نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- عبدالحمید گلافشان:
جاده رگهای حیاتی سرزمین ماست که شهرها و دلها را به هم پیوند میزند. ولی این مسیرهای زیبا و زندگیبخش، این روزها با زخمی عمیق دستوپنجه نرم میکنند: زخمِ رها شدن زباله. منظره ناخوشایند کیسههای پلاستیکی، قوطیهای نوشابه و پسماندهای رها شده در کنار جاده، نه تنها چشمان ما، بلکه وجدان مان را میآزارد.
این عمل ناپسندکه متأسفانه ازسوی برخی شهروندان از خودروهای شخصی انجام میشود حکایت از فرهنگی دارد که هنوز به بلوغ نرسیده است.
این گزارش درپی واکاوی این معضل و جستوجو برای راهحلهاست.
عوامل بسیاری در تداوم این رفتارنادرست نقش دارند: عادت و بیتوجهی:
برای برخی، این عمل به یک عادت روزمره تبدیل شده است. آنها بدون اندیشیدن به پیامدهای آن، زباله را از پنجره خودرو به بیرون پرتاب میکنند.
کمبود آموزش پیوسته:
اگرچه گاهوبیگاه کمپینهایی در این زمینه اجرا میشود، اما آموزش مستمر و فراگیر در مورد زیانهای پرتاب زباله و پرورش فرهنگ حفظ پاکیزگی محیط زیست، کماکان احساس میشود.
ناکارآمدی سامانه نظارتی:
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده، برخورد قاطع و نظارت پیوسته است.
به گفته برخی کارشناسان، ممکن است پلیس راهنمایی و رانندگی به دلیل اولویت دادن به تخلفات جدیتر مانند سرعت غیرمجاز، کمتر به این تخلف به ظاهر ساده بپردازد. همچنین، گستردگی راهها و کمبود نیرو، نظارت پیوسته را با چالش روبرو میکند.
برای ریشهکن کردن این معضل، ترکیبی از راهکارها ضروری است:
افزایش جریمههای نقدی:
مشخص شدن جریمههای سنگینتر و اجرای قطعی آن میتواند اثر بازدارنده چشمگیری داشته باشد.
نظارت الکترونیکی:
به کارگیری دوربینهای نظارتی در محورهای پرتردد برای شناسایی و اعمال قانون علیه متخلفان.
فرهنگسازی از طریق رسانه:
تولید و پخش برنامهها و تبلیغات مؤثر در صدا و سیما و شبکههای اجتماعی که به زیانهای این عمل و لزوم نگهداری از محیط زیست میپردازد.
مشارکت مردم:
ایجاد سامانههایی برای گزارش مردمی این تخلف، میتواند به عنوان چشمهای یاریرسان برای نیروهای قانون عمل کند.
تأکید بر آموزش از سنین پایین:
نهادینه کردن فرهنگ پاکیزگی و احترام به محیط زیست در مدارس و برای نسل آینده.
به باور نگارنده مشکل پرتاب زباله از خودرو، ریشه در یک "بیمهری فرهنگی" دارد. تا زمانی که هر شهروند خود را نگهبان و پاسدار حفظ پاکیزگی دیارش نداند و محیط را تنها "ملک عمومی" و نه "خانه مشترک" بداند، این چالش ادامه خواهد داشت.
قوانین و جریمهها لازمند، اما کافی نیستند. آنچه در نهایت میتواند چارهساز باشد، بیداری وجدان جمعی و درونی کردن این ارزش است که ایران زیبا، خانه همه ماست و پاکیزه نگاه داشتن آن، افتخاری همگانی و نشانهای از بلوغ یک ملت است.
ارسال نظر به عنوان مهمان