نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- ح. پورعبداله:
دیرزمانی است شماری سودجو- که هنر و ادبیات و رسانه را نه «راه رشد»، بلکه «منبع درآمد» میبینند- با برگزاری کلاسهای دو- سهمیلیونی و دعوتهای نمایشی، جیب شیفتگان یادگیری را نشانه گرفتهاند.
اینان همانهاییاند که با چند عکس یادگاری، چند واژه ادبی، و چند نقدِ بیپایه، برای خود «اعتبار کاذب» دستوپا کردهاند و حالا هر بار که فرصت آموزش رایگان برای مردم فراهم میشود، آشفته میشوند.
این دلسوزان مردمی(!)، با کمک چند کانالدارِ نانبهنرخروزخور، در فضای مجازی آسمانوریسمان میبافند تا دستان شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی از برگزاری کارگاههای رایگان کوتاه شود.
به راستی اتهام شرکت توسعه نیشکر چیست؟
اینکه یادگیری را حق مردم میداند، نه کالای لوکس.
اینکه راه ورود به هنر و رسانه را روشن میکند، نه پُرهزینه و انحصاری.
و این، البته برای برخی اصلاً خبر خوبی نیست.
ولی اصل ماجرا فراتر از یک شرکت و چند منتقد ناراضی است.
این رخداد، یک پیام روشن دارد: زمانی که یک نهاد دولتی یا عمومی مسوولیت اجتماعی را جدی میگیرد، دیوار انحصار ترک برمیدارد و همین ترک کوچک کافیست تا برخی احساس خطر کنند.
جزیره خوزستان، با این حجم از استعدادهای خام، جوانان شیفته، شاعران نوپا، و نویسندگان آیندهدار، نیازمند پشتیبانی است؛ نه واسطهگری، نه دلالی آموزشی و نه «فروش تجربه در بستهبندی طلایی».
ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم که همه سازمانها، شرکتها، صنایع مادر و دستگاههای دولتی، راه توسعه نیشکر را ادامه دهند؛
کارگاههای رایگان برگزار کنند.
استادان واقعی را دعوت کنند.
دسترسی به آموزش باکیفیت را عمومی کنند و اجازه ندهند فرهنگ و ادبیات تبدیل به کالای کمیاب شود.
این استان، نه با تریبونهای مجازی، بلکه با کردار راستین مسوولیت اجتماعی رشد میکند.
شاید هم به راستی حق با آن ناراضیان باشد!
شاید همه نهادها باید دست از مسوولیت اجتماعی بشویند، آموزش را به بخش خصوصی گرانفروش بسپارند، و میدان را خالی کنند تا چند نفر، «شهد هنر» را بهتنهایی بنوشند و «شهد رسانه» را برای بقیه تلخ کنند.
ولی اگر قرار است فرهنگ در خوزستان جان بگیرد، اگر قرار است هنر دوباره نفس بکشد و اگر قرار است تبار تازهای از روزنامهنگاران، نویسندگان و هنرمندان شکل بگیرد، راه تنها یکی است:
گسترش دامنه مسوولیت های اجتماعی از سوی همه دستگاهها؛ نه عقبنشینی، نه واگذاری میدان.
و اکنون خطاب به همان دلواپسانِ کلاسهای چندمیلیونی:
دوستان! آهسته بنوشید… مبادا ترک بردارد چینی گلوی تان....
ارسال نظر به عنوان مهمان