته در گل؛

سدسازی؛ سدِ راه تاریخ!؟

سدسازی؛ سدِ راه تاریخ!؟

 زمانی که جایگاه‌های باستانی، قربانی تشنگی سازه‌سازی می‌شوند!

 حبیب خبر:

 سدسازی در ایران به ظاهر از «توسعه» آغاز شد ولی امروزه به «تخریب تمدن» رسید!

 یک باستان‌شناس و استاد دانشگاه، در نشستی با عنوان «یکصد سال سدسازی و تخریب میراث فرهنگی ایران» گفته است: "سدسازی در ایران نه تنها جلوی آب را می‌گیرد، بلکه جلوی تاریخ را هم گرفته است!

 "نوروز رجبی" که سال‌ها در کاوش‌های نجات‌بخشی شرکت داشته، با آهی از سر خاک و گل گفت: از دهه ۳۰ تا امروز، صدها جایگاه تاریخی زیر آب رفته‌اند و وزارت میراث فرهنگی هم فقط تماشاچی بوده است. البته تماشاچی‌ای که گاهی حتا بلیت هم نمی‌خرد!

 او یادآور شد: نخستین قربانیان سدسازی در خوزستان بودند؛ وقتی سد ساخته شد، بسیاری از تپه‌های باستانی شوش و دزفول در آب غرق شدند. بعدها در مرودشت و سیوند هم همین ماجرا تکرار شد؛ هرجا سد رفت، تاریخ رفت!

 "رجبی" با طعنه گفت: «اکنون بر سرشاخه‌های کارون  ۲۵ سد داریم؛ یعنی هر شاخه‌اش یک زخم تازه بر بدن طبیعت و تاریخ!"

 او افزود: "براساس قانون، پیش از ساخت هر سد، باید پژوهش های فرهنگی انجام شود؛ ولی گویا وزارت نیرو و میراث فرهنگی تنها تیتر قانون را خوانده‌اند و نوشتار را جا گذاشته‌اند!

این باستان‌شناس گفت: "وزارت میراث فرهنگی نه بودجه می‌دهد، نه زمان، نه برنامه! در عوض، خوب بلد است در همایش‌ها از «تاریخ کهن ایران» سخن بگوید و نگاره ناهار را در اینستاگرام بگذارد!"

رجبی افزود: «پیوست تخصصی میراث فرهنگی برای طرح‌های عمرانی تازه در سال آخر برنامه ششم نوشته شد، ولی همان هم هنوز چاپ نشده! انگار قرار است مانند بسیاری از آثار تاریخی، آن هم در بایگانی خاک شود."

در پایان نشست، "یوسف فرهادی بابادی"، کنشگر محیط زیست و مدیر مدرسه روزنامه‌نگاری کمپین زاگرس مهربان، گفت: «سدسازی در ایران نه تنها جلوی آب را نمی‌گیرد، که جلوی عقل را هم گرفته است!"

*وظایف وزارت میراث فرهنگی و نهادهای قانونی

انجام تکالیف قانونی: وزارت میراث فرهنگی باید به وظایف و مأموریت‌های قانونی خود (بر اساس برنامه‌های توسعه) عمل کند و از حالت کم‌توان و تنبل در برابر امواج تخریبی خارج شود و تنها تماشاگر نباشد؛ سد سازی که بازی فوتبال نیست!

اجرای دستورالعمل تخصصی: اجرای کامل و کارساز «دستورالعمل مطالعات فرهنگی و تاریخی در محدودۀ طرح‌های عمرانی و پیوست تخصصی میراث فرهنگی» که ریل‌گذاری سودمند برای مواجهه میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس) با طرح‌های عمرانی است.

نکته: این دستورالعمل باید در مرحلۀ امکان‌سنجی و مکان‌یابی طرح‌ها به کار گرفته شود، نه در مرحلۀ اجرا.

گسترش پژوهش در میراث ملموس: وزارتخانه باید برنامه‌هایی برای پژوهش در بخش میراث ملموس داشته باشد و تنها به تمرکز بر بررسی‌ها و کاوش‌های محدود بسنده نکند!

پایش جنبه‌های حفاظتی: پایش جدی جنبه‌های حفاظتی کاوش‌ها و مواد فرهنگی و توجه به نقش موزه در این میان.

توجه به ظرفیت‌های گردشگری: توجه به ظرفیت‌های گردشگری سدها به عنوان یک جنبه دیده نشده.

* کارهای علمی و فنی

انجام پژوهش‌ها در گام نخست: دستگاه‌های اجرایی باید پیش از اجرای پروژه‌های بزرگ عمرانی، در گام امکان‌سنجی و مکان‌یابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی و تاریخی در مکان اجرای طرح دست به کار شوند. (به موجب ماده ۱ آیین‌نامه اجرایی قانون برنامۀ چهارم توسعه).

تأیید پژوهش‌ها: مبادلۀ موافقت‌نامه میان سازمان برنامه و دستگاه اجرایی باید به تأیید پژوهش‌ها و اقدامات موضوع آیین‌نامه از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برسد.

تخصیص منابع و زمان کافی: وزارت نیرو و سایر دستگاه‌های اجرایی باید منابع مالی کافی برای انجام پژوهش‌ها و همچنین زمان کافی برای کاوش‌ها و نجات‌بخشی به باستان‌شناسان بدهند.

*نقش جامعه و باستان‌شناسی عمومی

گسترش کار در پهنه همگانی: باستان‌شناسی باید در پهنه همگانی و جامعه کار خود را گسترش داده و تأثیرگذاری اجتماعی از خود نشان دهد.

آگاهی‌بخشی و شناخت: جامعه عنصر اصلی و کارآمد در پاسداری از میراث فرهنگی است و آگاهی و شناخت مردم امری بایسته است.

به‌هرروی، در کشور ما به ظاهر اگر بخواهید تاریخ را نابود کنید، کافی است بگویید: «می‌خواهم سد بسازم!»

* شاهین بهرامی/۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsنوروز رجبی, سدسازی, تخریب میراث فرهنگی, محیط زیست, قتلگاه محوطه‌های تاریخی, وزارت میراث فرهنگی, قوانین و پیوست فرهنگی, سد سیوند, سدهای سیمره، کارون ۳، چمشیر، خرسان, دهۀ ۱۳۳۰ تا کنون, چغابنوت, حبیب خبر