نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:
بازی پرهیجان شهر قدس برای فولاد، فقط یک شکست نبود؛ یک هشدار جدی بود.
هشداری درباره تیمی که میجنگد، میدود، موقعیت میساز ولی در لحظههای تعیینکننده، همهچیز را با بیدقتی و بیتمرکزی از دست میدهد.
فولادِ یحیی گلمحمدی در همان دقایق نخست استقلال را غافلگیر کرد؛
فشار، پرس، شوت، موقعیت پشت سر هم...
ولی فوتبال فقط آغاز بازی نیست؛ فوتبال لحظههای گران است.
لحظههایی که باید «زد»، «زدود» و «تصمیم درست گرفت»؛ لحظههایی که فولاد در آنها گم شد.
پنالتیِ مرگبارِ نزن!
دقیقه ۸۴، نقطهای که میتوانست همه داستان را عوض کند.
ساسان انصاری، کاپیتانی باتجربه، پشت توپ ایستاد؛ ولی ضربهای زد که بیشتر شبیه «یک لطف بزرگ به استقلال» بود.
پنالتی که اگر گل میشد، ورق برمیگشت؛ ولی زمانی که ضربه اینقدر قابل پیشبینی و کمکیفیت باشد، حتا گل نشدنش هم غافلگیرکننده نیست.
آدان البته قهرمان بود، اما فولاد هم باید بپرسد:
چطور تیمی با این حجم از فشار و نیاز، چنین پنالتی کمجان و کمفکر میزند؟
سینا مریدی؛ خشن، بیمحابا و زیانبار
فولاد تا لحظه اخراج هم امیدوار بود؛ ولی همه امید با یک تصمیم شتابزده پرید.
سینا مریدی با خطایی که بیشتر شبیه تکلهای دوره نوجوانان بود تا یک هافبک لیگبرتری، نهتنها خودش را اخراج کرد، که فولاد را هم از فرصتهای پایانی محروم ساخت.
این شکل از برخورد، این حد از عصبانیت و بیفکری، برای تیمی که در جدول پایین است، سم است… سم خالص.
اخراج او تنها یک کارت قرمز نبود، یک یادآوری بود که فولاد هنوز از نظر «بلوغ تاکتیکی» فرسنگها با تیمهای مدعی فاصله دارد.
خودخواهی در خط حمله؛ فرصتهایی که دود شدند از سحرخیزان در استقلال بگذریم، ولی پرسش درباره فولاد جدی است:
چرا کسی در فولاد پاسِ ساده را میبیند اما نمیدهد؟ در چند صحنه فولاد میتوانست با یک پاسِ عمقی، یا یک سانتر بهتر، یا یک تصمیم سریعتر، کمینه بازی را به تساوی بکشاند. ولی هر لحظهای که نیاز به «خونسردی» داشت، به «عجله» ختم شد.
یحیی باید پاسخ بدهد.
یحیی گلمحمدی تیم را جلو کشید، نظم دفاعی استقلال را چند بار فرو ریخت و فولاد را صاحب پنالتی و چند موقعیت ناب کرد.
ولی پرسش اصلی این است: چرا تیم یحیی در لحظههای مرگ و زندگی، فرو میریزد؟
چرا این تیم هنوز قدرت «زدن ضربه آخر» را ندارد؟ چرا بازیکنان این اندازه از کنترل خارج میشوند؟
چرا فولاد، تیمی که باید باهوش و منظم باشد، به تیمی پرخطا، پرکارت و بیدقت تبدیل شده است؟
یحیی حق دارد بگوید تیمش موقعیت داشته، ولی هوادار حق دارد بگوید: نتیجه نگرفتیم، چون تمرکز نداشتیم.
این فولاد نیاز به شوک دارد. گلنشدن پنالتی، اخراج، خطاهای بیمورد، پرتابکردن موقعیتها و از همه مهمتر کمبودن «نظم ذهنی» بازیکنان. اینها فقط یک باخت را توضیح نمیدهد؛ یک مشکل ساختاری را نشان میدهد.
اگر فولاد میخواهد از قعر جدول فاصله بگیرد، باید:
تکلهای بیمنطق را کنار بگذارد، دو سه پنالتیزن تمریندیده داشته باشد، مهاجمانش یاد بگیرند «بهموقع پاس بدهند»، از همه مهمتر، در لحظههای سخت، به جای هیجان، تصمیم درست بگیرند.
در لیگ برتر، نه شوتهای بیشتر مهم است، نه مالکیت؛ تنها تمرکز و هوشمندی است که امتیاز میآورد.
فولاد، شوربختانه در هر دو روز بدی داشت.
ارسال نظر به عنوان مهمان