نظرات
- اولین نظر را شما بدهید
رسانهها و جریانهای هوادار انسدادگرایی در این مدت تلاش کردهاند به بهانههای امنیتی، خواستار تداوم و تثبیت وضعیت کنونی اینترنت شوند و همانطور که پس از دی۹۶ و آبان ۹۸ و ناآرامیهای ۱۴۰۱، تلگرام، اینستاگرام و واتسآپ بسته شدند، از ناآرامیهای اخیر هم به عنوان بستر و بهانهای برای انسداد اینترنت بینالملل سود جویند.
روزنامه هم میهن در سرمقاله تازه ترین شماره خود نوشت: با گذشت بیش از یک هفته از تجمعات خشونتبار و ناآرامیهای اخیر، هنوز آمار دقیق و روشنی از میزان آسیبدیدگان، جانباختگان و حتا تخریب ساختمانها و اماکن از سوی منابع مستقل منتشر نشده است و تنها نهادها و رسانههای خارج از کشور ادعاهایی را مطرح کردهاند که حتا دونالد ترامپ، برخی از آنها را بزرگنماییشده برآورد کرده است.
در داخل نیز، نهادهای رسمی همچون وزارت بهداشت یا پزشکیقانونی آمار و اطلاعاتی منتشر نکردهاند و تنها برخی خبرگزاریهای منتسب به نهادهای نظامی، آمار مربوط به نیروهای امنیتی و نظامی را اعلام کردهاند.
مقام رهبری نیز در سخنرانی اخیر، از عبارت چند هزار کشته استفاده کردند که گمانهزنیها و برآوردهای غیررسمی در این زمینه را تایید میکند اما همچنان داده روشن و دقیقی در دست نیست. همزمان با این وضعیت، قطعی اینترنت امکان ارتباطات و کسب اطلاعات را برای شهروندان و حتی رسانهها و تصمیمسازان سیاسی – اجتماعی دشوار کرده است.
البته دیروز نشانههایی از تغییر وضعیت اینترنت و گام برداشتن تدریجی در گشایش ارتباطی و خبری بهوجود آمد که امیدواریم هر چه زودتر، شاهد عادیسازی شرایط در این حوزه باشیم و از نگرانی و التهاب ذهنی – عملی کاربران و صاحبان کسبوکارها تا حدی کاسته شود.
این در حالی است که رسانهها و جریانهای طرفدار انسدادگرایی در این مدت تلاش کردهاند به بهانههای امنیتی، خواستار تداوم و تثبیت وضعیت کنونی اینترنت شوند و همانطور که پس از دی۹۶ و آبان ۹۸ و ناآرامیهای ۱۴۰۱، تلگرام، اینستاگرام و واتسآپ بسته شدند، از ناآرامیهای اخیر هم به عنوان بستر و بهانهای برای انسداد اینترنت بینالملل سود جویند و در دفاع از آن، استدلالها و تبلیغاتی تحت عنوان «اینترنت ملی» را هم راه بیاندازند؛ اینترنتی که خروجی آن برای کاربران و تبعات آن برای اقتصاد کشور خسارتبارتر از خودرو ملی و رسانه ملی و خودکفاییهای بخش کشاورزی خواهد بود.
با این حال، نگاه انسدادگرا که تقویت موقعیت خود را مشروط و منوط به سلب ابزارها و نیروهای رقیب و بدیل میداند و رویای تکصدایی در سر دارد، نمیخواهد فرصت بهوجودآمده را ساده از دست بدهد و میدان ارتباطات و انتقال اطلاعات را بازگشاید. از این رو، کمترین انتقادها و واکنشها به قطع اینترنت در روزهای اخیر با فضاسازی و حملات گسترده رسانههای تندرو مواجه شده است.
این در حالی است که تداوم این وضعیت، عملاً به سود تندروترین جریانها و رسانههای مخالف نظام سیاسی تمام شده و شبکههای ماهوارهای را به تنها بدیل و رقیب کانالهای رسمی آگاهی رسانی تبدیل کرده است؛ رسانههایی که بنا به تعبیر و تحلیل نهادهای امنیتی و رسمی کشور، کارکردی جز بازوهای رسمی پروژه راست افراطی جهانی علیه ایران ندارند و حتا در قیاس با رسانههای بینالمللی و غربی، حداقل ملاحظات حرفهای را هم رعایت نمیکنند؛ درست همانند نگاه انسدادگرایان داخلی که برخلاف ادعاهای خود، هیچ ملاحظه امنیتی را در فضاسازیها و تبلیغات خود در ضرورت بسته شدن هر چه بیشتر فضای سیاسی و روانی مدنظر قرار نمیدهند.
همچنان که فشار بر مطبوعات و رسانههای مستقل در دهههای اخیر و جلوگیری از فعالیت شبکههای تلویزیونی خصوصی و مستقل، بسترساز انتقال مرجعیت رسانهای به خارج از کشور و میداندار شدن رسانههای همسو با منافع سلطنتطلبان و حتی اسرائیل و آمریکا شده است؛ ولی عاملان و حامیان و بانیان این وضعیت، نهتنها مسوولیت اقدامات و تصمیم های خود را نمیپذیرند، که تداوم و تعمیم این سیاستها و شکل دادن فضای رسانهای مشابه کره شمالی و یا حداکثر چین را توصیه و تبلیغ میکنند.
در این میان، مساله مهم و کلیدی نوع مواجهه و عملکرد تصمیمگیرندگان اصلی کشور در شرایط کنونی است که دو مسیر متفاوت را پیش روی کشور قرار میدهد. یک مسیر، همراهی با فضاسازی انسدادگرایان در تثبیت وضعیت کنونی اینترنت و نیز خودداری از ارائه آمار و اطلاعات دقیق از حوادث اخیر است که طبعاً بر شکاف کنونی میان جامعه و مسوولان میافزاید و فضای بیاعتمادی را تشدید میکند و عملاً به سود پروژه کلان راستافراطی جهانی علیه ایران تمام خواهد شد.
راه دوم، تلاش برای عادیسازی فضای ارتباطی و رسانهای و نیز شکل دادن بستری برای ارائه آمار و اطلاعات دقیق ناآرامیهای اخیر با امکان راستیآزمایی ازسوی کارشناسان، نهادها و منابع مستقل است.
در پیش گرفتن چنین راهی است که میتواند تا حدی زخم خونبار اخیر را مرهم نهد و جامعه و معترضان را به این باور برساند که مساله حکومت نه بستن فضا و حذف منتقدان و مخالفان، که مقابله با پروژههای ضدامنیتی و ایرانستیزانه بیرونی و عوامل و وابستگان سازمانیافته داخلی آنهاست؛ چنین رویکرد و راهی است که میتواند اعتماد نسبی را میان جامعه و حکومت شکل دهد و طبیعتاً، امنیت کشور را به شکلی پایدار و راستین و نه مصنوعی و موقت تامین کند. فرصت انتخاب محدود و خروجی دو راه روشن و آشکاراست.
ارسال نظر به عنوان مهمان