نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز- حبیب خبر:
شعر فارسی، بهویژه در سبکهای آیینی و عاشورایی، سرشار از احساسات ژرف، مانندگوییهای پیچیده، و زمینه های فلسفی است.
این گزارش، مجموعهای است از شعرهایی با درونههای گوناگون که در آیین ادبی "رسم عاشقی" خوانده شدهاند.
در ادامه، به بررسی و تفسیر برخی از نکته های کلیدی موجود در این نوشتار میپردازیم.
*مقدمه و خیر مقدم:
گوینده(وحید کیانی)، با تسلیت اربعین حسینی و با اشاره به شعرخوانی شاعران حاضر در آیین از تلاشهای مجموعه فرهنگی "شهر کتاب" اهواز، بهویژه آقایان "جهانشاهی" و "محمود نادری"، برای برگزاری این رویداد ادبی سپاسگزاری و تاکید میکند: شاعران حاضر در این آیین، پیشکسوتان و جوانان پهنه شعر هستند و قرار است هر کدام یک اثر را برای باشندگان بخوانند.
پیش از خوانش شعر شاعران, "محمود نادری" مدیر رویدادهای فرهنگی شهر کتاب از یاری شاعران در برپایی این برنامه سپاسگزاری کرد.
و اما اشعار خوانده شده:
در ابتدا، مثنوی حماسی آیینی "ساقی نامه" با درونمایه بزرگی امام حسین (ع) و یاران باوفای ایشان خوانده میشود. "محمد بقالان" در این شعر به جایگاه امام و یاران شان در تاریخ و جهان اشاره میکند و خون ایشان را مایه حیات و شکوفایی میداند.
این شعر با لحنی حماسی و بهرهگیری از دانسته های عرفانی، به زیبایی، ژرفای رخداد عاشورا و شخصیت حضرت عباس (ع) میپردازد. اثری که یک نمونه برجسته از شعر آیینی معاصر است که با الهام از سنتهای کهن، پیامی نو و کارساز ارایه میکند.
"وحید کیانی" با الهام از جمله "کدام کلام نقد بر صفحه حروف الفبا سرآمد است، آنی به روی صفحه کاغذ می دود و می گوید: بعد از خدا محمد و آل محمد است" او به عظمت و جایگاه پیامبر اسلام و اهل بیت اشاره میکند.
سپس، شعری با دستمایه عاشورایی و عرفانی خوانده میشود که در آن به دریافته هایی مانند: "خون"، "غدیر" و "شقایق" اشاره شده است. این شعر، خون امام حسین (ع) را ریشه و سرچشمه آزادگی و شرف میداند.

همچنین، در بخشی دیگر، شعری کوتاه و شاعرانه با درونمایه تنهایی و امید خوانده میشود که در آن از "پروانه" چون نمادی برای پناه در شبهای بیپناهی یاد میشود.
این دیدارگاه ادبی با نام "رسم عاشقی" در مجموعه فرهنگی "شهر کتاب" اهواز و با حضور شاعران پیشکسوت و علاقه مندان به شعر و ادب فارسی برپا شد و با نینوازی و شعرخوانی شاعران همراه بود.
* زمینه های اصلی
عشق و شهادت: یکی از اصلیترین زمینه های این شعرها، اندریافت شهادت و عشق به معبود است.
"علیرضا شکرریز" جملهای از امام حسین (ع) نقل می کند که "مرگ، قلادهای است بر گردن جوانمردان."
این جمله مرگ را نه پایان زندگی، که وسیلهای برای رسیدن به جاودانگی و کمال معرفی میکند. شاعران در این آیین با استفاده از تصاویر و واژگان عاشورایی، این مفهوم را به زیبایی بیان می کنند.
کربلا و غزه: در ادامه این دیدارگاه، "حبیب اله بهرامی" به پیوند عمیقی میان کربلا و غزه اشاره میکند و کربلای غزه را نماد مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم معرفی میکند.
این تشبیه، رویداد تاریخی کربلا را به یک جریان معاصر و جهانی تبدیل میکند و نشان میدهد که حق و باطل در هر زمانی در برابر هم قرار دارند.
شعر نانوشته: در یکی از شعرها، "کریم خسروی راد" از تجربه خود در دوران جنگ سخن می گوید و می افزاید: کلمات برایش بمب شدهاند و نمیتواند شعر بنویسد. این بخش نشاندهنده حجم فجایع و خشونت در جنگ است که حتا زبان و واژگان را نیز از کار میاندازد. شاعر از ترس اینکه واژگان اش آسیب نبینند، از نوشتن پرهیز میکند و این بیانگر عمق انسانیت و حساسیت اوست.

مستی عرفانی: در برخی از چکامه ها، شماری از شاعران از جمله "محمد بقالان"، "بهمن ساکی"، "احمدرضا کیماسی"، شهنام پورمحمدی، "مجید کریمی" و صدیقه صنیعی واژگانی مانند" عاشورا، شهید، شهادت, خون، شمشیر، نیزه، بوسه، "شمس"، "مولانا"، "شراب"، ساقی و مستی و عشق و مجنون" به کار می گیرند که بیانگر مستی عرفانی و رهایی از قید و بندهای دنیوی است.
این مستی، نه مستی مادی، بلکه مستی از عشق الهی و فنا در ذات معشوق است. این اشعار به نوعی اوج و کمال معنوی و ادبی را به تصویر میکشند.

همچنین "فردین کوراوند"، پیش از خوانش، از شادروان استاد "قاسم آهنین جان" یاد می کند و با پیشکش شعرش به زنده نام استاد "محمود فرشچیان" فضای معنوی و هنری آیین و نیز رسم عاشقی را رسم می کند.
در حقیقت شعر کوراوند با الهام از رخداد کربلا و با استفاده از تصاویر غمانگیز و حماسی، به مظلومیت و جاودانگی آن می پردازد.
*نمادها و استعارهها:
قلاده: در جمله امام حسین (ع)، قلاده نه به معنای اسارت، که به معنای وسیلهای برای اتصال به معبود و راهی به سوی جاودانگی به کار رفته است.
اسب بی سرنشین: در شعر "سروش نزاهی"، اسب بی سرنشین نمادی از شهادت و حرکت رو به جلو حتا پس از شهادت است. اسب به عنوان نماد قدرت و پویایی، حتا بدون سوار خود، همچنان در حال حرکت است.
خیمههای سوخته: این نماد به وضوح اشاره به رویداد عاشورا و ستم وارد شده بر اهل بیت دارد. این تصویر بیانگر اندوهی است که از دل تاریخ میآید و همچنان ادامه دارد.
نی: صدای نی در این شعرها، به عنوان صدای ناله و غم و همچنین آوای حقیقت به کار میرود. صدای نی در پایان برنامه، یادآور نالههای جانسوز واقعه کربلاست.
به گزارش حبیب خبر، شاعران در این آیین، تصاویری ژرف و چندوجهی از درونه های عاشورایی، عرفانی و اجتماعی ارایه میدهند که هر یک به نوبه خود، دارای بار معنایی و احساسی فراوانی هستند. این محفل ادبی، تلاشی برای زنده نگه داشتن این ارزشها و مفاهیم از طریق زبان شعر است.

گفتنی است: در پایان این آیین آقای "موگویی" شعری از شیخ بهایی با این مطلع زیبا خواند:
"دلم در آن نفس که بمیرم، در آرزوی حسین است همان که خاک کوی او، به دست قیام بهشت است که سر ز خاک برآرم، به جست و جوی حسین" البته متن اصلی شعر کمی متفاوت است و به این صورت است: "دلم در آن نفس که بمیرم، هوای کوی تو دارد هوای روی تو دارد، هوای موی تو دارد بیا، بیا، که مرا با تو خوشتر است زین، که در انتظار توام"
ولی خواننده و مداح به خاطر ارادت و علاقهای که به امام حسین (ع) بیتها را با نام ایشان تلفیق کرد که نشان از عشق عمیق او به امام اش دارد.
گوینده این آیین در پایان غزلی از زنده یاد قیصر امین پور خواند که در پی می آید:" من از عهد آدم تو را دوست دارم/ از آغاز عالم تو را دوست دارم/ چه شبها من و آسمان تا دم صبح/ سرودیم نمنم: تو را دوست دارم/نه خطی، نه خالی، نه خواب و خیالی/ من ای حس مبهم! تو را دوست دارم/سلامی صمیمیتر از غم ندیدم/ به اندازهٔ غم تو را دوست دارم/بیا تا صدا از دل سنگ خیزد/ بگوییم با هم تو را دوست دارم/جهان یک دهان شد همآواز با ما /تو را دوست دارم، تو را دوست دارم"
این شعر یکی از ماندگارترین عاشقانههای "قیصر امینپور" است که زیبایی و سادگی کلام او را به خوبی نشان میدهد.

گفتنی است: در آیین رسم عاشقی, شاعران خوزستانی: از جمله: "محمد بقالان، کریم خسروی راد، بهمن ساکی، علیرضا شکرریز، حبیب اله بهرامی، احمدرضا کیماسی، شهنام پورمحمدی، فردین کوراوند، بانو صدیقه صنیعی، مجید کریمی، سروش نزاهی، علیرضا ترابی زاده، رحیم شیشه گر، محمدی، خورشیدی و موسوی" با اجرای زیبای وحید کیانی- که خود نیز در خوانش شعر کوتاهی نکرد - درباره حماسه عاشورا و آموزه های ارج آفرین آن به خوانش شعر پرداختند. سروده هایی که با آوای نی "زنگنه" هنرمند شایسته خوزستانی همراه بود.
اهواز- بهرام حبیبی
ارسال نظر به عنوان مهمان