نظرات
- اولین نظر را شما بدهید


عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر/آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر
هر که جز این عاشقان، ماهیِ بیآب دان/مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر
عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت/ برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر
هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟/ چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟
سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟/ جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر
تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش/عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر
جملهٔ جانهای پاک، گشته اسیران خاک/عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت/در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر
چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش/خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر
مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا/تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر
*****
خوانشی بر سروده حضرت "مولانا"؛
حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:
سروده بالا بر مدار عشق می تابد؛ عشقی که در نگاه شاعر، تنها معیار ارزشگذاریِ عمر انسان است. "مولانا" با زبانی نزدیک به سنت عطار، عشق را «آب حیات» میخواند و هر دلِ دور از آن را «ماهیِ بیآب»؛ بیرمق، پژمرده و گرفتار خاک.
در بیتهای غزل، عشق نیرویی زندهکننده و حیاتبخش شناسانده میشود: اگر رخ بگشاید، پیر را جوان میکند و درخت خشک را به شکوفه میرساند. این عشق، نهتنها مرگزدایی میکند که مرگ را از عاشق دور نگه میدارد، چرا که «مه» سپر اوست و تیر حوادث به او نمیرسد.
"مولوی" از مخاطب غزل میخواهد که راه یافته و راه گمکرده را بازشناسد؛ از «تافتن از خدا» نتیجهای پدید نمیآید، جز گمگشتگی. بنابراین، بازگشت به مسیر عشق و حقیقت، نه موعظهای اخلاقی، که ضرورتی وجودی است.
در ادامه، زبان "رومی شاعر" بی پرده می شود: یا طعم شیرین عشق را بپذیر یا اگر نمیپذیری «سرکهباش» و کنار برو؛ چرا که جهانِ بیعشق بیارزش است. عشق است که بر خاک زر میریزد و اسیران را آزاد میکند، همانگونه که جانهای پاک در قفس خاک گرفتارند و تنها عشق رهاییبخش آنان است.
اشاره های اندرزگونه به فقر درونی، کار و مردانگی و رسیدن به حق نیز لحن عرفانیِ عملی غزل را پررنگتر میکند.
پایانبندی با نام «شمس»- مفخر تبریزیان- بهروشنی پیوند شاعر با مکتب شمس را آشکار میسازد؛ دعوتی برای رهایی دل از «آب و گلِ قیری» و رسیدن به نور.
جا دارد از استاد "ایرج خواجوی" شاعر و خوشنویس ارزشمند کشورمان که این خطنگاره زیبا را همراه با غزل مولانا به ستون فرهنگ و ادب حبیب خبر پیشکش کرد سپاسگزاری کنیم.
ارسال نظر به عنوان مهمان