نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- ح. پورعبداله:
خبر حضور زودهنگام هیأت دولت در خوزستان، بار دیگر موجی از امید، پرسش و البته تکرار را در استان برانگیخته است.
معاون سیاسی اجتماعی استاندار خوزستان در حاشیه نشست «ستاد حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» گفت: "با پیگیری استاندار، مقدمات این سفر نهایی شده و دستگاههای اجرایی موظفاند اولویتهای خود را برای ارایه در این سفر آماده کنند."
در ظاهر، این روند نشانهای از همافزایی و برنامهریزی است؛ ولی از منظری دیگر، مردم و ناظران سالهاست این آیین های «پیش از سفر» را بهتر از هر مسوول و تحلیلگری میشناسند.
سفرهایی که بیشتر با حضور رسانههای پایتخت، بازدیدهای فشرده، نشستهای بسیار و انبوه قولهایی همراه است که بسیاریشان بهجای انجام شدن، در گزارشها یا بایگانیها باقی میمانند!
در سفرهای پیشین دولتها به خوزستان، بارها دیدهایم که مسایلی با عنوان «اولویتهای کلیدی» مطرح و به پایتخت فرستاده شدهاند؛ از بحران آب و برق تا فقر، اشتغال، آلودگی های محیط زیستی، پروژههای نیمهتمام و دهها مسالهای که سالهاست در صدر فهرستها ثابت ماندهاند.
راستینگی این است که با وجود همه نشست ها و ارایه پیشنهادها، بسیاری از این موضوع ها همچنان پابرجا هستند و تنها «نسلی تازه از نشست ها» روی همان پروندههای قدیمی تشکیل میشود.
از سوی دیگر، مردم خوزستان نیز به احترام همین تجربه تاریخی، واکنشهایی دوگانه دارند:
از یکسو، امید به اینکه شاید اینبار بخشی از وعدهها جدیتر پیگیری شود؛ از سوی دیگر، نگرانی از اینکه مبادا باز هم سفرها جنبه تشریفاتی پیدا کند و تنها دستاوردش چند تیتر خبری و تصاویر پر از لبخند باشد!
نکته قابل درنگ اینجاست که مسوولان استانی، با وجود همه تلاشها، امروز پس از سالها ارایه فهرستهای مشابه، با کمبود «موضوع جدید» مواجهاند! بسیاری از همان پروندههای قدیمی یا پیشتر گزارش شدهاند یا هنوز در راه انجام شدن هستند.
به همین دلیل برخی مدیران ترجیح میدهند همان بستههای قدیمی را دوباره ارسال کنند؛ بستههایی که شاید در سفرهای گذشته دیده نشده، شاید فراموش شده، یا شاید در شلوغی مسایل ملی گم شده است!
شاید این تکرار، ناشی از بیعملی مدیران نباشد؛ بلکه از این راستینگی سرچشمه میگیرد که بحرانهای خوزستان آنقدر ریشهای، ژرف و فرابخشی هستند که بدون پایداری ملی و بدون تغییر ساختارها، از سطح گزارش و جلسه فراتر نمیروند.
*مردمی که میان گمان و امید ایستادهاند
برای مردم ولی ریشه ماجرا نه جلسات استانی است نه پهرست اولویتها.
آنها از سفر دولت، یک چیز میخواهند: کار بسودنی.
همان مردمی که امروز با موج تازهای از چالشها، از بحران اقتصادی گرفته تا مشکل های خدماتی و اجتماعی، روبهرو هستند و حتا در جستارهایی چون قطع یارانه بخشی از کارگران، صدای گلایهشان به گوش کشور رسیده است.
*آنها از تکرار خستهاند، نه از خواهانی؛
اگر این سفر بتواند حتا یک گره درست را بگشاید، اعتماد و همراهی اجتماعی نیرو می گیرد.
*سفرِ دولت یا تکرارِ پروندهها؟
اکنون پرسش راستین این است:
آیا این سفر، زمانی است برای باز کردن قفلهای قدیمی یا بار دیگر تکرار همان مسیرهای آشنا؟
اگر سفر دولت به خوزستان می خواهد معنا پیدا کند، باید از چرخهی دایمی «بازدید، وعده، عکس یادگاری» بگذرد و به دوره ای برسد که مردم نتیجه را در زندگی روزمره خود ببینند؛ چه در آب آشامیدنی و اشتغال، چه در محیط زیست و زیرساخت و چه در سادهترین نیازها.
در پایان شاید همان جمله قدیمی راهگشا باشد: "وقتی همه حرفها گفته شده، ولی گوش شنوایی نبوده، پیوسته باید ازنو گفت"
ولی اینبار، امید مردم به شنیده شدن و عمل کردن است؛ نه تنها تکرار.
ارسال نظر به عنوان مهمان