امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

خانه احمد محمود در آستانه نابودی

 فرزند "احمد محمود" می‌گوید: از پس هزینه‌های نگهداری خانه این نویسنده فقید در تهران برنمی‌آید و نمی‌داند چه باید بکند؛ ولی چندسالی است تصمیم به فروش آن گرفته است.

 او می‌افزاید: از حرف‌های شیک و قشنگ درباره خانه موزه خسته شده است.

مهرماه سال جاری به مناسبت سالروز درگذشت احمد محمود به خانه‌اش در "نارمک تهران" سری زده و پای صحبت‌های فرزندش نشستیم؛ خانه‌ای ۵۰ ساله که فرزندان احمد محمود تلاش کرده‌اند آنجا را که روزگاری محل زندگی و کار این نویسنده نامدار بوده و داستان‌هایش را در آن‌ خلق کرده است، حفظ کنند.  خانه‌ای که به واسطه مکان_رویداد بودن دارای ارزش فرهنگی بسیاری است.

 بابک اعطا در گفت‌وگو با ایسنا از سختی‌های نگهداری این خانه و اینکه از پس هزینه‌ها برنمی‌آید گفته بود و اخیرا در مصاحبه‌ای از تصمیم خود برای فروش خانه گفته است.

 بابک اعطا، پسر احمد محمود در گفت‌وگوی جدیدش با ایسنا درباره تصمیمش برای فروش خانه پدری خود می‌گوید: بله در مصاحبه گفتم خانه نیاز به بازسازی دارد و این کار در توان من نیست. اکنون خودم در این خانه زندگی می‌کنم. خیلی سال است که خانه را برای فروش گذاشته‌ایم و اینطور نیست که در همه این سال‌ها فروش نرود اما واقعا نمی‌دانیم چه باید بکنیم.

 او با تأکید بر اینکه نگهداری این خانه خیلی سخت است و ادامه نگهداری از آن در توان او نیست، می‌گوید: زندگی سخت است و ناچاریم زیرا بازسازی خانه خیلی هزینه‌بر است.

 بابک اعطا در پاسخ به این‌که نهادهایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت میراث فرهنگی و یا شهرداری اقدام یا پیشنهادی برای خرید یا تهاتر خانه احمد محمود نداشته‌اند که خانه این نویسنده حفظ و به خانه‌_موزه تبدیل شود، بیان می‌کند: آن‌ها معتقدند باید خانه را هدیه دهیم. حتی چند روز پیش در اینستاگرامم پیامی داشتم که «خانواده برخی از نویسندگان خانه را به شهرداری هدیه داده‌اند! و شهرداری آنجا را موزه کرده است.» شاید چنین انتظاری دارند که خانه را هدیه دهیم و خودمان هم لابد باید جل‌وپلاسمان را جمع کنیم.

 او در ادامه اظهار می‌کند: از جملاتی چون خانه موزه کردن خانه احمد محمود و این‌ها خسته شده‌ام. همه این‌ها حرف شده است. واقعا خسته شده‌ام. از این حرف‌ها بسیار زده می‌شود؛ این حرف‌های قشنگ و شیک. حرف‌های قشنگ که از گفتنش لذت هم می‌بریم اما خسته شده‌ام. واقعا می‌گویم.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید