امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

بزمی که از غزل آغاز شد و به دل رسید

 استادان "محمد بقالان و "عیسی سجادی"- که از شاعران و منتقدان سرشناس شعر دیرینه و امروزین و بی گمان فردا و فرداها کشورمان خواهند بود- شاگردان بسیاری تربیت کرده اند که هر کدام از آنها جایگاه های والایی در شعر امروز دارند.

 این دو بزرگوار در یک گفت و گوی ادبی شرکت کردند که دستاورد آن را در زیر می توانید بخوانید و در ادامه از نگاه استاد هوشیارزاده به این گفت و شنید شاعرانه بهره مند شوید.

 *محمد بقالان:

 به شعری آتشین سوزم، ز بنیان خانه ی غم را

 به نظمی، دلنشین سازم! برایت بارگاه اینجا

 ***

 *عیسی سجادی:

 من و استاد بقالان اگر باشیم کنار هم

شود بزمی! که حسرت می خورد، هرخانقاه اینجا

*****

 *محمد بقالان:

 بی خبرمانده ام، زحضرت دوست     

 آنکه گلزارِ شعر خرم از اوست

 آنکه خورشیدِ ساحت ادب است

 با تجلی ی تازه ها همسو ست

 سخنش گرچه وحی منزل نیست

ولی الهامی از کرامت اوست

دَم عیسایی اش، شفا بخش است

مریمِ استعاره اش خوش بوست

نیست تنها به دیو نفس امیر

که سلیمان کشور بازو ست

*****

توشیع "عیسی سجادی":

م*مستم از بوی دل انگیز نسیم نوبهار

ح*حل هرمشکل نمودم از شرابی خوشگوار

م*من که مست باده ی ناب بهارم زین سبب

د*دردلم افتاده ازجام شرابش نقش یار

ب*باده ی نابی که هرکس جرعه ای نوشد از آن

ق*قلب او روشن شود چون آفتاب روزگار

الف*ای که دیدی عکس یارخویش در جام شراب

ل* لاله آسا ساغری پرکن از آب پرشرار

الف*اینکه"عیسی"گفت توشیع تو و تبریک عید

نام خود را یک به یک پیدا نما در این شعار

***** 

روایت یک همدلی ناب در زبان شعر؛

بزمی که از غزل آغاز شد و به دل رسید

بزمی که از غزل آغاز شد و به دل رسید

 

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:

 در روزگاری که گفت‌وگو بیش از هر زمان دیگری به اخلاق، ظرافت و عمق نیاز دارد، شعر همچنان یکی از بنیادی ترین ابزارهای نزدیک‌کردن دل‌ها است.

 گفت‌وگوی شاعرانه میان دو استاد، "محمد بقالان" و "عیسی سجادی"، نمونه‌ای درخشان از این ظرفیت فراموش‌شده ولی زنده‌ی شعر فارسی است؛ گفت‌وگویی که نه برای چیرگی، که برای هم‌نشینی دانسته ها شکل گرفته است.

 آغاز این گفت و شنود ، با تک‌بیتی آتشین از استاد بقالان، یادآور نقش تاریخی شاعر در ویران‌کردن «خانه‌ی غم» و ساختن «بارگاهِ دل» است.

 شاعر، در اینجا تنها آفریننده‌ی زیبایی نیست؛ معمار عاطفه است؛ کسی که با «نظم» می‌سوزاند و با «دلنشینی» بنا می‌کند.

 پاسخ استاد سجادی، به‌جای هماوردی،  فراخواندن به بزم است؛ بزمی که هتا(حتی) خانقاه‌ها را به حسرت می‌اندازد. این پاسخ، نشان می‌دهد که شعر، اگر در مدار دوستی و بزرگداشت بچرخد، می‌تواند جایگزین هر منبر و خانگاه رسمی شود.

 در ادامه، غزل استاد بقالان، از ستایشِ «حضرت دوست» فراتر می‌رود و به ترسیم چهره‌ای انسانیادبی از شاعرِ برابر می‌نشیند. تشبیه «دَم عیسایی» و «مریمِ استعاره»، نه تنها بازی زبانی نیست؛ نشانه‌ی هوش ژرف از کارکرد شفاگرِ گفتار است.

 در این شعر، ادب نه میدان قدرت، که پهنه‌ی بزرگواری است؛ جایی که شاعر، دیگری را خورشید می‌بیند، نه سایه‌ی خویش.

 اوج این گفت‌وگوی دل‌نزدیک‌کن، در توشیع هنرمندانه‌ی استاد "عیسی سجادی" جلوه‌گر می‌شود؛ صنعتی کهن و دشوار، که به‌جای نمایش مهارت تنها، در خدمتِ  بزرگداشت نامِ دوست نشسته است. آوردن بندواژه های نام و نام‌خانوادگی «محمد بقالان» در تار و پود غزل، نمادی است از آن‌که در این میدان، نام دوست، خودِ معناست. این‌جا شاعر، دیگری را در متن شعر جاودانه می‌کند؛ نه در حاشیه، نه در پاورقی.

چنین گفت و شنید ‌هایی، بیش از آن‌که رخدادی ادبی باشند، کنشی فرهنگی‌اند. در زمانی که واژه ها بیشتر ابزار جدایی، تخریب و  بدپنداری ‌اند، این شعرها یادآور می‌شوند که زبان، هنوز می‌تواند میانجی پیوند باشد.

گفت‌وگوی بقالان و سجادی نشان می‌دهد که ادب، اگر با فروتنی و مهر همراه شود، نه‌تنها دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند، که شعر را نیز به جایگاه بنیادین خود بازمی‌گرداند.

شاید مهم‌ترین پیام این مکالمه‌ی شاعرانه همین باشد:

در جهانی پرهیاهو، هنوز می‌توان با شعر، آرام سخن گفت و هنوز می‌توان، بی‌آن‌که فریاد زد، دل‌ها را به هم رساند.

بی گمان، بزرگداشت استاد "عیسی سجادی"، بزرگداشت شاعری است که واژه را به ارج رساند و شعر را از خودنمایی به گفت‌وگو بالا برد.

در جهان او، غزل میدان پیکار نیست؛ مجالی است برای دوستی، فروتنی و برجسته‌کردن نامِ دوست. آن‌جا که هنر و ادب در خدمت معنا می‌نشیند و مهارت به اخلاق گره می‌خورد، شعر پیش از آن‌که خوانده شود، حس می‌شود و پیش از آن‌که ستایش شود، دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند.

چنین شعری، بی‌هیاهو می‌ماند؛ نه در حافظه‌ی کاغذ، که در حافظه‌ی دل‌ها، و همین ماندگاری آرام، شایسته‌ترین شکل بزرگداشت یک شاعر است. چه نیکو که این معنا، در هم‌نشینی شاعرانه‌ی او با استاد "محمد بقالان"، جلوه‌ای روشن و خودمانی یافته است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

  • #بهنام_چهرازی

    سه شنبه 17 دی 1404 - سه شنبه, ژانویه 6 2026 11:50:42am

    انجام وظیفه کردیم در بزرگداشت استاد.‌‌ ایشون برگردن ادبیات کشور حق دارند.