نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز- حبیب خبر- بهرامی بیرگانی:
خوزستان سالهاست ثروت میآفریند ولی خود در محرومیت و آلودگی و بحران زیستمحیطی فرورفته است. مردمی که بار توسعه کشور را بر دوش دارند، هنوز سهمی از گنجینههای سرزمینشان نمیبرند و بانگ واخواهیشان شنیده نمی شود.
در روزهایی که خوزستان درگیر آلودگی سنگین هوا، هشدارهای اضطراری و افزایش شمار بیماران تنفسی است، سخنان اخیر سخنگوی دولت درباره «مصرف بالای آب» و «به کمینه رساندن فلرسوزی» بار دیگر شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیست مردم را برجسته کرد.
سخنگوی دولت گفته است "میانگین مصرف آب در برخی شهرهای ایران ۲۵۰ لیتر در روز به ازای هر نفر است، در حالیکه در کشورهای پربارش این عدد زیر ۱۰۰ لیتر است."
این مقایسه، بدون توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی خوزستان، پرسشهای جدی ایجاد میکند:
مردمی که در دمای بالای ۵۰ درجه، با ریزگردهای بیدرنگ و هوایی مملو از ذرات آلاینده روزگار میگذرانند، چگونه میتوانند مانند شهرهای بارانی و پاکیزه اروپا یا شرق آسیا آب مصرف کنند؟ حمام روزانه، شستوشو و بهداشت فردی در چنین اقلیمی «انتخاب» نیست، «اجبار زیستی» است.
از سوی دیگر، زندگی در شهری که از ساعت ۸ صبح شاخص آلودگی هوا «خطرناک» میشود، فرصتی برای تردد کمتر یا کار سبکتر باقی نمیگذارد. با اینحال، تصمیمگیریهای اداری درباره تعطیلی مدارس و ادارات، آلودگی را تنها تا ساعت ۹ یا ۹:۳۰ معتبر میداند؛ گویی معجزهای رخ میدهد و پس از آن، هوا ناگهان سالم میشود. این تعارض نگاه، همان شکافی است که مردم با پوست و ریه خود لمس میکنند.
سخنگوی دولت همچنین از پیگیری شخص رئیسجمهوری برای کاهش فلرسوزی در جنوب کشور خبر داده است.
واقعیت این است که دهههاست مشعلهای نفتی شبانهروز میسوزند؛ دولتها آمدهاند و رفتهاند، ولی دود، بیماریهای تنفسی، آسم، حساسیتهای شدید و نگرانی از ناباروری همچنان با زندگی مردم گره خورده است.
این پرسش اساسی مطرح میشود:
اگر خاموشی فلرها یک ضرورت بدیهی و شناختهشده است، چرا هنوز نیازمند «دستور رییسجمهور» است؟
چرا دستگاههای مسوول بدون دستور مستقیم، به وظیفه طبیعی خود عمل نمیکنند؟
از همه مهمتر، آیا مشکل فلرسوزی تازه کشف شده که امروز نیازمند دستور فوری باشد؟
*هورالعظیم؛ جنگی خاموش ولی فرساینده

آلودگی هوا در خوزستان، تنها دستاورد مشعلهای نفتی نیست. آتشزدنهای مکرر در بخش عراقی هورالعظیم-که به گفته بسیاری از مسوولان و کارشناسان، دود آن بهطور مستقیم وارد شهرهای خوزستان میشود- سالهای سال است مردم را گرفتار کرده است.
این آلودگی، نه هیاهوی رسانهای دارد نه تصاویر مخابرهشده از خطمقدم؛ ولی اثرهایش بر سلامت مردم کمتر از گلوله و خمپاره نیست!
در جنگ تحمیلی، دشمن با سلاح میکشت؛ امروز با دود و آلودگی، تکرار همان آسیبها ادامه دارد.
در چنین وضعیتی، این پرسش مهم مطرح میشود:
چرا در برابر این آلودگی فرامرزی و ویرانگر، کارهای جدی و هماهنگ از سوی دولت ایران دیده نمیشود؟
مردم خوزستان تا کی باید تاوان آتشزدنها، استخراج نفت و تصمیمهای طرف عراقی را بدهند؟
*سخن پایانی
سیاستگذاری کارساز، زمانی نتیجه میدهد که بر اساس واقعیتهای اقلیمی، زیستی و اجتماعی باشد نه بر پایه قیاسهای نامتوازن یا دستورهای دیرهنگام.
خوزستان، خط مقدم توسعه انرژی کشور است؛ اما مردم اش همواره سهم بیشتری از رنج بردهاند تا گنج!
انتظار این است که دولت، در کنار بیان مشکل ها، زمانبندی روشن، برنامه شفاف و اقدام عملی ارایه کند.
مردم خوزستان نه خواسته افراطی دارند نه خارج از دستور؛ آنها تنها حق طبیعی خود را میخواهند: زندگی در هوایی سالم، آبی پاک و شهری که در آن زندگی، نیازمند جنگ و مبارزه روزانه نباشد.
* چهاردهم آبان ماه ۱۴۰۴
ارسال نظر به عنوان مهمان