امروز:
چهارشنبه - 8 بهمن - 1404
ساعت :

دلتنگیِ سبز در سرزمین گرم

حبیب ‌خبر- منوچهر برون:

محیط‌زیست خوزستان سال‌هاست با رنج‌های بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ از خشکی تالاب‌ها و فرسایش خاک تا آلودگی هوا و فشار بی‌امان توسعه‌ی ناهماهنگ. ولی در میان این همه چالش، آنچه گاه کمتر دیده می‌شود، نقش انسان‌هایی است که با دانش، تعهد و پیوند صمیمی با مردم، کوشیدند «محیط‌زیست» را از یک مفهوم اداری به یک نگرانی‌ اجتماعی تبدیل کنند.

خوزستان در چند سال اخیر، دو تن از همین مدیران اثرگذار بخش آموزش و مشارکت‌های اجتماعی را از دست داد؛ این نبودن ها تنها غیبت دو نام نیست، که خلأیی جدی در راه فرهنگ‌سازی و کنشگری محیط‌زیستی استان به شمار می‌آید.

مهندس "محسن خیراللهی" از جمله جوانانی بود که محیط‌زیست را نه پشت میز، که در میدان می‌شناخت. او به آموزش باور داشت؛ آموزشی که از دل جامعه می‌جوشد و با زبان مردم سخن می‌گوید.

 نگاه او به مشارکت اجتماعی، زنده و پویا بود؛ می‌دانست بدون همراهی مردم، هیچ برنامه‌ای پایدار نخواهد ماند. رفتن زودهنگامش، آن هم در آغاز جوانی، ضایعه‌ای بود که نه‌تنها همکاران، که کنشگران مردمی و دوستداران طبیعت را در بهتی ژرف فرو برد.

پس از او، مسوولیت آموزش و مشارکت‌های اجتماعی به بانو "مژگان سخایی" سپرده شد که خود نماد تعهد، تخصص و پیوند با جامعه بود. او از آن مدیرانی بود که نامش با «مردم» گره خورده بود، نه تنها با بخشنامه و گزارش.

ارتباط گسترده و صمیمانه‌اش با سازمان‌های مردم‌نهاد، کنشگران محلی، معلمان، دانش‌آموزان و داوطلبان محیط‌زیستی، از او چهره‌ای ساخت که حضورش در هر برنامه‌ای، به آن معنا و اثر می‌بخشید.

خانم "سخایی" محیط‌زیست را مساله‌ای فرهنگی می‌دانست؛ باور داشت اگر آموزش از کودکی آغاز و مشارکت همگانی شود، بسیاری از بحران‌ها پیش از آنکه به فاجعه برسند، مهار خواهند شد.

استاد منوچهر برون

 نگرانی او آموزش بود؛ آموزشی پیوسته، مردمی و استوار بر گفت‌وگو. به همین دلیل، ردپای اندیشه و تلاشش را می‌توان در بسیاری از برنامه‌ها، کمپین‌ها و حرکت‌های محیط‌زیستی خوزستان دید؛ حتا امروز که خود در میان ما نیست.

 نبود این بانوی کنشگر و کاربلد، تنها از دست رفتن یک مدیر نیست؛ از دست رفتن یک حلقه‌ی واسط میان مردم و ساختار رسمی است.

 خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین چهره‌هایی نیاز دارد؛ انسان‌هایی که هم دانش و هم دل در گروی این خاک دارند؛ هم زبان مردم را می‌فهمند و هم زبان مدیریت را.

 یاد مهندس خیراللهی و بانو سخایی، یادآور یک حقیقت مهم است: محیط‌زیست با انسان‌هایش زنده است. اگر این انسان‌ها دیده و حمایت نشوند و جایگزینی برای آن‌ها تربیت نشود، برنامه‌ها روی کاغذ می‌مانند و طبیعت، بی‌پناه‌تر از همیشه می‌شود.

 پاسداشت نام و راه این عزیزان، نه با آیین‌های دوره ای، که با ادامه دادن راه‌شان ممکن است؛ راهی که از آموزش، مشارکت و اعتماد به مردم می‌گذرد.

روح‌شان شاد و راه‌شان سبز باد.

*واکاوی حبیب‌ خبر:

چرا صندلی‌های «آموزش» در محیط‌زیست، با بخشنامه پر نمی‌شوند؟

یادداشت استاد "منوچهر برون"، فراتر از یک نکوداشت، هشدار نسبت به یک «بحران جانشینی» در مدیریت نرم‌افزاری خوزستان است.

در استانی که پروژه‌های سنگین صنعتی و بحران‌های حاد اقلیمی همواره متن را اشغال کرده‌اند، «آموزش و مشارکت‌های اجتماعی» بیشتر در حاشیه بوده است.

 اهمیت کار مهندس "محسن خیراللهی" و بانو "مژگان سخایی" در این بود که آن‌ها این «حاشیه» را به «متن» آوردند. آنان ثابت کردند: برای نجات تالاب یا کاهش آلودگی، پیش از ماشین‌آلات، به «سرمایه اجتماعی» نیاز داریم.

واکاوی راه این دو مدیر نشان می‌دهد: محیط‌زیست خوزستان اکنون در «دلتنگیِ» چنین حلقه‌های واسطی رنج می‌برد؛ مدیرانی که به جای «ریاست»، «آسان‌سازی» می‌کردند.

"حبیب‌ خبر" باور دارد: بزرگ‌ترین پاسداشت برای این دو عزیز، بازگرداندن جایگاه «سمن‌ها» و «کنشگران  درخواستگر» به مرکز تصمیم‌گیری‌های محیط‌زیستی استان است؛ چرا که بی گمان، طبیعتِ خوزستان بدون این پیوندِ انسانی، بی‌پناه‌تر از همیشه خواهد بود.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید