نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

کالابرگ الکترونیکی حالا دیگر تبدیل شده به موجودی که بیش از آنکه سفره مردم را بزرگ کند، صورت مسئلهٔ فقر را از صفحهٔ دولت پاک میکند.
حذف دهکها هم نه اصلاح بود، نه هدفمندی؛ یک «کم کردن عدد» ساده برای اینکه آمارها قشنگتر شود و بار دولت سبکتر. نتیجه؟ همان مردم فقیرتر، تنها روی کاغذ کمتر شدهاند.
یک کارشناس اقتصادی میگوید: در هیچ کشوری به هشت دهک یارانه نمیدهند. حق هم دارد. ولی در هیچ کشوری هم هشت دهک مردم زیر فشار تورم له نمیشوند و دولت با خیال راحت اسم این مرهم کماثر را میگذارد «حمایت». ما سالهاست دور خودمان میچرخیم:
نخست قیمتها را رها میکنیم، بعد برای جبران همین رهاسازی، یارانه میدهیم؛ بعد که یارانه جواب نمیدهد، نامش را عوض میکنیم؛ سپس که اسم جدید هم جواب نمیدهد، دهکها را کم میکنیم.
تابع تقاضای مردم با «شارژ ۳۰۰ هزار تومانی» تغییر نمیکند. وقتی قیمت برنج، مرغ، میوه و سوخت مانند موشک بالا میرود، مردم به ناچار عقبنشینی می کنند. این عقبنشینی انتخاب نیست؛ تسلیم است. کالابرگ در بهترین حالت، سوختگیِ سفره را کمی چرب میکند تا دودش کمتر بلند شود!
مشکل دولتها این است که به جای اصلاح اقتصاد، میخواهند صورت اقتصاد را گریم کنند! تورم ۴۰–۵۰ درصدی را نمیشود با ۱۰ قلم کالابرگ آرام کرد. همانطور که نمیشود با یک آفتابه آب، آتشسوزی پالایشگاهی را خاموش کرد!
برخی میگویند: کالا بدهیم، نه پول. ولی وقتی سرعت تورم از سرعت موشکهای بالستیک بالاتر است، کالا یا پول فرقی ندارد؛ هر دو در برابر آتش اقتصاد ذوب میشوند. کوپن دهه ۶۰، بازار سیاه ساخت، کالابرگ ۱۴۰۰ها هم اگر قدرت خرید واقعی بالا نرود، همان راه را میرود.
همه می دانند که کالابرگ نه رفاه را برمیگرداند، نه فقر را کم میکند. تنها کاری که میکند این است که نشان دهد دولت هنوز دلش میخواهد وانمود کند در حال حمایت از مردم است؛ وانمود کند اوضاع تحت کنترل است؛ وانمود کند سفره کوچک نشده و چند نقطه.
راستینگی سادهتر از همه اینهاست:
تا وقتی قیمتهای پایه رها و درآمد واقعی مردم ثابت مانده، کالابرگ چیزی نیست جز یک «حمایتِ نمایشی»؛ یک چسبزخم براق روی زخمی که هر روز عمیقتر میشود.
ارسال نظر به عنوان مهمان