نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر – زیباکلام اهوازی:
پتروشیمی بندر امام خمینی (ره) قرار است هشتم دیماه، «روز صنعت پتروشیمی» را با برگزاری آیینی ویژه گرامی بدارد؛ آیینی که شوربختانه پیش از آغاز، پرسشهای جدی درباره نگاه این صنعت به رسانههای بومی خوزستان را پیش روی اندیشه های همگانی قرار داده است.
این شرکت، همچون سالهای گذشته که توجهی شایسته به خبرنگاران خوزستانی نداشت، در گام نخست اقدام به دعوت از پانزده خبرنگار تهرانی کرده است؛ خبرنگارانی که مناسبات و بدهبستانهای رسانهایشان با این مجموعه بر کسی پوشیده نیست.
در پی رایزنی و پیگیری دو تن از اعضای هیأتمدیره خانه مطبوعات و رسانههای خوزستان، مقرر شد ده خبرنگار از استان نیز در این آیین حضور داشته باشند. در اطلاعیه خانه مطبوعات خوزستان آمده است:
«پتروشیمی بندر امام خمینی (ره) پس از دعوت از خبرنگاران تهرانی، با پیگیری خانه مطبوعات استان موفق شد سهمیهای برای حضور خبرنگاران استان نیز دریافت کند. این اقدام فرصتی مناسب برای اصحاب رسانه در استان خوزستان فراهم میآورد تا از نزدیک با دستاوردها و تحولات این صنعت حیاتی آشنا شوند.»
ولی راستینگی آن است که این «الطاف سهمیهای»، بیش از آنکه نشانی از تکریم رسانه باشد، تصویری آشکار از نگاهی تحقیرآمیز به خبرنگاران خوزستانی را بازتاب میدهد؛ نگاهی که در آن، خبرنگار بومی همواره «سهمیهای» است و خبرنگار تهرانی «اصل ماجرا».
در همین اطلاعیه بهروشنی آمده که ابتدا خبرنگاران پایتخت دعوت شدهاند و سپس، با پیگیری خانه مطبوعات، سهمی برای رسانههای استان در نظر گرفته شده است؛ گویی خوزستان ـ میزبان این صنعت عظیم، پرهزینه و آلاینده ـ در حاشیهای ایستاده که باید برای حضورش اجازه بگیرد!
پرسش ساده و روشن است:
آیا شرکتهای ماندگار در تهران، برای بزرگداشت مناسبتهای صنعتی خود، از خبرنگاران خوزستانی دعوت میکنند؟
اگر پاسخ منفی است ـ که هست ـ این پیشی و پسی چه توجیهی دارد جز کوچک شمردن رسانههای محلی؟
تناقض دیگر آنجاست که این دعوت بهعنوان «فرصتی برای آشنایی با دستاوردها و تحولات صنعت پتروشیمی» معرفی میشود؛ انگار نه انگار که این صنعت سالهاست در قلب خوزستان فعال است، با پیامدهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی گسترده، ولی دستاوردهایش برای مردم و رسانههای بومی، بیشتر پشت درهای بسته باقی مانده است.
اگر قرار است خبرنگاران خوزستانی تازه با «تحولات» آشنا شوند، باید پرسید: کدام تحول!؟
جز صنعت حقوقهای نجومی، پاداشهای کلان، تمرکز منافع در پایتخت و مدیریتهای پروازی، چه چیزی بهروشنی در اختیار مردم استان قرار گرفته است؟
مساله این دعوتنامه، تنها یک مراسم نیست؛ مساله، تداوم نگاه مرکز–پیرامونی در صنایع ماندگار در خوزستان است؛ نگاهی که رسانه بومی را نادیده میگیرد، مگر آنکه «سهمیهای» برایش تعریف شود!
وقتی ۹۵ درصد مدیران و مسوولان ارشد شرکتهای پتروشیمی غیربومیاند،
وقتی ۹۹ درصد مدیران، پروازیاند و سه روز در هفته در پایتخت به سر میبرند،
وقتی برخی اعضای هیأتمدیره همزمان در چند شرکت عضویت دارند و حقوقهای چندصد میلیون تومانی دریافت میکنند،
وقتی حسابهای مالی پتروشیمیهای ماهشهر و بندرامام در بانکهای تهران جاری است و حتا رئیسجمهور نیز به ظاهر این تمرکز مالی را ظلم به مردم خوزستان میداند ولی انگار این بیت از حضرت سعدی:" ای که دستت میرسد کاری بکن/ پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار" به ویرش نمی آید! که کاری بکند!
و زمانی که پروندههای مالیاتی در پایتخت رسیدگی و سودش نصیب مرکز میشود، ولی دودش در چشم خوزستان میرود، دیگر چه باید گفت که تاکنون گفته نشده است؟ جز آنکه با حسرت، این بیت "یغمای جندقی" را زمزمه کنیم: «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من/آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است.»
ارسال نظر به عنوان مهمان