نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

در حالی که سوزاندن روزانه دهها میلیون متر مکعب گاز مشعل، سالهاست سرمایه ملی را هدر میدهد، بررسیها نشان میدهد پروژههای کلان جمعآوری گاز (مانند قرارداد ۴۷۰ میلیون یورویی بیدبلند در اسفند ۱۴۰۰) بدون نیاز به الزام مجلس پیش میروند.
این در حالی است که طرح ساماندهی فلرینگ در مجلس، ماهها پس از شروع پروژه، اعلام وصول شد. این ناهماهنگی، این پرسش را مطرح میکند که در مواجهه با یک بحران اقتصادی و زیستمحیطی، اولویتبخشی به سرعت عمل اجرایی است یا نظارت و قانونگذاری محوری؟ و چرا این ثروت عظیم، پس از این همه سال درنگ، تازه در اولویت قرار گرفته است؟
پرسشی مطرح می شود که چرا "بیدبلند" قرارداد EPCC امضا کرد در حالی که طرح مجلس اعلام وصول نشده بود؟
در این باره پاسخ در این واقعیت نهفته است که پروژههای اجرایی کلان وزارت نفت، نیازی به اخذ مجوز اولیه از مجلس شورای اسلامی برای آغاز به کار ندارند؛ بلکه از طریق بودجههای مصوب (سالانه یا طرحهای بلندمدت) و بر اساس مصوبات هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران یا پتروشیمی پیش میروند.
تاریخ قرارداد: ۱۳ اسفند ۱۴۰۰
هدف: طرح بهسازی و ساخت تأسیسات جمعآوری گازهای مشعل شرق کارون.
روال اجرا: شرکت پالایش گاز بیدبلند خلیج فارس (که یک شرکت زیرمجموعه پتروشیمی است)، پس از انجام مطالعات مهندسی مقدماتی (مانند طرحی که در متن شما ذکر شده: مطالعات FEED در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰)، و تأمین مالی مورد نیاز (داخلی یا خارجی)، قراردادهای پیمانکاری (EPCC) را مستقیماً با شرکتهای مجری منعقد میکند. این قراردادها طبق اختیارات قانونی وزارت نفت و شرکتهای تابعه است.
۲- ماهیت اعلام وصول طرح در مجلس:
تاریخ اعلام وصول: ۶ آذر ۱۴۰۱.
هدف طرح مجلس: قانونگذاری درباره ساماندهی، تسریع و الزام دستگاهها به جمعآوری گازهای مشعل در سطح کلان کشور.
نتیجه: اعلام وصول طرح در مجلس (در آذر ۱۴۰۱) تأثیری بر قرارداد اجرایی معتبر و امضا شده بیدبلند در اسفند ۱۴۰۰ ندارد. بیدبلند پیش از هرگونه الزام جدید قانونی، کار اجرایی خود را شروع کرده بود.
۳. نقش مجلس در حوزه پروژههای اجرایی ملی
چرا طرح ساماندهی گازهای مشعل در مجلس اعلام وصول شد، اگر مجلس در رأس امور نیست؟
اینجاست که نقش نظارتی، تقنینی و هدایتی مجلس مشخص میشود.
ضعف عملکردی: اگرچه وزارت نفت و شرکتها سالهاست در حال اجرای پروژههای جمعآوری گاز هستند (همانطور که آمارها نشان میدهد، پروژهای از ۱۳۹۹ در دست اقدام بوده است)، اما سرعت و جامعیت اقدامات کافی نبوده و حجم زیادی از گاز همچنان در حال سوختن است.
وظیفه تقنینی و نظارتی مجلس: مجلس شورای اسلامی با مشاهده ناکارآمدی طولانیمدت در حل یک معضل ملی (سوزاندن ثروت و آلودگی)، وارد عمل میشود تا:
۱- ایجاد الزام قانونی: با تصویب یک قانون محکم، ضربالاجلهای اجباری برای وزارت نفت و سایر دستگاهها تعیین کند.
۲- ایجاد منابع مالی پایدار: منابع مالی مورد نیاز برای این پروژهها را در قانون بودجه یا قوانین دائمی تضمین کند.
۳- تقویت نظارت: سازوکارهای نظارتی دقیقتر بر عملکرد وزارتخانه را ایجاد کند.
بنابراین، مجلس در رأس امور است اما نه به معنای صدور مجوز روزانه برای پروژهها، بلکه به معنای تعیین چارچوب کلان (قانونگذاری) و نظارت بر حسن اجرای آن. اعلام وصول طرح، نشاندهنده نارضایتی قانونگذار از سرعت اجرا و تلاش برای الزامآور کردن یک پروژه ضروری است.
* چرایی تأخیر طولانی در جمعآوری گازهای مشعل
چرا این همه سال برای دستیابی به این ثروت گازی در حال سوختن درنگ کردهایم؟
دلیل این تأخیر طولانی (که به دههها میرسد) را میتوان در عوامل اقتصادی، فنی و سیاسی جستجو کرد:
۱- هزینه بالای پروژهها: جمعآوری گازهای همراه نفت نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم و ارزی (مانند قرارداد ۴۷۰ میلیون یورویی بیدبلند) در ساخت خطوط لوله، تأسیسات تقویتی و پالایشگاههای فرآوری گاز است.
۲- تحریمهای بینالمللی: تحریمها باعث شدهاند که تأمین مالی، ورود تکنولوژیهای پیشرفته و تجهیزات خاص (به ویژه کمپرسورها) به شدت سخت و هزینهبر شود.
۳- اولویتهای دولت: در دورههای مختلف، به دلیل نیاز فوری به درآمد، افزایش تولید نفت (و نه جمعآوری گازهای همراه) در اولویت قرار داشته است.
۴- مشکل های فنی: گازهای مشعل دارای فشارهای متفاوت و ترکیبات ناخالصی هستند که فرآوری آنها نسبت به گاز طبیعی دشوارتر است.
آمار ارایه شده توسط معاون وزیر نفت نشان میدهد که پروژههای جمعآوری با سرعتی گام به گام و در حال افزایش در حال پیشرفت هستند، اما اهداف بلندمدت (مانند جمعآوری ۹۰ درصد تا ۱۴۰۶) نشان میدهد که این پروژه همچنان یک چالش عظیم و درازمدت است.
* نتیجهگیری
جمعبندی بحث به این بیت از شعر حضرت سعدی بازمیگردد:
"دو چیز طَیره عقل است، دم فرو بستن/ به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی"
تفسیر: مدیریت پروژههای ملی نیازمند بی پرده گویی، شجاعت و شتاب در عمل(گفتن به وقت مصلحت) است. درنگ در اجرای پروژههای حیاتی مانند جمعآوری گازهای مشعل، در حالی که ثروت ملی میسوزد، همان "دم فرو بستن به وقت گفتن" است.
اگرچه وزارت نفت در سالهای اخیر تلاشهای خود را سرعت بخشیده، اما تأخیر تاریخی در این امر، نیازمند ورود جدی نهادهای نظارتی (مجلس) بوده است.
ستایش رییس جمهور از "سرعت وزارت نفت " در حالی که پروژهها سالها به تأخیر افتادهاند، میتواند نشاندهنده این باشد که سرعت موجود، در مقایسه با رکود طولانیمدت گذشته مورد تقدیر قرار گرفته است.
درک میزان گازهای مشعل (فلر) و تأثیرات آن در مقایسه با سایر منابع آلودگی مانند نیروگاهها، ابعاد فاجعهبار این هدررفت ثروت ملی را روشنتر میسازد.
آمارها نشان میدهند که ایران یکی از سه کشور اصلی جهان در زمینه سوزاندن گازهای مشعل (پس از روسیه و عراق) بوده و این مساله هم از منظر هدررفت اقتصادی و هم از منظر آلودگی زیستمحیطی دارای اهمیت است.
۱. حجم هدررفت گاز مشعل (ثروت سوخته)
میزان روزانه: آمارها درباره حجم گازهای همراه نفت در حال سوختن (فلرینگ) متفاوت است، اما بیشتر منابع دولتی و غیردولتی، حجم روزانه را بین ۴۰ تا ۴۵ میلیون متر مکعب گاز اعلام میکنند.
معادل مصرف: این حجم عظیم گاز هدررفته معادل حدود ۸ درصد از کل مصرف گاز سالانه کشور است. در برخی گزارشها ذکر شده است که حجم گاز سوزاندهشده در سالهای گذشته بیشتر از کل صادرات گاز یکساله کشور بوده است.
مزایای اقتصادی: جمعآوری این گازها افزون بر تأمین خوراک پایدار برای صنایع پتروشیمی (تولید فرآورده هایی مانند اتان و پروپان با ارزش صادراتی بالا)، میتواند در تولید برق و تزریق به چاههای نفتی برای افزایش بازده تولید نفت مورد استفاده قرار گیرد.
۲. تأثیر گازهای مشعل بر آلودگی هوا (مقایسه با نیروگاهها)
اگرچه گاز مشعل از لحاظ آلودگی هوا یک فاجعه محلی است، اما سهم آن در آلودگی کلانشهرها در مقابل سایر منابع، متفاوت است:
*مقایسه با انتشار گازهای گلخانهای (CO2):
سهم مشعلها: طبق برخی پژوهشها، سوزاندن گازهای مشعل در ایران سالانه حدود ۵۳ میلیون تُن دیاکسید کربن معادل منتشر میکند و حدود ۷.۴ درصد از کل انتشار دیاکسید کربن کشور را به خود اختصاص میدهد.
اهمیت بینالمللی: حذف همین ۷.۴ درصد میتواند تقریباً همه تعهدات غیرمشروط ایران در توافقنامه پاریسرا (COP21) برای کاهش گازهای گلخانهای پوشش دهد.
*مقایسه با آلودگی شهری و نیروگاهها:
آلودگی در اهواز: در مناطق نفتخیز، آلودگی ناشی از مشعلها بسیار متمرکز و شدید است. با این حال، کارشناسان اعلام کردهاند: کمتر از ۲۰ درصد آلودگی کلانشهر اهواز مربوط به مشعلها است.
منابع اصلی آلودگی شهری: بیشترین سهم آلودگیهای کلانشهرهایی مانند اهواز و تهران مربوط به منابع دیگر است:
منابع متحرک (خودروها و موتورسیکلتها): سهمی در حدود ۶۵ درصد از آلایندههای کلانشهرها را شامل میشوند.
نیروگاهها و صنایع بزرگ: استفاده از سوختهای سنگین مانند مازوت در نیروگاهها و صنایع بزرگ، به ویژه در فصول سرد و مواقع اوج مصرف گاز، یکی از بزرگترین منابع انتشار ذرات معلق و آلایندههای سمی است.
*نتیجهگیری در مورد آلودگی:
تمرکز بر خاموش کردن مشعلها حیاتی است؛ زیرا هم سرمایه ملی را برمیگرداند و هم یک منبع نقطهای و قابل کنترل آلودگی را حذف میکند. با این حال، در شهرهای بزرگ، معضل آلودگی هوای تنفسی، در درجه اول با مدیریت سوخت خودروها و جلوگیری از سوختن مازوت در نیروگاهها گره خورده است.
*جزییات طرحهای کلان جمعآوری گازهای مشعل توسط وزارت نفت
طرحهای جمعآوری گازهای مشعل (فلر) در ایران مجموعهای از پروژههای کلان و پرهزینه هستند که عمدتاً توسط هلدینگهای بزرگ پتروشیمی و گاز برای تبدیل گازهای کمفشار همراه نفت به فرآورده های باارزش (خوراک پتروشیمی و گاز سبک شبکه) اجرا میشوند.
طرحهای اصلی وزارت نفت برای جمعآوری گازهای مشعل شامل دو حوزه جغرافیایی و چند پروژه زیرساختی است:
۱. پروژههای جمعآوری در مناطق نفتخیز جنوب
این پروژهها بر جمعآوری گازهای مشعل در خوزستان (که قلب تولید نفت ایران و محل اصلی فلرینگ است) متمرکز هستند:
الف. پروژه NGL 3200 (پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس)
*مأموریت: جمعآوری گازهای مشعل مناطق شرق کارون (مانند مارون، آغاجاری، و رامشیر.)
*عملکرد: گازهای جمعآوریشده به این پالایشگاه بزرگ منتقل میشوند تا پس از فرآوری، به خوراک پتروشیمی (اتان، پروپان، بوتان) و گاز شیرین (برای تزریق به خطوط سراسری یا میادین نفتی) تبدیل شوند.
*نقش کلیدی: قرارداد ۴۷۰ میلیون یورویی بیدبلند که آن اشاره شد، مستقیماً برای تأمین گاز مورد نیاز این پالایشگاه در حوزه شرق کارون بسته شد.
*وضعیت: این پروژه اکنون تکمیل شده یا در مراحل نهایی ظرفیتگیری قرار دارد و یکی از نمادهای موفقیت در جمعآوری گازهای مشعل است.
ب. پروژههای غرب کارون و مناطق مجاور
*مأموریت: جمعآوری گازهای مشعل مناطق غرب کارون (مانند میادین آزادگان و یادآوران) و سایر مناطق نفتخیز.
*نحوه اجرا: این گازها از طریق خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار جمعآوری شده و معمولاً به تأسیسات دیگر) مانند NGL 3100 یا سایر پالایشگاههای فرآوری گاز( منتقل میشوند.
*وضعیت: این پروژهها شامل چندین بسته قراردادی هستند که به بخش خصوصی و هلدینگهای پتروشیمی واگذار شده و طبق برنامه تا سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۶ بخش اعظم آنها به بهرهبرداری خواهد رسید.
۲. هدف نهایی: تولید ارزش از ثروت سوخته
هدف این پروژهها تنها خاموش کردن مشعلها نیست، بلکه تکمیل زنجیره ارزش است:
|
مرحله |
عملیات |
هدف نهایی |
|
جمعآوری |
ساخت خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار برای هدایت گازهای کمفشار.
|
جلوگیری از هدررفت و آلودگی زیستمحیطی. |
|
فرآوری |
انتقال به مجتمعهای NGL و پالایشگاهها (مانند بیدبلند).
|
تبدیل گاز متان به گاز سبک (برای تزریق به شبکه سراسری) و تبدیل مایعات گازی (اتان، بوتان) به خوراک پتروشیمی. |
|
ارزش افزوده |
ارسال خوراک به پتروشیمیها. |
تولید محصولات نهایی پلیمری و شیمیایی با ارزش صادراتی بالا و ایجاد درآمد پایدار. |
نتیجهگیری: سرعت عمل دولت و شرکتها در امضای قراردادهای کلان (مانند بیدبلند) نشاندهنده اولویت دادن به اجرا برای جلوگیری از هدررفت است. ولی، بخش مهمی از پیشرفتهای آتی به توانایی در تأمین مالی ارزی و تداوم حمایت قانونی و نظارتی مجلس برای رفع موانع فنی و بوروکراتیک وابسته است.
*تأثیر تحریمها بر پروژههای جمعآوری گاز مشعل
پروژههای جمعآوری و فرآوری گازهای فلر، پروژههایی با تکنولوژی بالا هستند که وابستگی زیادی به تجهیزات و دانش فنی خارجی دارند. تحریمها، بهویژه تحریمهای ثانویه آمریکا، این پروژهها را از سه جهت حیاتی تحت تأثیر قرار داده است:
۱. تأمین مالی و سرمایهگذاری خارجی
خروج شرکتهای بزرگ: تحریمها شرکتهای بزرگ بینالمللی نفتی و پیمانکاران خارجی را مجبور کردهاند که از مشارکت در پروژههای ایران خارج شوند. این امر باعث شد تا سرمایهگذاری مستقیم خارجی در این پروژههای سنگین (مانند تأمین ۴۷۰ میلیون یورویی پروژه بیدبلند) عملاً متوقف شود و منابع مالی عمدتاً از داخل (هلدینگهای پتروشیمی) یا از طریق قراردادهای پیچیده مالی تأمین شود.
ریسک مالی بالا: به دلیل ریسک تحریم، هزینه انتقال پول و تأمین مالی داخلی و خارجی برای این پروژهها به شدت افزایش مییابد.
۲. تأمین تجهیزات کلیدی (گلوگاه اصلی)
مهمترین چالش فنی پروژههای جمعآوری گاز، تأمین تجهیزات پیشرفته فرآیندی است، به ویژه:
کمپرسورها (Compressors): قلب تپنده هر واحد جمعآوری و پالایش گاز، کمپرسورهای گازی فشار بالاست. گازهای مشعل بیشتر دارای فشار بسیار پایین و پراکنده هستند و برای جمعآوری و انتقال به پالایشگاه نیاز به کمپرسورهای توربینی بسیار قدرتمند و خاص دارند. این کمپرسورها تقریباً به طور کامل در انحصار شرکتهای آمریکایی یا اروپایی هستند.
تأثیر تحریم: تحریمها مانع ورود این کمپرسورها و قطعات یدکی آنها به کشور شده و پروژهها را با تأخیر طولانی برای بومیسازی یا تأمین از بازارهای جایگزین (مانند چین یا روسیه) مواجه کرده است.
تجهیزات فرآیندی تخصصی: تجهیزات فرآوری گازهای همراه، مانند مبدلهای حرارتی خاص، تجهیزات گوگردزدایی، و واحدهای تولید مایعات گازی (NGL)، نیز عمدتاً تکنولوژی خارجی دارند و تحریمها تأمین آنها را بسیار سخت کرده است.
۳. انتقال دانش فنی و تکنولوژی
محدودیت دسترسی به دانش فنی روز: تکنولوژی جمعآوری و فرآوری گازهای مشعل دائماً در حال پیشرفت است. تحریمها دسترسی متخصصان ایرانی به استانداردهای بینالمللی، نرمافزارهای مهندسی تخصصی و لایسنسهای فنی را محدود کرده است.
بومیسازی پرهزینه: ایران مجبور است برای مقابله با این موضوع، تلاشهای گستردهای را برای مهندسی معکوس و بومیسازی این تجهیزات انجام دهد که بهرغم موفقیتهای نسبی (تأمین کمپرسورهای کوچکتر)، زمانبر و پرهزینه است.
در نتیجه، در حالی که اراده سیاسی برای جمعآوری گازهای مشعل وجود دارد، تحریمهای تکنولوژیک و مالی بزرگترین مانع اجرایی هستند و باعث میشوند اجرای پروژهای مانند بیدبلند خلیج فارس، با وجود فوریت ملی، چندین سال به طول انجامد.
ارسال نظر به عنوان مهمان