نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

بر صومعه دل عبور دلدار خوش است/آواز غزل در دل کهسار خوش است
در ساحل عصیان قدم گر بنهی/برسینه دریای گهربار خوش است
آشفته شوی در ره آن دار بلند/با خاطر عشق نغمه شوگار خوش است
اشکی که فشاندی به آن جام سحر/آن روشنی صبح شرربار خوش است
از عالم شک چون بدر آیی با شوق/دردشت و دمن حال علفزار خوش است
با کام عطش به شعله گر دل بدهی/دلدادگی ات بهجان رهوار خوش است
با شوق نگات خنده به لب آمده است/با عشوه یار نوای هی جار خوش است
در فصل بهار اگر شوی راهی باغ/با شور سه گاه پرده اسرار خوش است
بر صفحه کشم نقشه تصویر تو را/در دور زدن حرکت پرگار خوش است
ارسال نظر به عنوان مهمان