روایت فاصله‌گیری فوتبال از ریشه‌های بومی و اخلاق ورزشی

فوتبالِ بی‌ریشه؛ از شور مردمی تا سردی سودمحوری

سیدمهدی ابوس

 حبیب‌خبر- سیدمهدی ابوس:

 فوتبال امروز، در هیاهوی حرفه‌ای‌گری و سودمحوری، آرام‌آرام از شور مردمی و ریشه‌های راستین خود فاصله گرفته و به ورزشی سرد و بی روح تبدیل شده است!

 هر پدیده‌ای در جهان، اهلیتی، سنتی و تخصصی دارد و فوتبال نیز از این قاعده جدا نیست.

 فوتبال امروز علمی‌تر، پیشرفته‌تر و حرفه‌ای‌تر شده است؛ دیگر تنها تکنیک نیست، بلکه آمیزه‌ای از تاکتیک، نظم، تحلیل و برنامه‌ریزی است.

 ولی همین پیشرفت، گاه روح مردمی و شورانگیز فوتبال را از ذات اولیه‌اش دور کرده است.

 وقتی معیارهای حرفه‌ای بر مستطیل سبز سایه می‌افکند، فوتبال ناگزیر وارد چرخه‌ای از منافع، مالکیت و سوددهی می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن مدیران برای بقا و تأمین رضایت سطوح بالاتر، چاره‌ای جز پناه بردن به «نتیجه‌گراییِ تمام‌عیار» نمی‌یابند.

 *نتیجه‌گرایی یعنی بردن و ماندن به هر قیمت!

 فوتبالِ تاکتیکی و تکنیکی، بازی برای لذت، شور، نمایش و تجربه جمعی تماشاگر است.

 امروز در نگاه بسیاری از مدیران، نوع دوم معادل باخت، کنار رفتن و حذف از چرخه قدرت تلقی می‌شود.

پرسش بنیادین این است:

چرا فوتبالی که تا همین چند دهه پیش، هزاران نفر را حتا برای تماشای تمرین تیم‌های بزرگ خوزستان به ورزشگاه می‌کشاند، اکنون شهرآوردهای لیگ برتر استان را با اندک تماشاگر برگزار می‌کند؟

پاسخ را باید در تغییر ساختارها و نگاه‌ها جست‌وجو کرد.

در گذشته، مدیران و مربیان از دل همان جامعه فوتبالی برمی‌خاستند؛ درد فوتبال را می‌فهمیدند و هدف‌شان رشد بود، نه تنها ماندگاری.

امروز فوتبال در ظاهر حرفه‌ای، ولی در باطن گرفتار کاغذبازی، تصمیم های اداری و نگاه‌های غیرورزشی شده است؛ فضایی که در آن خلاقیت به احتیاط، و عشق و تعصب ورزشی به محاسبه و مصلحت سپرده شده است.

از سوی دیگر، فاصله میان فوتبال و مردمان راستین آن ـ پیشکسوتان، مربیان بومی، بازیکنان ریشه‌دار ـ بیش از گذشته شده است.

زمانی بازیکن، مربی و مدیر از همان محله‌هایی بودند که تماشاگرانش زندگی می‌کردند؛ مردم خودشان را در تیم می‌دیدند.

ولی امروز، غلبه بازیکنان غیربومی و تیمداریِ سرد اقتصادی، دلبستگی را از میان برده و فوتبال بی‌دلبستگی، بی‌تماشاگر می‌شود.

در این میان، رسانه‌ها نیز بی‌تقصیر نیستند.

خبرنگاران ورزشیِ گذشته، منتقدانی دلسوز و آموزگاران فرهنگ فوتبالی بودند؛ امروز ولی فضای مجازی با موج حاشیه‌سازی و قضاوت‌های سطحی، تحلیل، تربیت و فرهنگ‌سازی را به حاشیه رانده است.

به جای تشویق به فوتبال پاک، شکست‌ها با هجمه، توهین و تخریب پاسخ داده می‌شود.

ولی با همه این دردها... امید هنوز در مستطیل سبز زنده است؛ هرچند خسته، سنگین و بریده‌نفس.

فوتبال خوزستان، این خاستگاه استعدادهای بی‌تکرار، همچنان نفس می‌کشد.

ولی بازگشت شور گذشته در گرو بازگشت به ریشه‌هاست؛ به مردم، به خاک، به همان زمین‌های خاکی، به همان محله‌هایی که فوتبال از میان‌شان برخاست، به همان بازیکنانی که با دل بازی می‌کردند نه با حساب بانکی.

فوتبال اگر از مردم جدا شود، دیگر فوتبال ورزشی نیست؛ صنعتی بی‌روح است؛ ولی اگر دوباره به شایستگی، کاردانی و مدیریت درست باشگاهداری بازگردد، بی‌گمان فریادهای عاشقانه و حضور چشم‌نواز تماشاگران، بار دیگر سکوهای فوتبال خوزستان را زنده خواهد کرد.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsفوتبال خوزستان, نتیجه‌گرایی, فوتبال مردمی, باشگاهداری, بوروکراسی ورزشی, مدیران ورزشی, شور تماشاگران, فوتبال تکنیکی, هویت فوتبالی, زمین‌های خاکی, پیشکسوتان, تیمداری, فوتبال سودمحور, حبیب خبر, سیدمهدی ابوس