نظرات
- اولین نظر را شما بدهید
مهاجرت اجباری هنرمندان جوان و تحمیل هزینه به خانوادهها، نتیجه سالها بیتوجهی به آموزش عالی هنر است

حبیب خبر- محمد نوروزی بابادی:
خوزستان، استانی که پس از تهران بهدرستی یکی از خاستگاههای بنیادین ادبیات و هنر ایران بهشمار میرود، همچنان از داشتن «دانشگاه هنر» محروم است؛ پرسشی ساده اما ژرف که سالها بیپاسخ مانده: چرا؟
چگونه میتوان پذیرفت استانی که در شعر، داستان، تیاتر، سینما، مجسمهسازی، خوشنویسی، نقاشی و دیگر شاخههای هنری صاحب نام و اثر است، حتا یک دانشگاه تخصصی هنر نداشته باشد؟ چرا خانوادهها، بهویژه برای ادامه تحصیل فرزندانشان ــ و در بسیاری موارد دخترانشان ــ ناچارند بار مهاجرت، غربت و هزینههای سنگین را به دوش بکشند؟
آیا کارگزاران تاکنون به تفاوت هزینههای مادی و فشارهای روحی یک خانوادهای اندیشیدهاند که اگر رشتههای هنری در داخل استان فراهم بود، فرزندشان میتوانست در کنار خانواده تحصیل کند؟
تجربه شخصی من گواه روشنی بر این مساله است؛ سالهاست که بهدلیل علاقه و استعداد دخترم در رشته هنر، ناچار به همراهی او بودهام: دو سال در سپیدان برای مقطع کارشناسی و سپس چند سال اقامت در مازندران برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد.
بیگمان اگر رشتههای هنری در خوزستان، حتا تا مقطع دکتری، راهاندازی میشد، مجموع این هزینهها به زحمت به سی درصد رقم کنونی میرسید. میلیونها تومان هزینه شده؛ هزینههایی که تنها بُعد مالی ماجراست و فشارهای روحی، اجتماعی و خانوادگی آن قابل محاسبه نیست.
آیا این وضعیت در شأن خوزستان است؟ استانی با این همه پیشینه، استعداد و سرمایه انسانی در بخش فرهنگ و هنر؟
بهراستی که جای تأسف دارد. من بهعنوان فردی که سالها در عرصه هنر، بهویژه شعر و نمایش، فعالیت داشتهام و اکنون بهدلیل سکته مغزی خانهنشین شدهام، از همه کارگزاران فرهنگی و آموزشی کشور و استان و کشور میخواهم راهاندازی و ساماندهی رشتههای هنری را در یکی از دانشگاههای خوزستان در دستور کار قرار دهند؛ تا فرزندان این سرزمین برای تحصیل، آواره استانهای دیگر نشوند و خانوادهها از کمینه آرامش برخوردار باشند.
ارسال نظر به عنوان مهمان