نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
تحول های سیاسی همواره پیشران یا بازدارندهای مهم در فرآیند رشد اقتصادی کشورها هستند. در این میان، مذاکرات یا گفت و گوهای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا همواره یکی از عوامل تعیینکننده در فضای اقتصادی، ارزی و سرمایهگذاری کشور ما بوده است.
هرچند روابط دو کشور در دهههای اخیر بیشتر پرتنش و همراه با بیاعتمادی بوده، اما هر گاه روزنهای از تعامل یا مذاکره گشوده شده، بلافاصله اثرهای روانی و عملی خود را بر اقتصاد داخلی کشور نشان داده است.
در روزهای اخیر، خبرهای پیرامون ازسرگیری گفت وگوها و کاهش سطح تنشها میان تهران و واشنگتن بار دیگر به تیتر نخست رسانهها تبدیل شده است.
همین گمانهزنیها – بدون حتا نهاییشدن هیچ توافق مکتوب – موجب نوسان معنادار در بازار ارز و طلا شده و چشمانداز روشنی از احتمال گشایشهای اقتصادی در میان فعالان بازار شکل گرفته است.
بر کسی پوشیده نیست که اقتصاد ایران در سالهای گذشته، درگیر فشارهای شدید ناشی از تحریمهای بینالمللی، کاهش صادرات نفت، محدودیتهای بانکی و انسداد کانالهای مالی بوده است.
در چنین شرایطی، هرگونه کاهش تنش و افزایش امکان گفتوگو، میتواند بهمثابه روزنهای برای تنفس اقتصاد ملی تلقی شود.
یکی از مهمترین پیامدهای مثبت گفت و گوها، کاستهشدن از فشار اقتصادی رژیمهای سلطهگر و فراهمشدن زمینه برای ورود سرمایه خارجی و تکنولوژیهای نوین به کشور است؛ بهویژه در بخش هایی چون صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، حملونقل و فناوری اطلاعات که تشنه سرمایهگذاری و بازسازی زیرساختی هستند.
همچنین، از منظر روانی، تقویت امید در میان کنشگران اقتصادی و مردم میتواند به کاهش انتظارهای تورمی، بازگشت بخشی از سرمایههای راکد به بازار تولید و آرامسازی بازارهای حساس مانند ارز و طلا بینجامد.
نکته قابل توجه این است که در تجربههای قبلی گفت و گوها – چه در زمان برجام و چه در دوره گفتوگوهای غیررسمی – حتا بدون توافق قطعی نیز نشانههایی از کاهش نرخ ارز، ثبات نسبی قیمت طلا و افزایش امید در فضای کسبوکار دیده شد. اینبار نیز همین نشانهها قابل ردیابی است، اگرچه اقتصاد ایران بهدلیل پیچیدگیهای ساختاری، نیازمند برنامهریزی بلندمدت، اصلاحات داخلی و شفافیت مدیریتی نیز هست.
واقعیت آن است که گفت و گوها تنها یکی از اضلاع حل بحران اقتصادی ایران است. اما در شرایط کنونی، که کشور با محدودیتهای شدید ارزی، فشار تورمی و رکود مواجه است، همین روزنههای مذاکره نیز میتوانند به ابزاری کارساز در کاهش التهاب اقتصادی بدل شوند؛ بهویژه اگر همراه با اصلاحات داخلی، شفافیت در تصمیمگیری و مشارکت نخبگان در سیاستگذاری باشد.
بنابراین، توجه به پیامدهای مثبت گفت و گوها نه با خوشبینی مطلق، بلکه با واقعنگری میتواند مسیر تصمیمگیریها را بهسوی عقلانیت و کاهش تنش هدایت کند. مسیر دشوار اما ممکن است؛ بهویژه اگر از تجربههای گذشته درس گرفته و به جای فرسایش منابع ملی، از فرصت گفتوگو برای گشایش اقتصادی و رفاه اجتماعی بهره ببریم.
ارسال نظر به عنوان مهمان