امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

استاد فرهنگ دشتی

ساعت درست صفر به وقت کبوتر است

امشب عجیب گوش زمین و زمان کر است

امشب تمام آینه ها زنگ می زنند

وقتی که چشم پنجره ها ، کوچه ها تر است

شب آمده است و مرد ؛ خدا هست و هیچ کس

انگار ذهن ثانیه ها گیج و ابتر است

باز انعکاس ناله ی مردی شنیدنی است

این چاه های کوفه عجب گریه پرور است !

نخلی کنار مرد دو زانو نشسته است

پیداست روی شانه ی او زخم خنجر است

از بار گریه ها کمر چاه هم شکست

اینجا فضای فاجعه هر روز بدتر است

در کوچه برق خنده ی شمشیر می وزد

مردی به انتظار نماز کبوتر است

*فرهنگ دشتی

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید